ادلیساس

[اِ] (ع مص) بگیاه قلیل رسیدن شتران در زمینی.


ادلیلاء

[اِ] (ع مص) شتاب کردن. شتابی کردن. (منتهی الارب). شتابیدن. شتافتن. || پنهان شدن. (مصادر زوزنی).


ادلیمام

[اِ] (ع مص) سخت سیاه شدن. (منتهی الارب). سیاه شدن آدمی و خر. (تاج المصادر بیهقی). || ادلیمام لیل؛ تاریک شدن شب.


ادلینک

[اِ دِ] (اِخ)(1) ژِرار. حکاک مشهور، متولد به آنوِرس (1649 - 1707م.). لوئی چهاردهم او را بفرانسه خواند و احسان و اکرامی بغایت دربارهء او مبذول داشت و بعضویت آکادمی فرانسه نائل شد.
(1) - Edelinck, Gerard.


ادم

[اَ] (ع اِ) پیشوای قوم و روگاه آنها که شناخته شوند به او. مقتدی . مهتر. اَدمه. اِدام.


ادم

[اَ] (ع مص) اصلاح کردن میان دو تن. الفت دادن بین دو کس. سازگار کردن. الفت افکندن. (تاج المصادر بیهقی). || آمیختن نان به نان خورش. با خورش خوردن نان. نان با نان خورش خوردن. (تاج المصادر بیهقی). || نان کسی یا جماعتی را نان خورش دادن. || پیشوا و...


ادم

[اَ دَ] (ع اِ) قبر. گور. || قسمی خرما که آنرا برنی نیز نامند.


ادم

[اَ دَ] (ع اِ) اسم جمع ادیم. چرم.


ادم

[اَ دَ] (اِ) لعل. (آنندراج). این معنی جای دیگر دیده نشد.


ادم

[اَ دَ] (اِخ) ناحیه ای نزدیک هجر از سرزمین بحرین. || موضعی نزدیک ذی قار و هامرز آنجا بقتل رسید. (معجم البلدان). || بقول نصر موضعی است نزدیک عمق و یاقوت گوید گمان میکنم که کوهی است. (معجم البلدان). || ناحیه ای از عمان. شهری بعمان. (دمشقی). از نواحی عمان...


ادم

[اَ دَم م] (ع ن تف) نعت تفضیلی از دَمّ. مالیده تر.
-امثال: ادمّ من الوباره.
ادمّ من بعره.


ادم

[اِ دُ] (اِخ)(1) ادومه(2). ناحیتی شامل قسمت جنوبی یهودیه و قسمت شمالی عربستان. رجوع به ادوم شود.
(1) - Edom.
(2) - Idumee.


ادم

[اُ] (ع اِ) نانخورش. خورش. قاتق. صبغ. هرچه اصلاح طعام کند چون سرکه و نمک و امثال آن. اِدام. ج، آدام.


ادم

[اُ] (ع ص، اِ) جِ آدَم. گندم گونان. || جِ اَدمانه.


ادم

[اُ دُ] (ع ص، اِ) آهوان سپید: والادم من الظباء؛ البیض تعلوهنّ جدَدٌ فیهن غُبره. (معجم البلدان). || جِ اَدیم. || جِ اِدام.


ادم

[اُ دُ] (اِخ) یکی از قراء طائف است. (معجم البلدان).


ادماء

[اِ] (ع مص) خون آلود کردن. (تاج المصادر بیهقی). خون آلوده گردانیدن. (منتهی الارب). || خون انداختن. خون برآوردن.


ادماء

[اَ] (ع ص) تأنیث آدم. گندمگون. || آهوی مادهء سفید و شتر مادهء سفید. (آنندراج). ج، اُدمانه، اُدم.


ادماء

[اُ] (اِخ) موضعی است بین خیبر و دیار طیی و غدیر مُطرق آنجاست. (معجم البلدان).


ادمات

[اَ دَ] (ع اِ) جِ اَدمَه.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید