اسپنج

[اِ پَ] (اِخ) یکی از نواحی آمل مازندران. (سفرنامهء مازندران و استراباد رابینو ص 113 بخش انگلیسی).


اسپنجاری

[اِ پَ] (اِخ) یکی از قراء سابق رادکان از نواحی شادکوه و ساور مازندران. (سفرنامهء مازندران و استراباد رابینو ص 126 بخش انگلیسی).


اسپند

[اِ پَ] (اِ) دانه ای باشد که بجهت چشم زخم در آتش ریزند. (برهان). حرمل. (تاج العروس) (تحفهء حکیم مؤمن). حرمل احمر. حرمل عامی. حرمله. اسفند. سپند. سِبَنْج(1) و گیاه آن دانه، رَضرضه است. (بحر الجواهر) :
ای سپندی منشین خیز و سپند آر سپند
تا ترا سازم ازین چشم گرامی مجمر
چشم...


اسپند

[اِ پَ] (اِخ) رودخانه ای است که به بحر خزر ریزد و محل صید ماهی باشد. (جغرافیای طبیعی کیهان ص 16).


اسپند

[اِ پَ] (اِخ) (میرزا...) یا (امیر...) ابن قرایوسف. وی بعد از فوت پدر قلعهء بایزید را در حوالی رود ارس که نفایس بیشمار و ذخیره های بسیار قرایوسف بدانجا بود، بتصرف درآورد و بعضی از مردم خود را در آنجا مضبوط کرد و در این زمان شاهرخ میرزای تیموری کمند...


اسپندار

[اِ پَ] (اِ) شمع، که معشوق پروانه است. (برهان). || مخفف اسپندارمذ. || بودن نیر اعظم در برج حوت. (برهان). اسفندار. || درختی است که مطلق باثمر نبوده مثل پده و آنرا اسپیدار و اسفید نیز گویند. (مؤید الفضلاء).


اسپندار

[اِ پَ] (اِخ) (مخفف اسپندیار) نام پسر گشتاسب. (برهان).


اسپندارجشن

[اِ پَ جَ] (اِ مرکب)سپندارمذروز (روز پنجم) از ماه سپندارمذ و آن جشنی بوده است در ایران باستان. بقول ابوریحان بیرونی این جشن به زنان تخصیص داشته و از شوهران خود هدیه میگرفته اند از این رو به جشن مژدگیران معروف بوده است. (خرده اوستا تألیف پورداود صص 209 -...


اسپندارمذ

[اِ پَ مَ] (اِخ) در اوستا سپنتا آرمئیتی، در پهلوی سپَندارمَت، در فارسی سپندارمذ و اسپندارمذ و اسفندارمذ و سفندارمذ. سپنت صفت است بمعنی مقدس که بعدها به آرمئیتی متصل شده است، و آن خود مرکب است از دو جزء: اَرِم که قید است بمعنی درست، آنچنانکه باید و شاید،...


اسپندان

[اِ پَ] (اِ)(1) تخمی است بسیار ریزه، و آنرا خردل گویند. (برهان). ثفاء. آهوری. || اثباطون. (فهرست مخزن الادویه) (تحفهء حکیم مؤمن در ذیل کلمهء اسپندان). اسفندان(2). رجوع به اثباطون شود.
(1) - Moutarde.
(2) - erable.


اسپندان

[اِ پَ] (اِخ) نام قصبه ای بشمال شرقی فراه و شمال دلارام به افغانستان.


اسپندان دانه

[اِ پَ دا نَ / نِ] (اِ مرکب)تخم خردل. ثُفّا.


اسپندیاد

[اِ پَ] (اِخ) اسپندیاذ. یا اسپندیات، در پهلوی نام اسفندیار پسر گشتاسب است. رجوع به ایران در زمان ساسانیان ترجمهء یاسمی ص 63 و مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی ص 364 و رجوع به اسفندیار شود.


اسپندیار

[اِ پَ] (اِخ) پسر گشتاسب و او روئین تن بود. (از برهان). رجوع به اسفندیار شود.


اسپندیوس

[اِ پِ] (اِخ) نام یکی از اسیران روم که به قرطاجنه (کارتاژ) فرار کرد و در آنجا یکی از رؤساء و پیشوایان بلوای تجار و اصناف که از 241 ق. م. تا 238 ادامه داشت گردید و در سال 239 آمیلکار ویرا به چنگ آورده مصلوب ساخت. (قاموس الاعلام ترکی).


اسپنر

[اِ پِ نِ] (اِخ)(1) مؤسس طریقهء رهبانی موسوم به پیاتیست کاتولیکها. مولد وی 1635 م. در آلزاس و وفات در سنهء 1705 م. پاره ای آثار راجع به عقائد و تصوف دارد. (قاموس الاعلام ترکی).
(1) - Spener, Philipp Jakob.


اسپنسر

[اِ پِ سِ] (اِخ) نام یکی از خانواده های قدیمی انگلستان. یک پدر و پسر موسوم به هوگ اسپنسر در اوائل قرن 14 م. عنان اختیار و ارادهء ادوارد دوّم پادشاه انگلستان را در دست گرفته بودند. ملکه الیزابت و طرفداران وی به لطایف الحیل این دو را نفی و...


اسپنسر

[اِ پِ سِ] (اِخ)(1) ادموند. یکی از شعرای مشهور انگلیس. مولد سال 1552 م. در لندن و وفات در سنهء 1599 م. وی چند منظومه و بعض نمایش نامه های منظوم و نیز اشعاری دارد.
(1) - Spenser, Edmund.


اسپنسر

[اِ پِ سِ] (اِخ)(1) هربرت. وی در قرن نوزدهم بزرگترین فیلسوف انگلیسی بشمار است. مولد او بسال 1820 م. پدر و جدّ وی معلم کتاب بودند. خود او هنگام تعلم به ریاضیات و علوم فنی مایل بود و مهندسی آموخت، لیکن دروس وی منتظم نبود، به کتاب خواندن نیز اشتیاقی...


اسپنکور

[اِ پَ] (اِخ)(1) کرسی مُز از ناحیهء وِردُن، در ساحل اَتَن، 570 تن سکنه دارد. و راه آهن از آن گذرد.
(1) - Spincourt.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید