ارزنیون

[اَ زَ] (اِخ) نام دختر پادشاه مغرب که در حبالهء بهرام گور بود. رجوع به ارزیتون شود.


ارزو

[اَ رِزْ زُ] (اِخ)(1) ولایتی در ایطالیا (تسکان)، مساحت آن 1276 میل مربع، دارای 60000 تن سکنه. || نام کرسی ولایت مزبور که موقع آن در وادی حاصلخیزیست بمسافت 36 میلی جنوب فلورانس شرقی. آنرا ارتسو نیز گفته اند. رجوع بضمیمهء معجم البلدان (ارتسو) شود.
(1) - Arezzo.


ارزوئیه

[اُ ؟] (اِخ) بلوکی است از اقطاع کرمان.


ارزور انوشک

[اَ اَ شَ] (اِخ) نام دیوی که کیومرث بروز نوروز او را بکشت.


ارزونا

[اَ] (اِخ) قریه ای است از قرای دمشق و احمدبن یحیی بن احمدبن زیدبن الحکم الجحوری الارزونی از آنجاست. (معجم البلدان).


ارزونی

[اَ] (ص نسبی) منسوب به ارزونا. رجوع به ارزونا شود.


ارزونی وند

[] (اِخ) رجوع به راکی شود.


ارزویه

[اُ یَ] (اِخ) ناحیه ای است در کرمان. حد شمالی آن اقطاع و ده سرد، حدّ جنوبی احمدی، حدّ شرقی جیرفت و رودبار و حد غربی محال هفتگانهء فارس. قشلاق ایل افشار و ییلاق ایلات احمدی فارس آنجاست. هوای آن در زمستان معتدل و باران بحد کافی است ولی در...


ارزه

[اَ زَ / زِ] (اِ) کاهگل. (جهانگیری) (برهان). اندود. گلابه. اندایه. خازه. آژند. سیاع. (منتهی الارب). || کِلس. (دهار). گچ. دوغاب. سیم گل. || نام درختی است.(1) (مؤید الفضلاء از شرفنامه) (برهان). درختی است که از او چوب عصا گیرند. بعضی گویند درخت سرو است. (مجمع الفرس) (برهان). و بعضی...


ارزه

[اُ زَ] (ع اِ) یک بنه صنوبر نر یا درخت عرعر. (منتهی الارب). رجوع بمادهء قبل شود.


ارزه

[اَ زَ] (اِخ) نام کشور اول است. (آنندراج). نخستین کشور از کشورهای هفتگانه. (بندهش، در پنجم بند 8 و در یازدهم بند 3).


ارزه گر

[اَ زَ / زِ گَ] (ص مرکب)اندایش گر. گچ مالنده. (برهان). کسی که کاهگل و گچ در جایی مالد. (برهان) (جهانگیری) (مؤید الفضلاء). کلاّس. (دهار). || نازک کار، مقابل سِفت کار. || اندیشه گر و متفکر. (شعوری از فرهنگ محمودی). || کج اندیش (؟). (نسخهء میرزا).


ارزی

[اَ] (ص نسبی) منسوب به ارز، از قرای طبرستان.


ارزی

[اَ رُزْ زی ی] (ع ص نسبی)منسوبست به اَرُزّ به معنی برنج و نسبت است به برنج پز و رزی بحذف همزه هم آمده است. مشهور بدین نسبت محمد بن عبدالله الارزی است. رجوع به انساب سمعانی شود.


ارزی

[ ] (اِخ) اسفراینی. او راست: عجائب الدنیا. وفات وی به سال 279 ه .ق . بود. (کشف الظنون).


ارزیا

[اِ] (اِخ)(1) آلنسو دِ... شاعر و جنگجوی اسپانیائی. گویندهء قصیدهء ارکانا.(2)متولد در مادرید (1533 - 1596 م.).
(1) - Ercilla, Alonso de.
(2) - Araucana.


ارزیاب

[اَرْزْ] (نف مرکب) کسی که ارزش هر چیزی را معین کند. مُقوّم.


ارزیابی

[اَرْزْ] (حامص مرکب) عمل یافتن ارزش هر چیز. تقویم.


ارزیافت

[اَرْزْ] (ن مف مرکب، اِ مرکب)نتیجه ای که از ارزیابی بدست آمده، مانند ارزش خانه و ملک. (فرهنگستان).


ارزیتون

[اَ زَ] (اِخ) نام دختر پادشاه مغرب که در حبالهء بهرام گور بود. (جهانگیری) (برهان) (مؤید الفضلاء). در بعضی مآخذ ارزنیون آمده.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید