ازایراک

[اَ زی] (حرف ربط مرکب)(مرکب از: ازیرا + که) اَزیراک. رجوع به ازیرا شود :
دل ز بدیها بدین بشوی ازایراک
پاک شود دل بدین چو جامه بصابون.
ناصرخسرو.
از همنفسان نیست مرا روزی ازایراک
در روزن من هم نرود صورت مهتاب.
خاقانی.


از این

[اَ] (حرف اضافه + صفت / ضمیر)من هذا. || مثل. مانند: و ازآن امیرالمؤمنین هم از این معانی بود. (تاریخ بیهقی). || (ص مرکب) ازین. زین. برای اشارهء وصف جنسی بکار است و غالباً پس از اسم یا صفت یاء نکره می آورند(1) به معنی از این قبیل، از این...


از این پس

[اَ پَ] (ق مرکب) زین پس. از این سپس. از این ببعد.


از این رو

[اَ] (حرف اضافه + صفت + اسم) از این جهت. از این سوی. از این طرف :
کس از ما نبینند جیحون بخواب
وز ایران نیایند از این روی آب.فردوسی.
|| (حرف ربط مرکب) لاجرم. لهذا. ازیرا.


از این سپس

[اَ سِ پَ] (ق مرکب) از این پس. بعد از این. من بعد.


از اینکه

[اَ کِ] (حرف ربط مرکب) بجای اینکه. در عوض اینکه.


ازب

[اَ] (ع مص) جاری شدن آب: ازب الماء. || نشخوار نکردن: ازبت الابل. || سخت شدن: ازب الشی ءُ. (منتهی الارب).


ازب

[اَ زِ] (ع ص) دراز. طویل. ازیب.


ازب

[اَ زَب ب] (ع ص) بسیار موی ابرو. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). آنکه موی ابرو بسیار دارد. (مهذب الاسماء). بسیارموی از مردم و شتر. درازموی. مؤنث: زَبّاء. (منتهی الارب). ج، زُبّ. (مهذب الاسماء). || عام ازبّ؛ سال فراخی و ارزانی. سال بسیارعلف. (منتهی الارب). فراخ سال پرگیاه و پرغله. ||...


ازب

[اِ] (ع ص) مرد کوتاه و ستبر و زیرک. || لئیم. || زشت روی. || لاغر باریک مفاصل که شکم و اسفل بدن وی فربه باشد و استخوانش همچنان باریک بود. (منتهی الارب).


ازب

[اَ زَب ب] (اِخ) نام شیطانی از شیاطین.


ازب

[اَ زُب ب] (ع اِ) جِ زُبّ. (منتهی الارب).


ازب

[اُ زِ] (اِخ)(1) اوسویوس. مرحوم پیرنیا در ایران باستان آورده است: یکی از روحانیون مسیحی، مولد فلسطین. وی در بیت المقدس و انطاکیه تحصیلات خود را باتمام رسانید و از پیروان فلسفهء افلاطون گردید، زمان حیات او 263 - 340 م. است. این شخص کتب زیاد راجع بتاریخ عیسویت و...


ازباء

[اِ] (ع مص) بار کردن. (منتهی الارب).


ازباب

[اَ] (ع اِ) جِ زُبّ.


ازباب

[اِ] (ع مص) نزدیک بفروشدن آفتاب. قریب بغروب کردن آفتاب: ازبت الشمس. || مویز کردن انگور را: اَزَبَّ العنب. (منتهی الارب).


ازباد

[اِ] (ع مص) کف برآوردن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی): ازباد بحر؛ کفک برآوردن دریا، اِزبادِ سراب همچنین. (از منتهی الارب). || ازباد سدر؛ شکوفه برآوردن کُنار. (از منتهی الارب). شکوفه برآوردن سدر همچون کف بر دریا. (اقرب الموارد).


ازباد

[اَ] (ع اِ) جِ زَبد.


ازبار

[اِ] (ع مص) بزرگ جثه و دلیر گردیدن. (منتهی الارب).


ازبئرار

[اِ بِءْ] (ع مص) اِزْبیرار (در همهء معانی). خاستن. (زوزنی). برخاستن موی بر اندام. (منتهی الارب). موی بر اندام خاستن. || تخج برآوردن سگ. (منتهی الارب).(1) || رستن پشم. || رستن نبات. (از منتهی الارب). || طلع. (تاج العروس). دمیدن و روئیدن و سر زدن پشم. || آمادهء شر و...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید