ارجعنان

[اِ جِ] (ع مص) ناویدن. || جنبیدن. || یکبار افتادن. (منتهی الارب). اِرجِحنان. اِجرعنان.


ارجعه

[اَ جِ عَ] (ع اِ) جِ رِجاع، بمعنی مهار یا چیزی از مهار که بر بینی شتر باشد.


ارجعی

[اِ جِ] (ع فعل امر) صیغهء واحد مؤنث امر حاضر است بمعنی بازگشت کن تو ای زن و این خطابیست به روح مؤمن بوقت مرگ. (غیاث اللغات).
- ندای ارجعی؛ ندائی که گاه مردن بندهء مؤمن شنود، مقتبس از آیهء: یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه. (قرآن 89/27...


ارجف

[اَ جَ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از رَجف و رُجوف. جنبان تر. لرزانتر.


ارجکوک

[اَ جَ] (اِخ) شهریست قرب ساحل افریقیه، دارای لنگرگاهی در جزیره و آبهای فراوان دارد و مسکونست و ارجکوک در وادیی مشهور بتافَنّا واقع است و بین آن و دریا دو میل مسافت است. (معجم البلدان). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.


ارجل

[اَ جَ] (ع ص) قوی (مرد). (منتهی الارب). || مرد کلان پای. (منتهی الارب) (مؤید الفضلاء). بزرگ پای. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (مهذب الاسماء). || پای سپید. اسب یکپای سفید. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). آنکه یک پای سپید باشد از بهائم. (زوزنی). از بهایم آنک یک پای سپید دارد. (تاج...


ارجل

[اَ جُ] (ع ص، اِ) جِ رَجِل. پیادگان. || (اِ) جِ رِجل. پایها: الیوم نختم علی افواههم و تکلمنا ایدیهم و تشهد اَرجُلهم بِما کانوا یکسبون. (قرآن 36/65). اَلَهم ارجُل یَمشون بِها اَم لهم اَیدٍ یبطشون بها. (قرآن 7 /195).


ارجل

[اُ جَ] (اِخ)(1) شهریست استوار در ولایت قطلونیه(2) در اسپانیا موقع آن در کنار نهر سقره(3) بمسافت 45 هزارگزی جنوب غربی «بویسردا».(4) سکنهء آن 5000 تن است و در آن قلعه ایست مستحکم و فرانسویان بسال 1239م. بر آنجا مستولی شدند. (ضمیمهء معجم البلدان).
(1) - Urgel.
(2) - Catalogne.
(3) - Segre.
(4)...


ارجله

[اَ جِ لَ] (ع ص، اِ) جِ رَجِل. لشکر پیادگان. (آنندراج).


ارجله

[اَ جَ لَ] (اِخ) کرسی مقاطعه ایست به همین اسم در ولایت برنات (پیرنه) علیا بفرانسه. موقع آن در وادیی است به همان نام در کنار نهر گاواسو و مقاطعهء آن مشتمل بر پنج ناحیه است. (از ضمیمهء معجم البلدان).


ارجله

[اُ جَ لَ] (اِخ)(1) رجوع به ارژله شود.
(1) - Orgelet.


ارجلیغ کنت

[ ] (اِخ) نام موضعی نزدیک جند.


ارجمان

[ ] (اِخ) سرمق و ارجمان(1)شهرکی کوچک است و ناحیتی است و همه احوال آن همچنان اقلید است امّا زردالو است آنجا که در همه جهان مانند آن نباشد بشیرینی و نیکویی. و زردالوی کشته از آنجا بهمه جایی برند و آبادانست. (فارسنامهء ابن البلخی چ کمبریج ص 124).
(1) -...


ارجمند

[اَ مَ](1) (ص مرکب) مرکب از ارج(2)و مند، چه ارج قدر و قیمت و مند کلمه ایست که دلالت بر داشتن کند مثل دولتمند و سعادتمند. (از فرهنگی خطی). باارج. باارزش. صاحب قیمت. (غیاث اللغات). قیمتی. (آنندراج). ثمین. گرانبها. (آنندراج). پُربها. (اوبهی). نفیس :
بدرویش بخشیم بسیار چیز
اگرچند، چیز ارجمند است...


ارجمند

[اَ جُ مَ] (اِخ) موضعی در کنار راه آمل به تهران. (سفرنامهء مازندران و استراباد رابینو ص 40).


ارجمند بانوبیگم

[اَ مَ بَ گُ] (اِخ)زوجهء شاه جهان پادشاه هند و دختر آصف خان وزیر. مولد او به سنهء 1000 ه . ق. و در بیست ویک سالگی در 1021 ه . ق. به ازدواج شاه جهان درآمد و در 1040 در زین آباد دکن وفات کرد. جنازهء او را بشهر...


ارجمندی

[اَ مَ] (حامص مرکب)(1)گرانبهائی. || عزّ. عِزّت. (زوزنی). عزازت. ذوآبه. (منتهی الارب). مقابلِ ذُلّ و ذلّت و خواری: هو فی عِز و مَنعه؛ یعنی او در ارجمندی است و با خود حمایت کنندگان و پشتی دهندگان دارد. هو فی عِز مَنیع؛ او در عزّت و ارجمندی است. اخسن الرجل؛ خوار...


ارجن

[اَ جَ] (اِ)(1) درخت بادام تلخ را گویند. (برهان قاطع) (آنندراج). درخت ارزن. اَرزَه و آن درختی است سخت. اَرژَن. رجوع به ارژن و ارجان(2) شود.
(1) - Amandier Satine. Amandier
Oriental. Amandier du levant.
(2) - Arganier.


ارجن

[اَ جَ] (اِ)(1) چلغوزه. و رجوع به ارجان شود.
(1) - Arganier.


ارجن

[] (اِ) بعبرانی عنکبوت است. (تحفهء حکیم مؤمن).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید