اخریطوس

[ ] (اِ) کرنب برّیست. (تحفهء حکیم مؤمن). کلم دشتی.


اخریمیدس

[ ] (اِخ) حکیم و ریاضی دان یونان. پس از اقلیدس مردم علوم اقلیدس را از اخریمیدس فراگرفتند و شهرت وی از این راه است. و او را در فوائد اقلیدس تصنیفاتی است. (تاریخ الحکمای قفطی چ لیپزیک ص68).


اخزاء

[اِ] (ع مص) خوار و رام کردن. (تاج المصادر بیهقی). || رسوا کردن. (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی): اخزاه الله؛ رسوا کناد خدای او را. || هلاک کردن. (تاج المصادر بیهقی).


اخزان

[اِ] (ع مص) غنی شدن بعد فقر. || اِخزان مال؛ جمع کردن آن.


اخزای

[ ] (اِخ) (بعبری: کسی که خداوند او را یاری میدهد) گویند این لفظ مرخم «اخزیا» است و او کاهنی بود که در کتاب نحمیا 11:13 مذکور است و در کتاب اول تواریخ ایام 9:12 یحزیره خوانده شده است. (قاموس کتاب مقدس).


اخزر

[اَ زَ] (ع ص) نعت از خزر. احول. کج چشم. || خردچشم. تنگ چشم. آنکه چشم خرد و تنگ دارد. || آنکه بگوشهء چشم نظر کند. بگوشهء چشم نگاه کننده. آنکه بگوشهء چشم نگرد. (تاج المصادر بیهقی). که بدنبال چشم نگرد. (مهذب الاسماء). مؤنث: خَزْراء. ج، خُزر.


اخزری

[اَ زَ ری ی] (ع اِ) خَزَری. دستارها از ابریشم غاژ کرده.


اخزل

[اَ زَ] (ع ص) شکسته پشت. || شتر که همهء کوهان وی رفته باشد. || اعرج. || (اصطلاح عروض) شعری که در آن خُزله باشد. مخزول. و رجوع به خَزْل و خُزْله شود.


اخزم

[اَ زَ] (ع اِ) مار نر. || (ص) نَره ای که رگ پوست آن کوتاه باشد.


اخزم

[اَ زَ] (اِخ) فحلی است نجیب.


اخزم

[اَ زَ] (اِخ) کوهی است قرب مدینه بین ناحیه مَلل و روحاء و ذکر آن در اخبار عرب آمده است. || کوهی است نجدی در حُقّالضِّباب. (معجم البلدان).


اخزم

[اَ زَ] (اِخ) نام جدّ حاتم طائی که از پدر خود ابواخزم عاق بود و بعد از مردن اخزم پسران وی روزی بر جد خویش ابی اخزم درافتادند و او را مجروح و خون آلوده ساختند و او این بیت بگفت:
انّ بنیّ ضرّجونی بالدّم
شنشنه اعرفها من اخزم.
و بجای «ضرجونی»، «رمَلونی»...


اخزواء

[اِ زِ] (ع مص) در شهرت و بلا افتاده خوار گردیدن. (منتهی الارب).


اخزه

[اَ خِزْ زَ] (ع اِ) جِ خُزَز. خرگوشان نر.


اخزی

[اَ زا] (ع ن تف) نعت تفضیلی از خزی. رسواتر.
-امثال: اخزی من ذات النحیین. رجوع به اشغل من ذات النحیین شود. (مجمع الامثال میدانی).
|| رسواکننده تر. خوارکننده تر : فارسلنا علیهم ریحاً صَرصَراً فی ایام نحسات لنذیقهم عذاب الخزی فی الحیوه الدنیا و لعذاب الاَخره اخزی و هم لایُنصرون. (قرآن...


اخزیاء

[ ] (اِخ) (متعالی) نام دو تن از شاهان یهود: اخزیاء اول پسر و جانشین آحاب، هشتمین شهریار بنی اسرائیل، وی ضلالت و بی دینی آحاب را شعار خود ساخت و بعل و عشتاروت را پرستش کرد و رسوم عبادت این دو بُت بواسطهء ایزابل در میان بنی اسرائیل رواج...


اخزیاهو

[ ] (اِخ) رجوع به اخزیاهی شود.


اخزیاهی

[ ] (اِخ) یا اخزیاهوبن یهورام. (سنی ملوک الارض و الانبیاء تألیف حمزهء اصفهانی ص62). و مؤلف مجمل التواریخ والقصص پس از ذکر یورام ابن سافط (طبری: یهو شافاط) از ملوک بنی اسرائیل آرد: اخزیاهی یکسال ملک بود. (مجمل التواریخ ص144). رجوع به اخزیاء (دوم) شود.


اخس

[اُ خُ] (اِخ) (بمعنی خوب) لقب اردشیر سوم هخامنشی که ظاهراً یونانی شدهء کلمهء وَهوکَ فارسی هخامنشی است. رجوع به اردشیر سوم و ایران باستان ص74، 952، 954، 955، 956، 1140، 1152، 1153، 1155، 1157، 1158، 1164، 1165، 1179، 1183، 1214، 1324، 1360، 1430، 1449، 1629، 1637، 1644، 1872، 1883،...


اخس

[اَ خَس س] (ع ن تف) نعت تفضیلی از خسیس. زبون تر. فرومایه تر. خوارتر. (غیاث اللغات). ارذل. خسیس تر : نتیجه تابع اخسّ مقدمتین است. ندانستند [ کدخدایان غازی و اریارق ] که چون خداوندان ایشان برافتادند ارذل من النعل و اخسّ من التراب باشند. (تاریخ بیهقی).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید