اخفش
[اَ فَ] (اِخ) حسین بن حسن اخفش. از اولاد ائمه در کوکبان. وی اعجوبهء زمن بود و هم در کوکبان بسال 1103 ه . ق. درگذشت. (تاج العروس در مادهء خفش).
اخفش
[اَ فَ] (اِخ) خلف بن عمر. او شیخ ابوالقاسم شقری بلنسی نحوی است و در علم عروض از مَهَره است و محمد بن عزیز العزیزی صاحب الغریب از او روایت دارد و او پس از سال 420 ه . ق. درگذشته است. (روضات الجنات ص55).
اخفش
[اَ فَ] (اِخ) سعیدبن مسعده المجاشعی. رجوع به اخفش اوسط.... شود.
اخفش
[اَ فَ] (اِخ) عبدالعزیز. و او ابوالاصبغ بن احمد نحوی مغربی اندلسی است و ابن عبدالبر از او روایت دارد و وی بقول حمیدی در تاریخ اندلس بسال 389 ه . ق. حیات داشته است. (روضات الجنات ص55). و رجوع به عبدالعزیز... شود.
اخفش
[اَ فَ] (اِخ) عبدالله بن محمد. و او ابومحمد نحوی بغدادی است و از اصمعی روایت دارد. (روضات الجنات ص55).
اخفش
[اَ فَ] (اِخ) علی بن اسمعیل الفاطمی. او شریف ابوالحسن بن اسمعیل بن رَجاء النحوی است. (روضات الجنات ص55).
اخفش
[اَ فَ] (اِخ) علی بن سلیمان. رجوع به اخفش صغیر شود.
اخفش
[اَ فَ] (اِخ) علی بن محمد نحوی. یاقوت گوید ذکر او در جائی نیافتم جز در کتاب الفصیح بخط علی بن عبدالله بن اخی الشبیه العلوی. و صورت آن چنین است: حذق علی هذاالکتاب و هو الکتاب الفصیح ابوالقسم سلیمان بن المبارک الخاصه الشرفی أدام الله أیامه من اوّله الی...
اخفش
[اَ فَ] (اِخ) مجاشعی. رجوع به اخفش اوسط شود.
اخفش
[اَ فَ] (اِخ) هارون بن موسی بن شریک. او شیخ ابوعبدالله بن موسی دمشقی قاری نحوی است و نزد عبدالله بن ذکوان و جز او قرائت کرده است و ابوالحسن بن الاجزم از او قرائت دارد. اخفش از ابی مسهر الغسانی و از او ابوبکربن فطیس حدیث آموخت و وی...
اخفش اصغر
[اَ فَ شِ اَ غَ] (اِخ)ابوالحسن علی بن سلیمان. رجوع به اخفش صغیر شود. و گاه اخفش اصغر بسلیمان بن علی بن سلیمان الیمنی التمیمی النحوی نیز اطلاق کنند چنانکه در خاتمه الطبقات آمده است. (روضات الجنات ص55).
اخفش اکبر
[اَ فَ شِ اَ بَ] (اِخ) رجوع به اخفش ابوالخطاب شود.
اخفش اوسط
[اَ فَ شِ اَ سَ] (اِخ)سعیدبن مسعده مجاشعی بالولاء خوارزمی بلخی مکنی به ابی الحسن. وی عالمی نحوی و ایرانی و از موالی بنی مجاشع بن دارم و از بصریین است. شاگرد سیبویه و یکی از اصحاب اوست. و اخفش اسن از سیبویه بود و استادان سیبویه را نیز دریافته...
اخفش اول
[اَ فَ شِ اَوْ وَ] (اِخ) یا قدیم. رجوع به احمدبن عمران بن سلامه... شود.
اخفش پنجم
[اَ فَ شِ پَ جُ] (اِخ)رجوع به اخفش احمدبن محمد... شود.
اخفش چهارم
[اَ فَ شِ چَ رُ] (اِخ)رجوع به اخفش احمدبن عمران... شود.
اخفش دهم
[اَ فَ شِ دَ هُ] (اِخ) رجوع به اخفش علی بن اسمعیل... شود.
اخفش ششم
[اَ فَ شِ شِ شُ] (اِخ)رجوع به اخفش خلف بن عمر شود.
اخفش صغیر
[اَ فَ شِ صَ] (اِخ) اخفش اصغر. ابوالحسن علی بن سلیمان بن فضل نحوی بغدادی. او حافظ اخبار نیز بود. وفات بسال 315 ه . ق.(1) و از اوست کتاب الانواء. کتاب التثنیه والجمع. کتاب الجراد. (ابن الندیم). و او از تلامذهء مبرّد و ثعلب و یزیدی و ابی العیناست...
اخفش قدیم
[اَ فَ شِ قَ] (اِخ) رجوع به احمدبن عمران بن سلامه و روضات الجنات ص54 و 55 شود.
