اژدهای هفت سر

[اَ دَ یِ هَ سَ](ترکیب وصفی، اِ مرکب)(1) اژدهایی اساطیری که هفت سر دارد :
گر اکنون که مار است گردد رها
شود تا نه بس هفت سر اژدها.فردوسی.
جهان چون یکی هفت سر اژدهاست
کسی نیست کز چنگ و نابش رهاست.
اسدی.
ور بری زی او به رشوت اژدهای هفت سر
گوید این فربی یکی یاریست...


اژر

[اِ ژِ] (اِخ)(1) رجوع به شِب(2) شود.
(1) - Eger.
(2) - Cheb.


اژر

[اِ ژِ] (اِخ) رجوع به اغر شود.


اژرنگ

[اَ رَ] (اِخ) محرف ارژنگ، نام دیوی. رجوع به ارژنگ شود.


اژری

[اِ ژِ] (اِخ)(1) اژریا. دختری حوری نژاد که دیانا او را به چشمه ای تبدیل کرد و در جنگل آریسی از جنگلهای لاسیوم جاری ساخت. زنان روم قدیم او را ستایش می کردند و چون آبستن می شدند، او را قربانیها میدادند تا هنگام وضع حمل رنج بسیار نبرند. هنوز...


اژس

[اِ ژِ] (اِخ)(1) شهرکی در ائولی(2)آسیای صغیر. (ایران باستان ص 914).
(1) - Eges.
(2) - eolie.


اژس

[اِ ژِ] (اِخ)(1) شهری در مقدونیهء قدیم مقر نخستین پادشاهان آن ناحیت. (ایران باستان ص 1192 و 1195 و 1206).
(1) - Aeges.


اژغ

[اَ] (اِ) شاخه هائی را گویند که از درخت بریده باشند و بعربی جلمه خوانند. (برهان قاطع). آژغ. (فرهنگ ناصری). ازغ. ازگ. ستاک. و رجوع به ازگ شود. || شوخ. چرک :
سوی آسمان کردش آن مرد روی
بگفت ای خدا این تن من بشوی
از این اژغها پاک کن مر مرا
همه آفرین...


اژفنداک

[اَ فَ] (اِ) قوس قزح. (اوبهی). رجوع به آزفنداک شود.


اژکان

[اَ] (ص) ازکان. اژگان. مردم کاهل و باطل و مهمل و بیکار. مردم بیکار و جهول و کاهل و باطل. (مؤید الفضلاء). اژگهان. ازگهن. (جهانگیری). جمند. (جهانگیری).


اژکن

[اَ کَ] (اِ) دری باشد شبکه دار که از پس آن نگاه توان کرد. (برهان). شبکه و روزن که از پس آن نگاه توان کرد. (مؤید الفضلاء). غلبکن.


اژکهان

[اَ کَ] (ص) مردم کاهل و باطل و مهمل و بیکار. اژکان. (برهان). اژهن. (اوبهی). اژهان. و این کلمه تصحیف وژکهان است :
اشو گفت آنکه می بینی روانش
بدی اندر جهان کار اژکهانش.
زراتشت بهرام.


اژکهن

[اَ کَ هَ / اَ کَ] (ص) کاهل. بیکار. (صحاح الفرس) (فرهنگ اسدی نخجوانی) (اوبهی) (برهان) (سروری). باطل. (اوبهی) (برهان). تنبل. مهمل. (برهان). جمند. (جهانگیری) :
بدل ربودن جلدی(1) و شاطری ای مه
ببوسه دادن جان پدر بس اژکهنی.
شاکر بخاری.
رخش با او لاغر و شبدیز با او کندرو
ورد با او راجل و...


اژگان

[اَ] (ص) رجوع به اژکان شود.


اژگن

[اَ گَ] (اِ) رجوع به اژکن شود.


اژگیل

[اَ] (اِ) رجوع به ازگیل شود.


اژگین

[اَ] (ص) رجوع به اژکهان و اژکهن شود.


اژن

[اُ ژِ] (اِخ)(1) اژن اول (قدیس)، پاپ از 654 تا 656 م. ذکران وی در دوم ژوئن است. || اژن دوم، پاپ از 824 تا 827 م. || اژن سوم، پاپ از 1145 تا 1154م. || اژن چهارم، پاپ از 1431 تا 1447م.
(1) - Eugene.


اژن

[اُ ژِ] (اِخ)(1) خطیبی از مردم گُل که او را بسال 392 م. امپراطور روم شناختند. وی مغلوب تئودسیوس شد و به امر او کشته شد.
(1) - Eugene.


اژند

[اَ ژَ] (اِ) گلی باشد که بر روی خشت پهن کنند و خشتی دیگر بر بالای آن نهند. و گل و لای ته حوض را نیز گفته اند. (برهان قاطع). سنگهای خرده ای را که بجهت استحکام بین سنگ و گل گذارند. (شعوری). آژند. گلابه. ملاط. (السامی فی الاسامی). و...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید