ادلال

[اِ] (ع مص) ناز کردن. (تاج المصادر بیهقی).
- ادلال کردن؛ ناز و کرشمه کردن. (مؤید الفضلاء).
|| حمله بردن. حمله کردن. || استوار شدن بکسی. (تاج المصادر بیهقی). اعتماد کردن بر کسی. (منتهی الارب). || وسیله جستن. || گستاخی و جرأت کردن بر... دلیری کردن بر... || گرفتن قرن و حریف...


ادلب

[اِ ؟] (اِخ) کرسی قضائی است بهمین اسم در لواء حلب. قضاء ادلب مشتمل بر نواحی اریحا و سرمین و معره مصرین و 104 قریه است که دارای خانه های بسیارند. و قصبهء ادلب در مغرب حلب و بمسافت 12 ساعته راه از آنست و هوائی نیک دارد و در...


ادلسبرگ

[اَ دِ بِ] (اِخ)(1) پستومیا گروت(2). شهری است از ایطالی در 12میلی شمال شرقی تریست، دارای 4000 سکنه و غارهای مشهور و دریاچه ها و معادن زیبق و ذغال سنگ و رخام. و راه آهن از آن گذرد.
(1) - Adelsberg.
(2) - Postumia - Grotte.


ادلص

[اَ لَ] (ع ص) مرد بسیار لغزنده. || حمار ادلص؛ خر موی نورسته. || شتری که پشم ریخته و بی موی باشد. (آنندراج). مؤنث: دَلْصاء.


ادلصی

[اَ لَ صی ی] (ع ص) حمار ادلصی؛ حمار ادلص. خر موی نورسته.


ادلعی

[اَ لَ عی ی] (ع ص) نرهء سطبر و دراز.


ادلغفاف

[اِ لِ] (ع مص) دزدیده آمدن تا بدزدد چیزی را. (منتهی الارب).


ادلف

[اَ لَ] (ع ص) همواربینی. (تاج المصادر بیهقی) (ذیل قوامیس دزی).


ادلف گارنیه

[اَ دُ یِ] (اِخ)(1) نویسنده و مستشرقی فرانسوی. (ایران باستان ص 418).
(1) - Adolphe Garnier.


ادلف وهرموند

[اَ دُ وَ] (اِخ)(1) یکی از مستشرقین نمساوی که در آکادمی شرقیهء وین تدریس داشت. او راست: قاموس عربی و آلمانی(2) که در گیسن بسال 1882م. در دو جزء مرتب کرده و بچاپ رسیده است. (معجم المطبوعات).
(1) - Dr. Adolf Wahrmund.
(2) - Handworterbuch der neu
arabischen und deutschenprach vonDr. Adolf Wahrmund....


ادلم

[اَ لَ] (ع ص) سیاه، از مردم و خر و جز آن. پوست سیاه. || مرد دراز و سیاه. (مهذب الاسماء). || مرد دراززنخ. (مهذب الاسماء). درازچانه. || بزرگ لب. مؤنث: دَلْماء. ج، دُلم.


ادلمام

[اِ لِ] (ع مص) سیاه شدن. (زوزنی). سیاه شدن آدمی و خر.


ادلمساس

[اِ لِ] (ع مص) ادلمساس لیل؛ سخت تاریک شدن شب.


ادلنظاء

[اِ لِ] (ع مص) بسرعت رفتن. || فربه شدن.


ادله

[اَ دِلْ لَ] (ع ص، اِ) جِ دلیل. راهنمایان. || حجت ها.
- ادلهء اربعه؛ کتاب و سنت و اجماع و عقل.


ادله

[اِ لَ] (ع اِ) اِدل.


ادلهمام

[اِ لِ] (ع مص) کلان سال شدن. پیر شدن. || ادلهمام ظلام؛ کثیف و بسیار سیاه شدن ظلام. سخت تاریک شدن. (زوزنی). تاریک شدن شب. تاریکی شب.


ادلهنان

[اِ لِ] (ع مص) پیر شدن. کلانسال گردیدن.


ادلی

[اَ] (ع اِ) اَدْلٍ. جِ دَلو.


ادلیده

[اَ دِ دَ] (اِخ) (ضمیمهء معجم البلدان). رجوع به ادلائید شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید