ارزبرژه

[اِ بِ ژِ] (اِخ)(1) ماتیاس. سیاستمدار آلمانی متولد به بوتِن هاوزِن. وی در گریس باخ کشته شد. (1875-1921 م.).
(1) - Erzberger, Mathias.


ارزبرگ

[اِ بِ] (اِخ)(1) (کلمه ای است آلمانی به معنی کوه معدن) ارتس گبیرگه. اسم سلسلهء جبالی است واقع بین بوهمیا و ساکسنیا که در شمال اندکی بدشت های ژرمانی تمایل یابد و بزرگترین قلهء آن در حدود 4000 قدم از سطح دریا ارتفاع دارد و سنگهای صوّانه دارد که اندکی...


ارزبه

[اِ زَبْ بَ] (ع اِ) کلوخ کوب. تخماق کلوخ کوب آهن یا عام است. (منتهی الارب). کوبین که به آن چیزی را کوبند.


ارزخ

[اَ زَ] (اِ) ظاهراً صورتی از ارزه کاه گل است : و هروقتی که آن صومعه را عمارت کردندی زمین او را ارزخ کردندی و زیر آن تخت را ارزخ کردندی. (اسرارالتوحید ص 291).


ارزراسپ

[اِ رِزْ] (اِخ) (در اوستا: ارزراسپه(1)، به معنی دارندهء اسب راست رو) نام دو تن از پارسایان است که در فروردین یشت، بندهای 121-122 به آنان درود فرستاده شده است. (فرهنگ ایران باستان تألیف پورداود ج 1 ص 228 ح).
(1) - Erezraspa.


ارزرود

[اَ] (اِخ) ولایتی از ماوراءالنهر. (شعوری از مجمع الفرس). نام شهریست در ترکستان. (آنندراج).


ارزروم

[اَ] (اِخ)(1) رجوع به ارزنه الروم شود.
(1) - Erzeroum.


ارزش

[اَ زِ] (اِمص، اِ) اسم مصدر از ارزیدن. عمل ارزیدن. || قیمت. بها. (آنندراج). ارز. ارج. آمرغ. || قدر. || برازندگی. شایستگی. زیبندگی. قابلیت. استحقاق. || اعتبار یک سند یا متاع. پولی که در سند نوشته شده(1).
(1) - Valeur.


ارزع

[اَ زَ] (ع ن تف) بددل تر. (منتهی الارب).


ارزق

[اَ زَ] (ص) مقلوب کلمهء ازرق. رجوع به ازرق شود. || آب صافی. (شمس اللغات) و غلط است.


ارزک

[اَ رَ] (اِخ) موضعی است در «لای» هزارجریب مازندران. رجوع بسفرنامهء مازندران و استراباد رابینو ص 124 شود.


ارزکان

[اَ زَ] (اِخ) قریه ای از قرای فارس بساحل دریا. (تاج العروس). یاقوت گوید: من گمان میکنم ارزکان از قرای فارس و در کنار دریا واقع است و ابوعبدالرحمن عبدالله بن جعفربن ابی جعفر الارزکانی بدانجا منسوب است. (معجم البلدان).


ارزکانی

[اَ زَ] (ص نسبی) منسوب به ارزکان.


ارزکیانی

[اَ زَ] (اِخ) نام جدّی منتسب الیه است و او ابوعبدالله محمد بن الحسن بن علی بن الحسن بن نصربن ماباح بن الارزکیان الارزکیانی البخاری از اهل بخارا و ارزکیان به چین شد و از آنجا بکشتی نشست و به بصره رفت و بر دست علی بن ابیطالب (ع) اسلام...


ارزگان

[] (اِخ) (ده...) موضعی میانهء جنوب و مشرق ده دشت.


ارزگبیرگه

[اِ گِ گِ] (اِخ)(1) (جبال فلزی) این نام بسلسلهء مرتفعاتی که از فیشتِل گِبیرگ تا گردنه ای که بدان از اِلب به آلمان روند، امتداد دارد. طول مجموع آنها 138 هزار گز و عرض وی از 30 هزار گز تجاوز نمیکند و جهت عمومی آن از جنوب غربی بشمال شرقی...


ارزگر

[اَ گَ] (ص مرکب) رجوع به ارزه گر شود.


ارزلو حاجی کلا

[اَ حاجْ جی کَ] (اِخ)یکی از قرای بار فروش و از نواحی مجاور مشهدسر و فرح آباد. (سفرنامهء مازندران و استراباد رابینو ص 119).


ارزم

[اَ زَ] (اِخ) موضعی است در دودانگهء هزارجریب. (سفرنامهء مازندران و استرآباد رابینو ص 122).


ارزن

[اَ زَ] (ع اِ) معرب ارژن. چوبی که از وی عصا سازند. (غیاث). درختی است سخت چوب که از وی عصا سازند. (منتهی الارب). نوعی از بادام کوهی که ثمر آن بسیار تلخ باشد و آنرا در دواها بکار برند و چوب آنرا عصا کنند و پوست آنرا بر کمان...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید