ارت

[اَ رَت ت] (ع اِ) از اعلام مردان.


ارت

[اِرْ رَ] (ع اِ) رجوع به ارّه شود.


ارتآب

[اِ تِ] (ع مص) پیوند کردن شکاف را.


ارت آدیس توس

[اُ تُ آ] (اِخ)(1)ارتوآدیست. ارادشس بن واگارشک (وال ارشک). پادشاه ارمنستان معاصر مهرداد دوم (بزرگ). ژوستن (کتاب 42، بند 2) گوید: مهرداد به ارتوآدیست پادشاه ارمنستان حمله کرد، ولی سترابون (کتاب 11، فصل 14، بند 15) گوید که تیگران پادشاه ارمنستان، قبل از آنکه بتخت نشیند، گروگان ارامنه در نزد...


ارتا

[اَ] (اوستایی، ص) اَرْتَه. در اوستا و پارسی باستان بمعنی مقدس است مانند اَردا چنانکه در ارتخشثره (اردشیر) بمعنی شهریاری مقدس و ارته وهیشته (اردیبهشت) بمعنی بهترین مقدس و نیز پیش از نام بعض ایرانیان قدیم می آمده است چنانکه ارتبان (اردوان).


ارتا

[اَ] (هزوارش، اِ) بلغت زند و پازند بوم و زمین را گویند. (برهان قاطع). ارض.


ارتا

[اَ رَ] (اِخ) یکی از نواحی طبرستان مستقرّ ابوخزیمه. (سفرنامهء مازندران و استراباد رابینو ص 165).


ارتا

[اَ] (اِخ) شهریست بترکیهء اروپا واقع بمسافت 42 میلی جنوب یانیه، در کنار نهر ارتای یسری و آنجا پلی است زیبا در حدود 300 ذراع و سکنهء آن قریب 7000 و اکثر یونانی اند و در آن آثار حصن های یونانیان قدیم باقی است و دارای کارخانه های منسوجات و...


ارتا

[اَ] (اِخ) نام خلیجی است از بحرالیونان و نیز قسمتی از حدود شمالیهء یونان، بین 39 درجه عرض شمالی و 21 درجهء طول شرقی و طول آن از شمال غربی بجنوب شرقی 25 میل و عرض آن از 4 تا 10 میل است. (ضمیمهء معجم البلدان).


ارتا

[اَ] (اِخ) شهریست واقع در شمال غربی جزیرهء میورقه. سکنهء آن قریب 8000 تن و شغل ایشان نسج کتان و دباغت و صید ماهی و داد و ستد میوه است و در آن غاریست دارای سردابهای غریب. (ضمیمهء معجم البلدان).


ارتا

[اُ] (اِخ)(1) شهریست به ایطالیای علیا در مقاطعهء نُوارِز، موقع آن بمسافت 25 میلی شمال شمال غربی نوارز بساحل دریاچهء ارتای غربی. (ضمیمهء معجم البلدان).
(1) - Orta Novarese.


ارتاء

[اِ] (ع مص) خندیدن: اَرتَأ الرجل؛ ضحک فی فتور. (تاج العروس).


ارتاایکتس

[اَ تُ] (اِخ)(1) پسر خِراس میس پارسی، حاکم شهر سِس تُس. وی در جنگ خشیارشا با یونانیان فرماندهی ماکرون ها و موسی نِک ها را داشت و خبط او موجب سقوط سس تُس بسال 479 ق. م. و تصرف آن بدست یونانیان گردید. (ایران باستان ص 736 و 870 ببعد)....


ارتاب

[اِ] (ع مص) سؤال کردن بعد بی نیازی. || ریخته و سوده شدن. (منتهی الارب).


ارتاب

[ ] (اِخ) شهریست [ از روس ] که چون غریب اندر وی شود بکشند و از وی تیغ و شمشیر خیزد سخت باقیمت که اوی را دوتاه توان کردن و چون دست بازداری بجای خود بازآید. (حدود العالم).


ارتاباز

[اَ] (اِخ) نام چند تن از ایرانیان عهد قدیم. رجوع به ارته باذ شود.


ارتابان

[اَ] (اِخ) اَرْدَوان. پسر هیستاسپ (ویشتاسپ) و برادر داریوش. (ایران باستان ص 593 و 708). و رجوع به اردوان شود.


ارتاپارت

[اَ] (اِخ) باوفاترین مستحفظ کوروش کوچک هخامنشی برادر اردشیر دوم. (ایران باستان ص 1010).


ارتات

[اِ] (ع مص) کندزبان کردن. کندزبان گردانیدن. (منتهی الارب). گرفته سخن گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی).


ارتاج

[اِ] (ع مص) ارتاج باب؛ بند کردن در را. در ببستن. ببستن. بستن در را. در را بستن. (تاج المصادر بیهقی). || ارتاج دجاجه؛ پر شدن شکم مرغ از تخم. پر شدن شکم ماکیان از بیضه. پربیضه شدن شکم مرغ. || ارتاج بحر؛ جوش زدن دریا و بسیار شدن آب...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید