اخفش کبیر

[اَ فَ شِ کَ] (اِخ) رجوع به اخفش ابوالخطاب ... شود.


اخفش نهم

[اَ فَ شِ نُ هُ] (اِخ) رجوع به اخفش علی بن محمد... شود.


اخفش هشتم

[اَ فَ شِ هَ تُ] (اِخ) رجوع به اخفش عبدالعزیز... شود.


اخفش هفتم

[اَ فَ شِ هَ تُ] (اِخ) رجوع به اخفش عبدالله بن محمد... شود.


اخفشی

[اَ فَ] (حامص)(1) منسوب به اخفش و آن بیماریست در چشم.
(1) - Nyctalopie.


اخفش یازدهم

[اَ فَ شِ دَ هُ] (اِخ)رجوع به اخفش هارون بن موسی... شود.


اخفض

[اَ فَ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از خفض. فرودتر. فروتر. زیرتر. || فروتن تر. افتاده تر.


اخفی

[اَ فا] (ع ن تف) نعت تفضیلی از خفی. خفی تر. پوشیده تر. مقابل اجلی: تعریف باخفی.
- امثال: اخفی مما یخفی اللیل.
اخفی من الماء تَحتَالرُّفَه.


اخفی التوأمین

[اَ فَتْ تَ ءَ مَ] (اِخ)(اصطلاح فلک) دو ستاره بر سرِ دوپیکر که ذراع مبسوطه نامند و آنکه بر طرف مغرب واقع شده رأس التوأم الغربی(1) نام دارد و آنکه بر طرف مشرقست رأس التوأم الشرقی(2). ستارهء غربی از قدر اول است و آنرا انورالتوأمین نیز خوانند و ستارهء شرقی...


اخفی الفرقدین

[اَ فَلْ فَ قَ دَ] (اِخ)(اصطلاح فلک) ستارهء کم نورتر از دو ستارهء فرقدان که در صورت دب اصغر جای دارند.


اخفیه

[اَ یَ] (ع اِ) جِ خِفاء. || اخفیهُالنور؛ غلافهای شکوفه. || اخفیه الکری؛ چشمها. (منتهی الارب). در تاج العروس آمده: و اخفیه الکرا؛ الاعین. قال :
لقد علم الایقاظ اخفیه الکرا
تزججها من حالک واکتحالها.


اخقاء

[اِ] (ع مص) درآمیختن با زنی که شرم فراخ دارد.


اخقاق

[اِ] (ع مص) اخقاق بکره؛ فراخ سوراخ گردیدن چرخ چاه از محور. || فراخ کرانه شدن نعامه از زرنوق. (نعامه چوبی است که عرضاً بر دو زرنوق (دو پایه) ساخته بر کنارهء چاه نهند). || آواز دادن شرم زن گاه آرمش.


اخقاق

[اَ] (ع اِ) جِ خَقّ. ج، اَخاقیق.


اخقوق

[اُ] (ع اِ) مغاک در زمینی که کسی اندر وی پنهان شدن تواند. (منتهی الارب). شکاف زمین. (مهذب الاسماء). ج، اَخاقیق.


اخقیق

[اِ] (ع اِ) اخقوق. مغاک در زمین که کسی اندر وی پنهان شدن تواند. ج، اخاقیق.


اخکسه اندازی

[اُ کَ سَ / سِ اَ](حامص مرکب) یا اخکسمه اندازی. بترکی تیر بازگشتی زدن (؟). (غیاث اللغات) (آنندراج).


اخککندو

[اَ کَ کَ] (اِ) چیزی باشد از مس یا چوب ساخته که سری گرد و کوچک دارد و دسته بر آن نصب کنند و سنگریزه در آن کنند که چون آنرا جنبانند آوازی دهد و طفلان را به آن مشغول سازند. (مجمع الفرس سروری). جغجغه. و در فرهنگ شعوری این...


اخکل

[اَ کَ(1)/ کُ] (اِ)(2) داس باشد. (یعنی) خسهای سرتیز که بر سر دانه های جو و گندم باشد و داسه نیز گویند. (مجمع الفرس سروری) (برهان). اَخْگل. خارهای بلندی که بر سر خوشه های جو و گندم باشد.
(1) - به ضبطِ نسخهء قدیمِ السامی.
(2) - Arete. Barbe.


اخکلندو

[اَ کَ لَ] (اِ) رجوع به اخککندو شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید