اخت فضیل بن عبدالوهاب

[اُ تُ فُ ضَ لِ نِ عَ دِلْ وَهْ ها] (اِخ) خواهر فضیل. شیخ جمال الدین ابوالفرج عبدالرحمان بن علی جوزی او را در زمرهء برگزیدگان عابدات کوفه آرد و گوید: محمد بن حسین از فضیل بن عبدالوهاب روایت کند که او گفت: روزی از خواهر خود شنیدم که میگفت:...


اخ تفو

[اَ تُ] (اِ مرکب) اخ تف را گویند که آب دهن را جمع کردن و انداختن باشد. (برهان). و افادهء کراهیت و نفرت کند :
چون بباید طمع برید از دوست
چون توقع نماید از دشمن
حق یاری چنین گذاشته اند
اخ تفو بر زمانهء ریمن.حکیم نزاری.


اختگان

[اَ تَ / تِ] (اِ) جِ اخته، بمعنی اسب خایه کشیده :
شب قضیم اختگانت زارتفاع سنبله
می کند حاصل بدوش کهکشان می آورد.
سلمان ساوجی (از آنندراج).
بعض فرهنگها این کلمه را بمعنی میرآخور گرفته اند و همین بیت را شاهد آورده اند و ظاهراً به این معنی غلط است.


اختل

[اَ تَ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از خَتْل. حیله گرتر. فریبکارتر.
- امثال: اختل من ذئب؛ حیله گرتر از گرگ.


اختلاء

[اِ تِ] (ع مص) بریدن بشمشیر. || درودن و برکندن گیاه تر را. گیاه درودن و آنچه بدان ماند. (تاج المصادر بیهقی). گیاه و آنچه بدان ماند درودن. (زوزنی).


اختلاب

[اِ تِ] (ع مص) فریفتن کسی را. (منتهی الارب). مُخالَبَه. بزبان فریفتن. (آنندراج). تیتال. || ربودن.


اختلاج

[اِ تِ] (ع مص) کشیدن. (تاج المصادر بیهقی). کشیدن چیزی را و بیرون کردن. || پریدن رگها و چشم یا قسمتی دیگر از بدن. جستن. بجستن. تشنج(1). ارتعاش.
-اختلاج الاعضاء؛ برجستن اندام. جستن اندامها. (ذخیرهء خوارزمشاهی) (تاج المصادر بیهقی). جنبیدن و پریدن اندامی بی اراده، چنانکه پریدن چشم و جز آن....


اختلاج

[اِ تِ] (ع مص) (علم ال ....) و هو من فروع علم الفراسه. قال المولی ابوالخیر هو علم باحث عن کیفیه دلاله اختلاج اعضاء الانسان من الرأس الی القدم علی الاحوال التی ستقع علیه و احواله و نفعه و الغرض منه ظاهر لکنه علم لایعتمد علیه لضعف دلالته و غموض...


اختلاجات

[اِ تِ] (ع اِ) جِ اختلاج: اختلاجات اعضاء. اختلاجات اندامها.(1)
(1) - Les convulsions. Les soubresauts.


اختلاس

[اِ تِ] (ع مص) ربودن. (تاج المصادر بیهقی). مخالسه. تخلس. (زوزنی). || زود ربودن. سلب کردن. || مؤلف آنندراج آرد: فی الاصطلاح، ادا کردن است معانی مدح (را) در غزل و یا برعکس. مثال اول، میرزا صائب گوید:
خاکدان دهر مفلس بود از نقد مراد
دستها بر هم زدی دریا و کان...


اختلاط

[اِ تِ] (ع مص) آمیخته شدن. (زوزنی). درهم شدن. امتزاج. اِلتباس. اِلتباک. آمیختن. درآمیختن :
سعادت اختلاط زیرکانست
ز نادان گر رسد سودی زیانست.
ناصرخسرو.
همچو در کان خاک و زر کرد اختلاط
در میانشان صد بیابان و رباط.مولوی.
و هرجائی اختلاطی میساخت. (کلیله و دمنه). || معاشرت :
اختلاط خوبرویان زود برهم میخورد
از رگ گل رشته...


اختلاط پذیر

[اِ تِ پَ] (نف مرکب)(1)قابل آمیزش.
(1) - Miscible.


اختلاط پذیری

[اِ تِ پَ] (حامص مرکب)(1) قابلیت آمیزش.
(1) - Miscibilite.


اختلاط و امتزاج

[اِ تِ طُ اِ تِ](ترکیب عطفی، اِ مرکب)(1) (اصطلاح ریاضیات) عملی است که برای دو مقصود ذیل جاری کنند: اول آنچه بخواهند قیمت متوسطهء چند چیز بهم آمیخته را معلوم کنند و دوم آنکه مشخص کنند اندازهء چند چیز آمیختنی را بر وجهی که شیئی ممزوج قیمت مشخصی پیدا کند....


اختلاع

[اِ تِ] (ع مص) گرفتن مال کسی را. || طلاق گرفتن زن بر مال. (منتهی الارب). واخریدن زن، خود را بمهر و جز آن. (آنندراج). خویشتن بازخریدن زن. (تاج المصادر بیهقی). خویشتن را واخریدن زن. (زوزنی). سر خریدن زن.


اختلاف

[اِ تِ] (ع مص) نقیض اتفاق. عدم موافقت. ناسازگاری. ناسازواری. با یکدیگر خلاف کردن. (تاج المصادر بیهقی). نزاع. منازعه. تنازع. تجاذب. مجاذبه. تشاجر. مشاجره. شقاق : اختلاف میان ایشان... هرچه ظاهرتر بود. (کلیله و دمنه). اندیشیدم که اگر از پس چندین اختلاف رای متابعت این طایفه گیرم.... همچنان نادان باشم...


اختلاف آراء

[اِ تِ فِ] (ترکیب اضافی، اِمص مرکب) نقیض اتفاق آراء. عقاید گوناگون داشتن.


اختلافات

[اِ تِ] (ع اِ) جِ اختلاف.


اختلاف اخلاق

[اِ تِ فِ اَ] (ترکیب اضافی، اِ مص مرکب) (اصطلاح احکام نجوم) تضادّ دو کوکب در جوهر، چنانکه یکی سعد و دیگری نحس یا یکی ناری و دیگری مائی باشد.


اختلاف افتادن

[اِ تِ اُ دَ] (مص مرکب)اختلاف. شجر. شجور. (تاج المصادر بیهقی).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید