اروین

[اِرْ] (اِخ)(1) دُشتینباخ. معمار کلیسای استراسبورگ، متولد در شتینباخ (باد) در حدود 1244 و متوفی به سال 1318 م.
(1) - Erwin de Steinbach.


ارویه

[اَرْ یَ] (ع اِ) جِ رِواء، به معنی رسنی که بدان بار بر شتر بندند. (منتهی الارب).


ارویه

[اُ وی یَ / اِ وی یَ] (ع اِ) بز مادهء کوهی. ج، اراوی، اروی. (مهذب الاسماء). ارویه بضم الالف و کسرها و سکون الراء المهمله و کسرالواو و فتح الیاء و الهاء انثی الوعول و ثلث اَراویّ الی العشر و الکثیر اروی او هو اسم للجمع مؤنثهً، فارسیتها بز...


اره

[اِ رَ] (ع اِ) آتش یا آتشدان یا برافروختگی آتش یا شدت آن. (منتهی الارب). آتشکده. || گوشت خشک. (منتهی الارب). گوشت خشک کرده شده به آفتاب. || گوشت اندک بریان کرده. || گوشت که در سرکه یک جوش داده در سفر همراه برند. (منتهی الارب). ج، اِرون (مهذب الاسماء)...


اره

[اَ رَ / رِ / اَرْ رَ / رِ] (اِ) ابزاری درودگران را از آهن بشکل تیغه ای بلند و باریک که دسته ای چوبین دارد و یک لبهء آن دندانه دار و تیز است که در بریدن چوب و آهن و جز آن بکار رود. و به تازی منشار...


ارهاء

[اِ] (ع مص) رسیدن بجای فراخ. || دوام کردن بر خوردن کلنگ [نوعی مرغ]. (منتهی الارب). || دایم گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). || همیشه داشتن طعام و شراب را بر کسی یا کسانی. دایم داشتن طعام برای کسی. || بنکاح درآوردن زن نامطبوع را. (منتهی الارب).


ارهاب

[اِ] (ع مص) ترسانیدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی): ارهبه. || بر شتر نشستن. || بازداشتن شتر را از حوض. || دراز شدن آستین. (منتهی الارب).


ارهاب

[اَ] (ع اِ) مرغی که شکار نکند. (منتهی الارب).


ارهاج

[اِ] (ع مص) برانگیختن گرد. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (منتهی الارب). || بسیار شدن بخور خانه. (منتهی الارب): ارهج؛ اذا کثر بخور بیته. (تاج العروس). || ارهاج سماء؛ باریدن گرفتن آسمان. (منتهی الارب).


ارهاص

[اِ] (ع مص) آمادهء چیزی شدن و ایستادن. || ستیهیدن. (منتهی الارب). || سوده کردن. || سوده گردانیدن سم ستور: ارهصه الله؛ سوده گرداند خدای سم ستور او را. (منتهی الارب). || لنگانیدن ستور. (تاج المصادر بیهقی). || سخت گرفتن بغریم در تقاضا و در نظر داشتن او را: لم...


ارهاط

[اَ] (ع اِ) جِ رَهْط، به معنی گروه و قبیلهء مردان و پوست پاره که زنان حایض و کودکان بر کمر بندند.


ارهاف

[اِ] (ع مص) ارهاف سیف؛ تنک کردن تیغ. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). تنک کردن شمشیر. (منتهی الارب). تنک و باریک کردن شمشیر. نازک گردانیدن و تیز کردن کارد و غیره. باریک دم کردن تیغ. (کنز اللغات) : با فوجی بطل از روی بطر، بطرّ و تثقیف رماح و سن اسنه...


ارهاق

[اِ] (ع مص) لاحق و نزدیک چیزی گردانیدن. || نافرمانی کردن. || بر نافرمانی برانگیختن. بر نافرمانی داشتن: ارهقه طغیاناً. || تکلیف کردن. || تکلیف دادن کسی را زائد از طاقت وی. دشوار کردن. (منتهی الارب). بر دشخواری داشتن. (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی). درخواستن دشواری. (کنز اللغات) : سلطان...


ارهام

[اِ] (ع مص) ارهام سماء؛ باران نرم باریدن آسمان. (منتهی الارب). باران آمدن. آهسته و نرم باریدن باران. (آنندراج).


ارهان

[اِ] (ع مص) گرو کردن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب). بگرو نهادن. (کنزاللغات). || گرو بستن با کسی فرزند خود را: ارهن ولده به. (منتهی الارب). || سلف دادن در چیزی. (تاج المصادر بیهقی). بها پیش دادن. (منتهی الارب). پیشی خواستن. (کنز اللغات). || دایم شدن. (تاج المصادر بیهقی). ثابت...


ارهایر

[] (اِ) بسریانی آملج است. (تحفهء حکیم مؤمن).


اره بر

[اَرْ رَ / رِ بُ] (اِ مرکب) قسمی کتیرا که مفتول نیست.


اره جان

[اَرْ رَ] (اِخ) شهری است که مابین آن شهر و شیراز شصت فرسنگ راه است و آنرا عوام اره غان خوانند با غین نقطه دار. (برهان). رجوع به ارجان، ارگان و ارغان شود.


اره چاق کردن

[اَرْ رَ / رِ کَ دَ] (مص مرکب) تیز کردن دندانه های اَرّه.


اره چاق کن

[اَرْ رَ / رِ کُ] (نف مرکب)آنکه دندانه های ارّهء کُندشده تیز کند.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید