اریسته

[اَ تِ] (اِخ)(1) آریسته. در اساطیر یونانی پسر افولون و مادر او پری مسماه به سیرِن بود. وی تربیت زنبورعسل را بمردم آموخت و طبق اساطیر یونانی او بلااراده موجب مرگ اریدیس زوجه ارفاؤس گردید و پریان که هواخوه اریدیس بودند بانتقام وی همهء زنبورهای اریسته را هلاک کردند. اریسته...


اریستید

[اَ] (اِخ)(1) آریستیدس. از سرداران و سیاسیون بزرگ آتن بود که بواسطهء درستی و انصاف بسیار او را عادل لقب داده بودند. در جنگ ماراتُن سخت مشهور شد ولی بتحریک تمیستُکلْس(2)سردار دیگر آتن که با وی مخالف بود او را تبعید کردند. معروف است که چون در باب تبعید او...


اریس تیس

[اُ] (اِخ)(1) موضعی بمقدونیهء قدیم، مولد پوزانیاس. (ایران باستان ص 1208).
(1) - Oristis.


اریسقه

[اِ قَ] (اِخ) رجوع به اریسکا شود.


اریسکا

[اِ] (اِخ)(1) جزیره ای کوچک از جزائر هبریده در شمال سرزمین اکوس. طول آن سه هزار گز و از طرف جنوب بسوی شمال امتداد مییابد، سکنهء آن بالغ بر 430 تن است. (قاموس الاعلام ترکی در مادهء اریسقه).
(1) - Eriska.


اریسماسیقی

[اَ] (معرب، اِ)(1) رجوع به ارثماطیقی شود.
(1) - Arithmetique.


اریسون

[اَ] (ع ص، اِ) جِ اَریس.


اریسون

[اِرْ ری] (ع ص، اِ) جِ اِرّیس.


اریسه

[اُ سَ] (اِخ) از ممالک هند. (آنندراج).


اریسی

[اَ سی ی] (ع ص) کشاورز. زارع. اَریس. اِرّیس.


اریش

[اَ] (ص) زیرک. هوشیار. (برهان) (سروری) (مؤید الفضلاء). عاقل. اریس. اَرِش. (برهان). هوشمند. ذکیّ.


اریش

[اَ یَ] (ع ص) مرد بسیارموی در هر دو گوش و روی. || سست. (منتهی الارب).


اریصادن

[] (معرب، اِ) بیونانی دویره است. (تحفهء حکیم مؤمن) (فهرست مخزن الادویه). نوعی از لوف. این لغت دگرگون شدهء اریصارون است.


اریصارون

[اَ] (معرب، اِ) اریسارون. رجوع به اریصادن شود.


اریض

[اَ] (ع ص) مرد متواضع سزاوار خیر. || فربه: جدی اریض؛ بزغالهء فربه. (منتهی الارب). || پاک. (آنندراج). || پهناور. (منتهی الارب). پهن و فراخ.
- عریض اریض؛ از اتباع است یعنی ثانی بمعنی اول است و به این معنی بدون اول نمی آید. (منتهی الارب).


اریض

[اَ] (اِخ) موضعی است در قول امرؤالقیس:
أصابَ قَطاتَین فسال لواهما
فوادی البدِیّ فانتحی للاریض.(معجم البلدان).
اریض یا یریض شهری است یا وادی ایست. (منتهی الارب).


اریضه

[اَ ضَ] (ع ص) ارض اریضه؛ زمینی برومند. (مهذب الاسماء). || زمین پاکیزه و خوش آیند بچشم و سزاوار خیر. (منتهی الارب).


اریط

[اَ] (ع ص) مردی که او را فرزند نشود. (منتهی الارب). عاقِر. عقیم. آنکه فرزندش نباشد.


اریط

[اُ رَ] (اِخ) اُریط و ذواُراط دو موضعست. (منتهی الارب).


اریط

[اُ] (اِخ)(1) شهری باسپانیا. (نخبه الدهر دمشقی ص 245). مهرن ناشر نخبه الدهر، در فهرست آن کتاب گوید: ممکن است کلمه را در این موضع «ارنیط» خواند که همان ارند(2) باشد.
(1) - Oreto.
(2) - Arnedo.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید