اسابذه

[اَ بِ ذَ] (اِخ) نام قومی از فرس. (اقرب الموارد). قومی از ایرانیان. گروهی از مجوس فارس. واحد آن: اسبذی. (منتهی الارب). جماعتی از ایرانیان زرتشتی بین النهرین که آنانرا اسبذیین نیز میگویند و سلیحوران قلعهء مشقر بودند و منذربن سادی یکی از صحابهء رسول از آنان است. و ظاهراً...


اسابی

[اَ بی ی] (ع اِ) جِ اسباءه.
-اسابی الدماء؛ راههای خون. (منتهی الارب).


اسابیع

[اَ] (ع اِ) جِ اسبوع. (منتهی الارب). هفته ها. || (ق) هفت ها. هفت هفت.


اساتذه

[اَ تِ ذَ] (ع ص، اِ) جِ عربی استاذ(1).
(1) - مؤلف غیاث اللغات آنرا جمع استاذ معرب استاد گرفته است.


اساتر

[اَ تِ] (ع اِ) جِ استار. اساتیر.


اساتید

[اَ] (از ع، ص، اِ) جِ اُستاد. استادان. اَساتیذ. اَساتِذه.


اساتیذ

[اَ] (ع ص، اِ) جِ اُستاذ. استادان. اَساتِذه.


اساتیر

[اَ] (ع اِ) جِ استار، که وزنی است. اساتر.


اساجع

[اَ جِ] (ع اِ) جِ اُسجوعه.


اساجیع

[اَ] (ع اِ) ججِ سجع.


اساحل

[اَ حِ] (ع اِ) آب راهه ها. (منتهی الارب). مسایل الماء. (قطر المحیط).


اساحه

[اِ حَ] (ع مص) اساحهء نهر؛ روان کردن جوی. (منتهی الارب). || فروافکندن، چنانکه اسب دم خود را: اساح الفرس بذنبه. (از منتهی الارب).


اساداروو

[اَ وَ] (اِ) داریوش در کتیبهء شوش بند پنجم گوید: آنچه از نقره و اساداروو در اینجا کار شده از مصر آمده. و این کلمه را گمان میکنند بمعنی مس است. (ایران باستان ص 1607 و 1608).


اساده

[اِ دَ] (ع مص) فرزند مهتر زادن. (منتهی الارب). مهتر زادن. (تاج المصادر بیهقی). || فرزند سیاه فام آوردن. فرزند سیاه فام زادن. (منتهی الارب). سیاه زائیدن.


اساده

[اِ دَ] (ع اِ) بالش. (مهذب الاسماء) (غیاث). وساده. (غیاث). بالین. ج، اُسُد.


اسادیان

[اُسْ سا] (اِخ)(1) (جمهوری...) آنگاه که اسکندر مقدونی به سند رسید رسولانی از مردم جمهوری اسادیان نزد او رفته اظهار انقیاد کردند. (ایران باستان ص 1833 و 1842).
(1) - Ossadiens.


اسار

[اِ] (ع اِ) چیزی که بدان بندند. (منتهی الارب). دوال. دوال که پالان بدان بندند. (مهذب الاسماء). بند. ج، اُسُر. || یَسار. چپ. (منتهی الارب).


اسار

[اِ] (ع مص) اسیر کردن. (تاج المصادر بیهقی). اسر. بردگی. اسارت. اسیری : ملک بفرمود تا همگنان را بگرفتند و در قید اسار کشیدند. (ترجمهء تاریخ یمینی ص 163). و آن ملاعین بعضی طعمهء شمشیر گشتند و جمعی در قید اسار گرفتار شدند و برخی در لباس خزی و حسار...


اسار

[اِ] (اِخ)(1) کرسی واندِه از ناحیهء رش ساحل یُن، دارای 2842 تن سکنه.
(1) - Essarts.


اسار

[اِ] (اِخ)(1) پیر دِز... حاکم پاریس بسال 1408 م. وی گاه طرفدار ژان سان پُر (بی ترس) بود و گاه بر ضد او قیام میکرد و کابوشیَن ها او را بکشتند. (1360 - 1413 م.).
(1) - Essarts, Pierre des.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید