ادمص

[اَ مَ] (ع ص) باریک دنبالهء ابرو. (منتهی الارب). آنکه دنبال ابرویش باریک بود و پیش ستبر. (مهذب الاسماء). مؤنث: دَمْصاء. ج، دُمْص.


ادمع

[اَ مُ] (ع اِ) جِ دمع.


ادمغه

[اَ مِ غَ] (ع اِ) جِ دِماغ. (منتهی الارب).


ادمن

[اَ مَ] (ص) مشک خالص را گویند و به عربی اذفر خوانند. (برهان قاطع). مشک پاک یکدست :
صدری که نسیم خلق او عطر
اقطاع دهد بمشک ادمن.
(این بیت از سیف اسفرنگ است و در دیوان چ زبیده صدیقی بجای ادمن در بیت مزبور کلمهء لادن آمده است. در این صورت شاهد...


ادمنتن

[اِ مُ تُ] (اِخ) شهریست به کانادا (آلبِرتا)، دارای 80 هزار تن سکنه.


ادمنتن

[اِ مُ تُ] (اِخ)(1) شهریست به انگلستان، از کنت نشین میدل سکس، دارای 77000 تن سکنه.
(1) - Edmonton.


ادمند

[اِ مُ] (اِخ)(1) اول، پادشاه آنگلوساکسن (940 - 946م.). || ادمند دوم، مشهور به کُت دُفِر، پادشاه آنگلوساکسن، متولد بسال 981. (1015 - 1016 م.).
(1) - Edmond.


ادمند

[اِ مُ] (اِخ)(1) دُلانگله. پسر ادوارد سوم، دوکِ یُرک (1341 - 1402م.).
(1) - Edmond de Langley.


ادمند

[اِ مُ] (اِخ)(1) سر توماس. سائس انگلیسی، متولد در پلی موث. وی موجب اتحاد هانری چهارم و ملکه الیزابت شد. تولد او در حدود سال 1563 و وفات بسال 1639 م. بوده است.
(1) - Edmondes, Sir Thomas.


ادمند

[اِ مُ] (اِخ)(1) (سن...) مطران کانتُربِری (1190 - 1240م.). ذکران وی در 16 ماه نوامبر است.
(1) - Edmond (Saint).


ادمند

[اِ مُ] (اِخ)(1) فرانسوا والانتین آبو. نویسندهء فرانسوی، متولد در دیُز (واقع در مُرت) در 1828 و متوفی بپاریس در 1885م. وی پس از انتشار تحقیقی در باب «یونان معاصر» و رمانی بنام «تُلّا» که موجب مناقشات شدید شد و نیز «مکتوبات جوانی نیک خو بدختر عمهء خویش مادلین»، بتآتر...


ادمندستن

[اِ مُ تُ] (اِخ)(1) رابرت. نقاشی بشیوهء انگلیسی، متولد و متوفی در کِلسُ (اسکاتلند) (1794 - 1834م.). از وی آثار کمی بجامانده است ولی رنگ آمیزی های وی عاری از ظرافت نیست.
(1) - Edmonstone, Robert.


ادمنستن

[اِ مُ تُ] (اِخ)(1) ناحیه ایست به اتازونی (کنتوکی)، مساحت آن 5700 هزار گز مربع و دارای 8000 سکنه. کرسی آن برُنسویل و غار مشهور به ماموت در این ناحیه است. رجوع به ضمیمهء معجم البلدان کلمهء ادمنسون شود.
(1) - Edmonston.


ادموث

[اُ] (ع اِ) جای کماج نهادن در آتشدان. (منتهی الارب).


ادموس

[اُ] (ع ص) تاریک: لیل ادموس؛ شب نیک تاریک. (منتهی الارب). شب سخت تاریک.


ادمه

[اَ مَ] (ع اِمص، اِ) رجوع به ادمه شود.


ادمه

[اَ دَ مَ] (ع اِ) روگاه قوم و پیشوای آنان. (منتهی الارب). اِدام. اَدْم. || خویشی. || وسیله. (منتهی الارب). || جانب درونی پوست که ملصق بگوشت است یا جانب برونی آن که رُستنگاه موی باشد. (منتهی الارب). اندرونْپوست. درون پوست. (مهذب الاسماء). پوست درونی. پوست زیرین تن. مقابل بشره...


ادمه

[اَ مَ] (ع اِ) پیشوای قوم و روگاه آنها که شناخته شوند به او. مقتدا. اِدام. اَدم.


ادمه

[اَ مَ] (ع اِمص، اِ) ادمت. گندم گونی. || گندم گون شدن. (تاج المصادر بیهقی). برنگ ادمه شدن. (منتهی الارب). || خویشی. || وسیله. دست آویز. || آمیزش. نزدیکی جستن. موافقت. پیوستگی بچیزی. (مهذب الاسماء). || رنگی از رنگها که مایل بسیاهی یا سپیدی باشد یا سپیدی خالص یا رنگی...


ادمه

[اِ مَ] (ع اِ) جِ ادیم.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید