اختوبا

[اِ] (اِخ) شعبه ای از نهر فولکا [ وُلگا ](1) که از سمت چپ آن در مسافت 20 هزارگزی شمال تزارتزن(2)، جدا شده ببحر خزر میریزد. (ضمیمهء معجم البلدان).
(1) - Volga.
(2) - Tzaritzyn.


اخته

[اَ تَ / تِ] (ترکی، ص، اِ)خایه بیرون کشیده. (برهان). بی خایه. جانور خایه کشیده عموماً و اسب(1) خصوصاً. چاروای خایه بیرون کشیده. مقطوع. آخته. خصی. خواجه: خروس اخته. یابوی اخته. ج، اختگان، اخته ها (در مورد اسب) .
شب قضیم اختگانت زارتفاع سنبله
می کند حاصل بدوش کهکشان می آورد.
سلمان ساوجی.
-...


اخته آخور

[اَ تَ] (اِخ) نام موضعی است در نواحی قهستان (ظ. قهستان هرات) : آنگاه از آن منزل کوچ فرمود و موضع اخته آخور را از غبار سم سمند جهان پیما مشکبیز کرد... و خاقان منصور استیصال نهال اقبال او را پیشنهاد همت ساخته متوجه قهستان گردید بعد از وصول بمنزل...


اخته بیگ

[اَ تَ / تِ بَ / بِ] (ترکی، ص مرکب، اِ مرکب) اخته چی. رئیس طویله و اصطبل. میرآخور. کسی که اخته کردن حیوانات بدستور اوست. رجوع به آخته بیگ و آخته چی شود.


اخته بیگی

[اَ تَ / تِ بَ / بِ] (حامص مرکب) سمت و شغل اخته چی یا اخته بیگ. در آنندراج اخته بیگی و اخته چی بیک معنی آمده است و گوید: در ترکی شخصی که اخته کردن حیوانات باستصواب او باشد و داروغهء اصطبل را میرآخور گویند نه اخته بیگی و...


اخته پولی

[اَ تَ پُ] (اِخ) نام ناحیه و قضائی است در شمال شرقی ادرنه در ساحل بحر اسود، به پانزده ساعتی روم ایلی تابع ایالت تکفورطاغ از ولایت ادرنه. این ناحیه سابقاً آگاثوپولیس(1) نامیده میشد. رئیس اساقفهء یونان، تابع بطریکیهء قسطنطنیه در این ناحیه سکنی دارد. رجوع به منجم العمران فی...


اخته چی

[اَ تَ / تِ] (ترکی، ص مرکب، اِ مرکب) اخته بیک. اخته بیکی (بقول صاحب آنندراج). اختاچی. رجوع به آخته چی شود.


اخته خان

[اَ تَ] (اِخ) لقبی است که [ دشمنان ] آغامحمدخان مؤسس سلسلهء قاجاریه را داده اند.


اخته خانه

[اَ تَ / تِ نَ / نِ] (اِ مرکب)اصطبل. طویلهء اسبان. جائی که گاو و اشتر و امثال آن در آن اخته کنند:
خفته در اخته خانهء بغلت
دوش بر دوش صد قطار شپش.


اخته زغال

[اَ تَ / تِ زُ] (اِ مرکب)(1)قرانیا. (تحفهء حکیم مؤمن ذیل: قراقاط). و رجوع به زغال اخته شود.
(1) - Cornouille.


اخته شدن

[اَ تَ / تِ شُ دَ] (مص مرکب)خصی شدن.


اخته کردن

[اَ تَ / تِ کَ دَ] (مص مرکب)(1) تخم کشیدن. خصی کردن اسب(2)و خروس(3) و قوچ و جز آن را تا گشنی کردن نتواند. بیرون کردن بیضهء خروس و قوچ و امثال آن تا فربهی گیرد.
-امثال: ملانصرالدین است صد دینار می گیرد سگ اخته می کند، یک عباسی می دهد...


اختی

[اُ] (ص نسبی) منسوب به اخت. خواهری. و در نسبت به اخت، اخوی نیز گویند.


اختیات

[اِ] (ع مص) فرودآمدن باز از هوا بر شکار تا بگیرد. فرودآمدن مرغ بر صید. (تاج المصادر بیهقی). فرودآمدن مرغ شکاری از هوا بر شکار. || گرفتن سخن را و بیاد داشتن. || ربودن یکی را پس از دیگری. ربودن گرگ یک یک گوسپند را بحیله: الذئب یختات الشاه بعدالشاه....


اختیار

[اِ] (ع مص) گزیدن. برگزیدن. (تاج المصادر) (زوزنی). استراء. گزین کردن. خَیره. (منتهی الارب). انتخاب : الحمدُ للّه الذی اختار محمداً صلی الله علیه و آله و سلم من خیر اُسرهِ. (تاریخ بیهقی). و در شغل عرض اختیار سلطان بر تو افتاده است. (تاریخ بیهقی). به اختیار این دوست بونصر...


اختیار آمدن

[اِ مَ دَ] (مص مرکب) گزیده آمدن : وزرای انوشیروان در مُهمی از مصالح ملک اندیشه همی کردند. و ملک همچنین تدبیری اندیشه کرد بزرجمهر را رأی ملک اختیار آمد. (گلستان). یکی را از دوستان گفتم امتناع سخن گفتنم بعلّت آن اختیار آمده است. (گلستان).


اختیارات

[اِ] (ع اِ) جِ اختیار.


اختیارات

[اِ] (ع اِ) (علم...) مؤلف کشف الظنون آرد: فهو علم باحث عن احکام کل وقت و زمان من الخیر والشر و اوقات یجب الاحتراز فیها عن ابتداءالامور و اوقات یستحب فیها مباشره الامور و اوقات یکون مباشره الامور فیها بین بین ثم کل وقت له نسبه خاصه ببعض الامور بالخیریه...


اختیار افتادن

[اِ اُ دَ] (مص مرکب)انتخاب کردن کسی یا چیزی. مشمول انتخاب کسی شدن : آنگاه بازنمود که اختیار ما بر تو افتد. (تاریخ بیهقی). بوالفتح رازی را بخواند و خالی کرد و گفت در باب تو امروز سخن رفته است و در شغل عرض اختیار سلطان بر تو افتاده است......


اختیارالدین

[اِ رُدْ دی] (اِ خ) (امیر...) چون سلطان [ محمد خوارزمشاه ] بجزیرهء آبسکون رسید سخت مسرور گردید و در آنجا تنها و بی وسیلهء معیشت میزیست و مرضش روزبروز رو به افزونی میرفت، از مردم مازندران جمعی جهت او غذا و مایحتاج زندگی می آوردند و خیمهء کوچکی نیز...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید