اره زبان

[اَرْ رَ / رِ زَ] (ص مرکب) تیززبان. (مؤید الفضلاء). زبان دراز. (آنندراج). مردم تند و تیز گوینده. || چغلخور. ساعی. بهتان گوی. (آنندراج).


ارهط

[اَ هُ] (ع اِ) جِ رَهط، به معنی گروه.


ارهطه

[اَ هِ طَ] (ع اِ) جِ رَهط، به معنی گروه.


اره غان

[اَرْ رَ] (اِخ) رجوع به ارجان و ارگان شود.


ارهفت

[اَ هَ] (اِخ) یکی از پیغمبران است باعتقاد کفرهء هند و ایشان شش طایفه اند همه قایل بتناسخ. گویند چهارهزار ارهفت خواهد آمد و بعد از آن آفرینش برطرف خواهد شد. (برهان) (آنندراج).


اره قلمه

[اَ رَ / رِ قَ لَ مَ / مِ] (اِ مرکب)اَشنک. (گااوبا). رجوع به اشنک شود.


اره کاری

[اَرْ رَ / رِ] (حامص مرکب) عمل ارّه کشیدن.


اره کش

[اَرْ رَ / رِ کَ / کِ] (نف مرکب) که چیزها به اره قطع کند. مباشر ارّه. (آنندراج).


اره کشی

[اَرْ رَ / رِ کَ / کِ] (حامص مرکب) عمل ارّه کشیدن.


اره گر

[اَرْ رَ / رِ گَ] (ص مرکب) که ارّه سازد. صانع ارّه. (آنندراج) :
زند ارّه گر چون دم از کار خویش
ز سین سیادت نهد ارّه پیش.ملاطغرا.


ارهم

[اَ هَ] (ع ن تف) فراختر. اخصب: کنا فی ارهم جانبی فلان؛ ای اخصبهما. (منتهی الارب).


اره ماهی

[اَرْ رَ / رِ] (اِ مرکب) نوعی ماهی غضروفی از دستهء سگ ماهیها بطول تقریبی 2 متر که در جلو سرش زائده طویل استخوانی بنام رُستر(1) (بدرازی حدود 5/1 متر) وجود دارد، در لبه های این زائده تعداد زیادی دندانهای نوک تیز و برنده قرار دارد که بظاهر بشکل ارّهء...


ارهنگ

[اَ هَ] (اِخ) قصبه ای از بدخشان. (جهانگیری). و در آن قصبه زیارتگاهی است و باعتقاد مردم آنجا سر امام حسین علیه السلام در آنجا مدفون است و آنرا ارهنگ حسین هم میگویند. (برهان) (شعوری) (آنندراج) (مؤید الفضلاء). و رجوع بحبیب السیر جزو 3 از ج 3 ص 195 و...


ارهنگ حسین

[اَ هَ گِ حُ سَ] (اِخ)رجوع به ارهنگ شود.


اره و اوره

[اَ رَ / رِ وُ رَ / رِ] (ق مرکب، از اتباع) (در تداول عوام) با تمام کسان خود، و گاه این جمله را بر آن مزید کنند: شنبله غوره.


ارهون

[اُ] (ع ص) دختر حائض. (منتهی الارب). بی نماز. قاعده شده. ناپاک.


ارهی

[اُ هَ] (اِخ)(1) شهر الرها. ادسا(2). اورفا. (فرهنگ ایران باستان تألیف پورداود ج 1 ص 161). و رجوع به رها شود.
(1) - Orhai.
(2) - Edessa.


اری

[اَرْیْ] (ع اِ) طعامی که در بن دیگ چسبد از سوختگی. ته گرفتگی. ته دیگ. || شهد. (غیاث اللغات). شهدی که جمع کند آن را زنبور در شکم خود و بیرون آورد، یا شهدی که در اطراف خانهء زنبور چسبیده بود. انگبین. (مهذب الاسماء). عسل. || نمی که بر درخت...


اری

[اَرْیْ] (ع مص) لازم گرفتن ستور مربط و بستنگاه خود را. || خشم گرفتن بر. || کینه گرفتن در دل. کینه ور شدن. || ریختن، چنانکه ابر باران را. || راندن باد ابر را. || آمیزش و الفت گرفتن و خو کردن ستور با هم و علف خوردن با هم...


اری

[ ] (ع اِ) آریّ. اخیه که چهارپایان بدان بندند. معلف. آخر. آخور(1). میخ آخور. (دستور الاخوان). ج، اَواری، اواریّ.
(1) - رجوع به آریّ و آرواره و Alveolus شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید