اراء

[اِ] (ع مص) ارائه. نمودن. (تاج المصادر بیهقی). || شناسانیدن.


ارائب

[اَ ءِ] (ع اِ) جِ اِرب. حاجتها. (غیاث اللغات).


ارائک

[اَ ءِ] (ع اِ) جِ اریکه. تختها. سریرها. (غیاث اللغات):
بمسند مه و آفتاب ارائک
عطارد بدیوان جاهش محاسب.نظام قاری.
|| کوشکهای آراسته. || جِ اَراک و اراکه، که درختی است.


ارائم

[اَ ءِ] (ع اِ) جِ اَرومَه.


ارااورت

[اَ اُ] (اِ) نوعی از نشاسته که از هندوستان آرند و از ریشهء بعضی درختان گیرند.


ارائه

[اِ ءَ] (ع مص) نمودن. (غیاث). بنمودن. نشان دادن.
-ارائه دادن و ارائه کردن؛ نمودن. نشان دادن.
- ارائهء طریق؛ راه نمودن. رهبری. راهنمائی. رهنمونی. دلالت.
|| اری الله بفلان؛ بنماید خدای مردم را عذاب و هلاک او را. (منتهی الارب). || شناسانیدن. || بینا کردن.


اراب

[ ] (اِخ) (کمینه) شهری است در کوهستان یهودا (صحیفهء یوشع 15:52) و بسا میشود که وطن ارابی بوده در طرف شرقی حبرون در خرابهء عرابیه محل قدیمی هست که آثار دیوارهای کهنه و حوض ها و خرابه های کهن دیده شده که بگمان کاندر همان ارابی میباشد که در...


اراب

[اِ](1) (اِخ) از آبهای بادیه است. و یوم اراب از ایام عربست که در آن هذیل بن هبیره الاکبر التغلبی با بنی ریاح بن یربوع حرب کرد و زنان ایشان را برده گرفت و چارپایان ایشان ببرد. مساوربن هند گوید:
و جلبته من أهل ابضه طائعاً
حتی تحکم فیه أهل اراب.
و منقذبن...


ارابات

[اَ] (اِخ) حصنی است بر ساحل شرقی کریمه در روسیه، واقع بر کنار نهر جون و آنرا تاتارها برای حمایت بلاد از هجوم مردم شمالی بنا کردند و روسها بسال 1182م. آنرا تصرف و تخریب کردند. (ضمیمهء معجم البلدان).


ارابع

[ ] (اِخ) رجوع به ربع و رجوع به قاموس کتاب مقدس شود.


ارابن

[اُ بِ] (اِ) درخت خطمی. (مهذب الاسماء).


ارابن

[اُ بِ] (اِخ) نام منزلی است بر ریگ تودهء مَبرک، که از کوه جُهینه بر تنگهء صفراء قرب مدینه منحدر است. (معجم البلدان). منزلی است نزدیک وادی صفرا. (منتهی الارب).


ارابه

[اَ بَ] (ع مص) ارابه. ارب. عاقل شدن. خردمند شدن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). زیرک شدن. (صراح).


ارابه

[اِ بَ] (ع مص) کسی را بگمان افکندن. بگمانی افکندن. (تاج المصادر بیهقی). بگمان انداختن. در شک افکندن. || شک آوردن. ریبت آوردن. || تهمت کردن. || صاحب شک و تهمت گردیدن مرد (یعنی متهم شدن)، یا کار ناپسندی کردن. || جغرات ساختن شیر را. ماست بستن.


ارابه

[اَ را / اَرْ را بَ / بِ] (اِ)(1) گردون. (برهان قاطع). گردونه(2). بارکش. گاری(3). گردون که از چوب سازند و بر آن بار کشند. صاحب بهار عجم گوید که ارابه به الف و بای موحده و عرابه به عین مهمله و بای موحده هر دو غلط است آنچه بتحقیق...


ارابه چی

[اَ را / اَرْ را بَ / بِ] (ص مرکب، اِ مرکب) رانندهء ارابه. ارابه ران. هادی گردونه:
هرجا مه ارابه چی من کند گذر
همچون ارابه در پی اسپش دوم بسر.
سیفی (آنندراج).


ارابه ران

[اَ را / اَرْ را بَ / بِ] (نف مرکب) رهبر ارابه. ارابه چی.


ارابه رو

[اَ را / اَرْ را بَ / بِ رَ / رُو] (ص مرکب) راههای ارابه رو(1)؛ طرقی که قابل عبور ارابه و گردونه باشد.
(1) - Les chemins carrossables.


ارابه کش

[اَ را / اَرْ را بَ / بِ کَ / کِ](نف مرکب) رهبر ارابه. ارابه چی. آنکه مردم را بر ارابه سوار کرده برد.


ارابهو

[اَ بَ] (اِخ) ناحیه ایست در مشرق ولایات متحدهء امریکا، مساحت آن 4600 میل مربع، سکنهء آن 6829 تن و راه آهن از آن گذرد. کرسی آن دنقر است. (ضمیمهء معجم البلدان).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید