ادور

[اَ وَ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از دور.


ادور

[اَ] (اِخ)(1) شطی بفرانسه که از تورمالِه، کانتن کامپان (پیرنهء علیا) سرچشمه میگیرد. طول مجرای آن 294 هزار گز که 112 هزار گز آن قابل کشتی رانی است. (ضمیمهء معجم البلدان).
(1) - Adour.


ادورایم

[اَ] (اِخ) شهریست حصین که رحبعام در یهودا بساخت و روبنسوم به ادورایم شد و آن قریه ای بود بزرگ بر زمین مرتفع واقع در جانب غربی حبرون یعنی الخلیل. (ضمیمهء معجم البلدان).


ادوردسویل

[اِ وَ وی] (اِخ)(1) شهری به اتازونی (کشور ایلی نوا)، کرسی ایالت مادیسُن، واقع در کنار کاهُیکا کریک، دارای 3600 تن سکنه.
(1) - Edwardsville.


ادوره

[اَ وِ رَ] (ع اِ) جِ دار.


ادوز

[اَ] (اِخ) نهری در بلاد الجزائر افریقا که از جبل اطلس بیرون آید و بشمال شرقی جریان یابد و پس از طی 185 هزار گز ببحر متوسط نزدیک بجایه ریزد. (ضمیمهء معجم البلدان).


ادوس

[اَ] (از ع، ص) کسی را گویند که بسبب علتی چشم او تاریکی کند و شبکور را نیز گفته اند. (برهان قاطع). کسی را گویند که چشم او تاریکی کند بواسطهء علتی. (جهانگیری). کسی را گویند که چشم او آب سیاه آورده باشد. (شعوری). تباه چشم از علتی که دارد....


ادوسیوس

[اَ] (اِخ)(1) مردی پارسی باحزم و در جنگ هنرمند و در نطق ماهر. وی ملازم کوروش بزرگ شاهنشاه هخامنشی بود چون اهالی کاریه به دو دسته تقسیم شده با یکدیگر در جنگ بودند تا از هر دو طرف رسولانی نزد کوروش فرستاده کمک او را درخواست کردند. کوروش در این...


ادوش

[اَ وَ] (ع ص) مرد تباه چشم. (منتهی الارب). تباه چشم از علت. (مهذب الاسماء). آنکه چشمش تاریکی کند. مؤنث: دَوشاء. ج، دوش. و رجوع به ادوس شود.


ادوک نیش

[اَ کَ] (اِ) ماه دوم پائیز نزد پارسیان عهد هخامنشی. (ایران باستان ص 1498).


ادوم

[اَ وَ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از دوام. بادوام تر. بدوام تر. پایدارتر. پیوسته تر. دائم تر: و تبین لها بأنها فی احسن الاحوال و اطیب اللذات و ادوم السرور. (رسائل اخوان الصفا).


ادوم

[اِ] (اِخ) (سرخ رنگ و عدسی رنگ) لقب عیسو پسر نخستین اسحاق است و چون وی بجهت شوربای عدسی که یعقوب برادرش پخته بود حق بکوریت خود را فروخت بدین واسطه و بملاحظهء سرخ رو بودنش وی را عیسو نام کردند. (سفر پیدایش 25:25 و 30). و رجوع به ادومیه...


ادوم

[اِ] (اِخ)(1) (لفظی عبرانی بمعنی سرخ) این بلاد را بنام ادوم یعنی عیسوبن اسحاق چنین خواندند (رجوع بمادهء قبل شود) و قب این موضع را جبل سعیر مینامیدند منسوب بسعیر جد حوریین و معنی سعیر دارای زمین دشوار است (بمناسبت اراضی وعر آن). و از توراه مستفاد میشود که این...


ادون

[اَ وَ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از دون. نزدیکتر. (غیاث اللغات). || کمینه تر. حقیرتر. (غیاث اللغات).


ادونای برق

[] (اِخ) (خداوند برق) لقب شخص ستمکار و جفاپیشهء کنعانی که در برق سکونت داشت. وی هفتاد تن از مشایخ همجوار خود را دستگیر کرد و انگشت سبابه و ابهام دست و پای ایشان را قطع کرد و بدیشان خورانید مانند سگان، بدین واسطه ایشان را یارای مقاتله و مقابله...


ادون قپو

[اُ قَ] (اِخ) موضعی بمغرب اوشاق، در نواحی آخال.


ادون کور

[ ] (اِخ) نام منزلی بمغولستان. (حبط ج 2 ص 133).


ادونی

[] (اِخ) (صدق خداوند) لقب یکی از سلاطین اموری اورشلیم. وی با چهار پادشاه دیگر بر ضد یوشع همداستان شده جنگ عظیمی در جبعون کردند و خداوند بطور اعجاز آنروز را طولانی فرمود و محض انهزام سپاه دشمن طوفان و تگرگ شدیدی فروفرستاد آن پنج پادشاه هزیمت یافته در مغاره...


ادونیاه

[اَ] (اِخ)(1) (یهوه خدای من است) وی پسر چهارمین داود از حجیث بود و پس از وفات چلیاب پسر داود قصد سلطنت کرد و حال آنکه سلیمان از جانب خدا بپادشاهی برگزیده شده بود، و داود هنوز در حیات بود که ادونیاه بدستیاری یوآب و ابی یاثار و دیگران آشکارا...


ادونی رام

[] (اِخ) (خداوند ارتفاع) ادورام. باجگیر داود و سلیمان و سرکار سی هزار عمله بود که در لبنان مأمور قطع تیرها بودند. (اول پادشاهان 4:6 و 5:14) و بطور تخفیف ادورام (دوم سموئیل 20:24، اول پادشاهان 12:18) و هدورام (دوم تواریخ 10:18) خوانده شده است و چون رحبعام ویرا بگوشمالی...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید