اذنه

[اَ ذَ / ذِ نَ] (اِخ) بقول سکونی کوهی است برابر توز که آنرا غمر شرقی توز گویند و چون از آن بگذرند بکوهی در مشرق آن رسند که آنرا هم اَذَنه نامند و سپس آن کوهی است که حبشی نام دارد. (معجم البلدان). || نصر گوید آذنه خیالی است...


اذنه

[اَ ذَ نَ] (اِخ) شهری و نیز ناحیتی که این شهر مرکز آنست بجنوب شرقی آسیه الصغری که آنرا ترکان آطنه و اَدَنه(1) گویند. و آن و مجموع آن ولایت در دولت عثمانی دارای چهار لواء بود: اذنه و القوزان و ایج ایل و بیاس و قضاهای آن 16 و...


اذنه

[اُ ذَ نَ] (ع ص) آنکه هرچه شنود تصدیق کند. آنکه همه را راستگوی پندارد. آنکه بقول هر کس باور کند. خوش باور.


اذنی

[اُ ذُ نی ی] (ع ص نسبی) منسوب به اُذُن. || شخص بزرگ گوش.


اذنی

[اَ ذَ] (ص نسبی) منسوب به اَذَنَه، از مشاهیر بلدان ساحل شام قرب طرسوس و جماعتی از علماء از آن جای برخاسته اند. (سمعانی).


اذنین

[اُ ذُ نَ] (ع اِ) تثنیهء اُذُن. دو گوش.


اذواء

[اِذْ] (ع مص) پژمرده کردن. خوشانیدن. پژمرانیدن. پلاسانیدن، چنانکه گرما تره یعنی بقل را.


اذواء

[اَذْ] (ع اِ) جِ ذو.


اذواء یمن

[اَذْ ءِ یَ مَ] (اِخ) نام منزلتی در یمن دون تبابعه، و جمع آن ذَوون و اذواء است از آنرو که لقب ایشان مبدو به ذو باشد چون: ذوالمنار و ذوالاعواد و ذویزن و ذوجدن و ذونواس و ذوانواح.


اذواب

[اِذْ] (ع مص) مسکه در دیگ کردن جهت روغن شدن آن. (منتهی الارب). آب کردن کره. اِذابه. || (اِ) مسکهء گداخته. (مهذب الاسماء).


اذوابه

[اِذْ بَ] (ع اِ) اذواب.


اذواد

[اَذْ] (ع اِ) جِ ذَود.


اذواط

[اَذْ] (ع اِ) جِ ذَوطَه. عنکبوتان که پشت زرد دارند.


اذواق

[اَذْ] (ع اِ) جِ ذَوق.


اذؤب

[اَ ءُ] (ع اِ) جِ ذئب. گرگان.


اذوذ

[اَ] (ع ص) برّان. بسیار برنده.
- سیف اذوذ؛ شمشیر بران.
-شفرهء اذوذ؛ کارد بران.


اذوط

[اَ وَ] (ع ص) ناقص زنخ از مردم و جز آن، یا آنکه حنک زبرین او دراز و حنک زیرین وی ناقص و کوتاه باشد. کوتاه زنخ. (مهذب الاسماء). خردچانه.


اذون

[اَ] (ع ص) گوش ور. آنکه گوش برجسته دارد چون آدمی و آهو و ستور، خلاف صَموخ که گوش خفته است مانند مرغ و ماهی: کُلُّ صموخ بیوض و کل اذون ولود.


اذون

[اَ] (اِخ) قریه ایست از نواحی کورهء قصران در خارج نواحی ری و بدانجا منسوبست ابوالعباس احمدبن الحسین بن بابا الزیدی و ابوسعد از او سماع دارد. (معجم البلدان).


اذون الجای تو

[] (اِخ) رجوع به حبط ج 2 ص 134 س 33 شود. شاید اوزون باشد بمعنی دراز.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید