ارجوحه

[اُ حَ] (ع اِ)(1) طنابی دولا بر بالائی آویخته باشد که بر آن نشینند و در هوا آیند و روند. ریسمانی که هر دو سر آن بدرختی یا جائی بندند و کودکان در آن نشینند و ازین طرف بدان طرف روند. ریسمانی است که از جانبی آویزند و زنان و...


ارجوزه

[اُ زَ] (ع اِ)(1) قصیده گونه ای از بحر رَجز. قصیده ای بوزن رَجز. || بیت کوتاه. (ربنجنی) (مهذب الاسماء). شعر کوتاه. ج، اَراجیز. (مهذب الاسماء).
-ارجوزه خواندن؛ شعر خواندن در معرکه و جنگ. خودستائی کردن.
(1) - Cantica. Canticum.


ارجوزه خوان

[اُ زَ / زِ خوا / خا] (نف مرکب) اُجوزه خواننده. که اُرجوزه خواند. راجِز.


ارجوسا

[] (معرب، اِ) بیرونی در الجماهر آرد: «الفضه هی بالرومیه ارجوسا». (الجماهر چ حیدرآباد ص 242). ظاهراً این کلمه مصحف ارجنتونا باشد.


ارجونه

[اَ نَ] (اِخ)(1) شهریست از ناحیهء جیّان در اندلس. از آنجاست شُعیب بن سهیل بن شعیب الارجونی مکنی به ابی محمد. وی بحدیث و رأی توجه داشت و بمشرق رحلت کرد و گروهی از علماء را دیدار کرد و او در فقه و رأی از اهل فهم بود. (معجم البلدان)....


ارجه

[اَ جَ / جِ] (اِ) در خراسان مرز روسیه، ژونی پروس پلی کارپا(1) را ارجه نام میدهند.
(1) - Juniperus Polycarpa (Genevrier
polycarpe).


ارجی

[اَ جا] (ع ن تف) نعت تفضیلی از رجا. باامیدتر. امیدوارتر. پرامیدتر: و دعاءُالاسنّ ارجی للاجابه. (معالم القربه). ان النبی (ص) قال لبلال: حدثنی بأرجی عمل عملته عندک فی الاسلام منفعهً. (تاریخ ابن عساکر ج 3 ص 307). || زیاده تر. (مؤید الفضلاء).


ارجیاس

[ ] (اِخ) کوهی است منفرد در آسیه الصغری بجنوب شهر قیصریه در 38 درجه عرض شمالی و مرتفعترین نقاط آسیه الصغری همین کوه است و از سطح دریا 3841 گز ارتفاع دارد و قلهء او بتابستان نیز از برف پوشیده است و در قدیم برکان یعنی کوه آتشفشان بوده...


ارجیج

[اَ] (اِخ) شهرکیست از ارمینیه، خرم و با نعمت و مردم و خواسته و بازرگانان بسیار و از وی زیلوهای قالی و شلواربند و چوب بسیار خیزد. (حدود العالم). و رجوع به ارجیس شود.


ارجیجانس

[اَ نِ] (اِخ)(1) نام طبیبی یونانی و جالینوس در کتب خویش از او نام برده است. (از ابن الندیم). ظاهراً کلمهء مصحف ارخیجانس است. رجوع به ارخیجانس و ارشیجانس شود.
(1) - Archigenes.


ارجیحون

[ ] (اِ) مصحف خرخجیون. دیوی که در خواب مردم را فراگیرد. رجوع به خرخجیون شود. و کلمهء خرخجیون نیز ظاهراً شکستهء کلمهء لاطینی آن کالکاره(1)باشد.
(1) - Calcare.


ارجیره

[ ] (اِخ) ارغیره (؟). یکی از کوره های اندلس بقول محمد بن احمد الرازی الاندلسی. رجوع به حلل السندسیه ج 1 ص 40 و 76 شود.


ارجیس

[اَ] (اِخ)(1) (بحر یا بحیرهء...) اَرجیش. دریاچه ای در منتهای جنوب شرقی دریاچهء وان. دریاچهء خلاط. بحیرهء طرّیخ. ابن البیطار گوید این دریاچه به آذربایجان است و ماهی طرّیخ را از آنجا ببغداد آرند:
تا بخط شط ارجیش درنگ است مرا
بحر ارجیش ز طبعم صدف افزود صدف
بحر ارجیش فزود از قدم...


ارجیس

[اَ] (اِخ) نام دژی معروف. (آنندراج). و ظاهراً مراد قلعهء ارجیش است.


ارجیش

[اَ] (اِخ) ارجیس. نام شهری باستانی به ارمینیه نزدیک خلاط. شهریست قدیم از نواحی ارمینیهء کبری قرب خلاط و اکثر اهل آن نصاری باشند. طول آن 66 درجه و ثلث و ربع و عرض آن 40 درجه و ثلث و ربع است و بدان منسوبست فقیه صالح ابوالحسن علی بن...


ارجیش

[اَ] (اِخ)(1) شهریست در رومانی (فلاخ) یا افلاق(2) و بغدان(3) بر کنار نهر ارجیش، در مسافت 133 هزارگزی شمال غربی بخارست و آن کرسی قضاء در لواء افلاق کبری است. (ضمیمهء معجم البلدان). و نام دیگر آن ارژزو(4) باشد و سکنهء آن قریب 3 هزار تن است. در حوالی آن...


ارجیش

[اَ] (اِخ)(1) (نهر...) نهریست به رومانی، که از آلپ های ترانسیلوانی سرچشمه گیرد و در زیر تورتوکِه، پس از طی 240 هزار گز به دانوب پیوندد.
(1) - Ardjich.


ارجیش داغ

[اَ] (اِخ)(1) (کوه...) ارژه (در لاتینی: اَرژِئوس مُنس) کوهی است در جنوب آسیای صغیر، که از انشعابات توروس محسوب میشود.
(1) - Ardjich - Dagh ou Argee (Mont).


ارجیقن

[اَ قُ] (معرب، اِ) معرب از ارجیقنه یونانی و آن زریر است. (تحفهء حکیم مؤمن). اسپرک. سپرک. رجوع به ارجیقنه شود.


ارجیقنه

[اَ قُ نَ] (معرب، اِ)(1) نباتی است و آنرا زریر گویند. (اختیارات بدیعی). اسپرک. سپرک. رجوع به زریر شود.
(1) - Centaurea acaulis.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید