ارسلانگشای

[اَ سَ گُ] (اِخ) (قلعهء...) نام یکی از قلاع ملاحده است. رجوع به حبط ج 1 ص 424 شود.


ارسلو

[] (اِخ) طائفه ای از ایل بچاقچی، از طوایف کرمان و بلوچستان و مرکب از 100 خانوار است. و سردسیر آنان شریف آباد پل بورس و گرمسیر اوادز میباشد.


ارسلیقون

[اَ سَ] (معرب، اِ) رجوع به ارسانیقون شود.


ارسم

[اَ سُ] (ع اِ) جِ رَسم.


ارسم

[اَ سَ] (اِخ) موضعی است در اچ رستاق از نواحی هزارجریب. رجوع بسفرنامهء مازندران و استراباد رابینو ص 123 شود.


ارسما

[اِ رِ] (اِخ) رودی به اسپانیا (کاستیل قدیم). شعبهء یمین اَداژا، از گواداراما خارج شود و سِگوی را مشروب کند. طول آن قریب 120 هزار گز است.


ارسمیندش

[اَ رِ دِ] (اِخ) محرف ارشمیدس. رجوع به ارشمیدس شود.


ارسن

[اَ سَ] (اِ) انجمن. مجلس. محفل. (جهانگیری) (برهان). مجمع. (برهان). مجلس بزم.


ارسن

[اَ سُ] (ع اِ) جِ رَسن.


ارسن

[اَ سِ] (اِخ) ارمیاقی (ارمیناقی). مؤلف مجمل التواریخ و القصص در عنوان نسق ملک روم و ذکر اخبارشان در طبقهء دوم آرد: ملک ارسن ارمیاقی هفده سال بود و دین یعقوبیان داشت. پس مردی بغیبت او قسطنطنیه فراز گرفت. چون بازآمد پادشاهی از وی بازستد و آن متغلب را بگرفت...


ارسناس

[اَ سَ] (اِخ) نهری است در بلاد روم متصف به برودت آب و سیف الدوله برای حرب از آن عبور کرد و متنبی در مدح سیف الدوله و عبور وی از این رود و وصف خیل او گوید:
حتی عبرن بارسناس سوابحاً
ینشرن فیه عمائم الفرسان
یقمصن فی مثل المدی من بارد
یذر الفحول...


ارسنجان

[اَ سَ] (اِخ) (خرهء...) بلوکی است میانهء مشرق و شمال شیراز محدود از جانب مشرق به آبادهء طشک و از سمت شمال ببلوک کمین و از طرف مغرب بنواحی مرودشت و از جنوب ببلوک کربال. درازای آن از نجف آباد تا قصبهء ارسنجان پنج فرسنگ. پهنای آن از قلاه خار...


ارسنجان

[اَ سَ] (اِخ) (کوههای...) رشتهء دوم کوههای فارس است که قلل مهم آن دلنشین (3500 گز) و کوه سرسفید (3400 گز) و داراب و طارم در کنار رود شور باشند. (جغرافیای طبیعی تألیف کیهان ص 55).


ارسنجان

[اَ سَ] (اِخ) (رودخانهء...) آبش شیرین از سرچشمهء شیرخان برخاسته توابع ارسنجان را آب داده زیاده بدریاچهء بختگان فروریزد.


ارسنجان

[اَ سِ] (اِخ) از قرای شیرگاه از نواحی ساری. رجوع بسفرنامهء مازندران و استراباد رابینو ص 121 شود.


ارسنجانس

[اَ سِ جا نِ] (اِخ) مصحف ارشیجانس(1). رجوع به ارشیجانس و ارخیجانس شود.
(1) - Archigenes.


ارسنگ

[] (اِخ) (قصبهء...) از قصبات حوالی بلخ. (حبط ج 2 صص 265-266).


ارسنگ

[اَ سَ] (اِخ) محرّف ارثنگ. ارژنگ. (برهان) (جهانگیری). نگارخانهء مانی. (جهانگیری). و در جهانگیری این بیت شاهد آمده :
همی تافت از پرنیان روی خوبش
نگاریست گوئی پر ارسنگ مانی.فرخی.
و در دیوان چ عبدالرسولی «ارتنگ» است.


ارسواس

[] (اِخ) رجوع به ارسوایس شود.


ارسوایس

[ ] (اِخ)(1) قفطی در تاریخ الحکماء در زمرهء کتب سیاسیات یعقوب بن اسحاق بن الصباح آرد: کتاب فی المحاوره بین سقراط و ارسوایس. (تاریخ الحکماء ص 374). و ابن ابی اصیبعه در عیون الانباء در ذکر کتب یعقوب مزبور گوید: رساله فی محاوره جرت بین سقراط و ارسواس. (عیون...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید