اریحی

[اَ یَ حی ی] (ع ص) مرد فراخ خوی. (منتهی الارب). واسع الخلق. مهربان. || جوانمرد. آنکه شاد شود چون عطا دهد. (مهذب الاسماء). مرد شاد بعطا دادن. هرکه از سخاوت پشیمان نشود. که خرّم بود در سخاوت کردن. سخی :
الالمعی الاریحیّ المربحی
واللوذعی الفیلسوف المدره.
عبدالرزاق بن احمد العامری الشاعر.


اریحیت

[اَ یَ حی یَ] (ع مص جعلی، اِمص) اریحیه. فراخ خوئی. (منتهی الارب). وسعت خلق در هر چیز و خصوصاً در کرم :سلطان در اکرام قدر و تبجیل محلّ او آثار اریحیت بجا آورد و او را باعزاز در بر گرفت. (ترجمهء تاریخ یمینی ص 251). و سلطان در قبول...


اریخا

[اَ] (اِخ) رجوع به اریحا شود.


اریختونیوس

[اِ تُ] (اِخ)(1) یکی از سلاطین آتن قدیم بود و از 1573 تا 1556 ق . م. سلطنت داشت. باعتقاد یونانیان قدیم این حکمران مخترع خیش است. (قاموس الاعلام ترکی). || یکی از سلاطین تروا که برادر ایلوس و پسر دردانوس و پدر تروس بوده و در سال 1416 ق...


اریدان

[اِ] (اِخ)(1) صورتی از صور فلکی جنوبی و ستارهء آخرالنهر(2) در آن است.
(1) - Eridan.
(2) - Akharnar.


اریدان

[اِ] (اِخ) (نهر...) اِریدانوس. نام قدیم شط پو(1): ویقال ان الذی یسمّی من صمغه [ صمغ شجره حور رومی ] فی النّهر الذی یسمی اریدانوس یجمد فی النّهر. (ابن البیطار). هردوت در باب صفحات غربی اروپا گوید که نمیتواند چیزی بگوید زیرا اطلاعات صحیحی در این باب ندارد و گفته...


اریدبرید

[اِ بِ] (اِ)(1) این لغت از توابع است و به معنی دوائی باشد مانند پیاز میان شکافته و از سیستان آرند، بر بواسیر طلی کنند نافع باشد و خوردن آن زنان را خون حیض بگشاید. (برهان) (آنندراج). آریدبرید. دَلَبوث. سیف الغراب. کسیقون. ماخاریون. رجوع به ارندبرند و دَلَبوث شود.
(1) -...


ارید کردن

[اُ کَ دَ] (مص مرکب)(1) کندن پر مرغ با افکندن آن در آب گرم. آورود کردن. آورید کردن. اُروت کردن. ایغار. توغیر.
(1) - echauder.


اریدو

[اِ] (اِخ)(1) یکی از شهرهای قدیم شنعار در جنوب عراق عرب کنونی، در دهنهء فرات، که مردم آن ائه(2) رب النوع آب و دریا را ستایش میکردند. (فرهنگ ایران باستان تألیف پورداود ج 1 ص 118).
(1) - Eridu.
(2) - Ea.


اریده

[اَرْ ری دِ] (اِخ)(1) آرّیده. برادر نامشروع اسکندر و مادر او رقاصه ای بنام آرینّا بود. و او پس از اسکندر داعیهء سلطنت داشت. و اوریدیس دختر سینان و زن اریده نیز همین دعوی داشت. مل آگر که دشمن پردیکاس و مورد نفرت او بود، پس از ختم مجلس مشورت،...


اریده اس

[اَرْ ری دَ اُ] (اِخ)(1) سردار یونانی که پس از اسکندر هلّس پونت بدو رسید و دیودور و آریّان اریده (فیلیپ برادر اسکندر) را با او ظاهراً التباس کرده اند. (ایران باستان ص 1994).
(1) - Arrhidaeus.


اریدی

[ ] (اِخ) نام مردی که دین اهل خیفه السماء را ابتداع کرد. رجوع به خیفه السماء شود.


اریدیس

[اُ] (اِخ)(1) زن ارفاؤس. رجوع به ارفاؤس شود.
(1) - Eurydice.


اریذا

[ ] (اِ) بیونانی به معنی بیخ نباتات است. (تحفهء حکیم مؤمن) (فهرست مخزن الادویه).


اریر

[اَ] (ع اِ) آواز (مطلق). || آواز فیرنده وقت قمار و غلبه.


اریز

[اَ] (ع اِ) بَشک که در شبهای تیرماه بر زمین افتد(1). شبنم و پشک در شبهای تیرماه. || مهتر قوم. || (ص) روز سرد.
(1) - ظ. اصل این کلمه با اصل کلمهء لاطینیهء Rosataاز یک ریشه است.


اریزو

[اِ زْ زُ] (اِخ)(1) اِریجو. نام یکی از رؤسای جمهور وندیک بنام دوج(2) از سال 1632 تا 1645 م. ریاست داشته و آنگاه که کریت (اقریطش) تحت محاصرهء عثمانیان درآمد، برای نجات آن جد و جهد میکرد و در همین اثنا بدرود زندگانی گفت. (قاموس الاعلام ترکی). || یکی از...


اریزه

[اَ زَ] (اِخ)(1) شهرکیست باسپانیا، داخل در حدود ارگن(2)، و در حوالی این شهر غارهائی است که در قدیم مسکون بوده است و بخش غالب این شهر صخره است و رنگ خاک سرخ است که بسیاهی زند و نهر شلون(3)از آن گذرد و آب آن بسرخی مایل است و بین...


اری ژن

[اِ ژِ] (اِخ)(1) ژان اسکات. فیلسوف و متکلم. مولد او اسکاتلند یا ایرلند به سال 833 م. وی در اظهار عقاید خویش جسور بود و شارل لوشو او را نزد خود خواند. اری ژن به سال 880 م. درگذشت.
(1) - erigene, Jean Scot.


اری ژینال

[اُ] (فرانسوی، ص، اِ)(1) نمونه. سرمشق. چیزی که ابتکار در آن کرده باشند و سرمشق واقع شود. || مخصوص. خاص. بدیع. || نسخهء اصل. نسخهء اول. || متن، در مقابل ترجمه.
(1) - Original, Orignal, Orignac.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید