اخادید

[اَ] (ع اِ) جِ اخدود. شکافهای زمین بدرازا. || نشانه های تازیانه.


اخادید

[اَ] (اِخ) نام منزل سوم از واسط براه مکه و آن دارای چاه هاست در جانب برّ و در آن قبه هاست و آب آن شیرین باشد از آنجا به لینه روند که منزل چهارم است و بین اخادید و غضاض یک روزه مسافت است. (معجم البلدان). و مشهور خادید...


اخادیر

[اَ] (ع اِ) جِ اخدار. ججِ خدر.


اخاذ

[اِ] (ع اِ) جِ اخاذه. جای فراهم آمدن آب باران. آبگیر. آبگیری که در بیابان باشد. پاره ای از آب سیل که در جائی مانده باشد. تالاب که در بیابان باشد. (غیاث). || حوض. || زمینی که شخص برای خود یا برای پادشاه جدا کند. || زمینی که امام بکسی...


اخاذ

[اَخْ خا] (ع ص) بسیار گیرنده. سخت گیرنده.


اخاذات

[اِ] (ع اِ) جِ اِخاذه.


اخاذان

[اِ] (اِخ) (تثنیه گونه ای از اخاذ) موضعی است مذکور در شعر عمروبن معدی کرب:
و یوماً ببرقاءالاخاذین لو رأی
أبی مکانی لانتهی او لجرّبا.
(ضمیمهء معجم البلدان ص162).


اخاذل

[اَ ذِ] (ع ص، اِ) جِ اخذل.


اخاذه

[اِ ذَ] (ع اِ) جای فراهم آمدن آب باران. || آبگیر. آبگیر در دشت. (مهذب الاسماء). غدیر. (نصاب). گورآب در صحرا. تالاب. || زمینی که آنرا جدا کنند برای خود. || زمینی که امام آنرا بکسی دهد و ملک کسی نباشد. ج، اخاذ، اخاذات. جج، اُخُذ.


اخاذی

[اَخْ خا] (حامص) عمل اخاذ.


اخارج

[اَ رِ] (ع اِ) جِ خراج. || (اِخ) کوهی است بنی کلاب بن ربیعه بن عامربن صعصعه را. موهوب بن رشید القریظی در مرثیهء مردی گوید:
مقیم مااقام ذری سواج
و مابقی الاخارج و البتیل.(معجم البلدان).


اخاره

[اِ رَ] (ع مص) برگردانیدن ستور از راهی که میرود براهی دیگر.


اخاریج

[اَ] (ع اِ) جِ خَرج. کذا فی منتهی الارب والصواب ججِ خرج و جِ اخراج.


اخاسف

[اَ سِ] (ع ص، اِ) زمینهای نرم. یقال: وقعوا فی اخاسف من الارض. (منتهی الارب).


اخاسی

[اَ] (ع ص، اِ) جِ خسا (برخلاف قیاس). طاق ها. تک ها.


اخاشب

[اَ شِ] (ع ص، اِ) جِ اخشب. کوههای انبوه و کوههایِ صعب العبور. (مراصد). || (اِخ) کوههای صمّان. (منتهی الارب). کوههائی است بصمّان که در قرب آنها کوه و پشته ای نیست. (معجم البلدان). || جبال مکه و جبال مِنی. || جبال سیاه نزدیک اَجَأ و بین آندو رمله ای...


اخاشف

[اَ شِ] (ع ص، اِ) زمین سخت و صلب. (منتهی الارب).


اخاضر

[اَ ضِ] (ع اِ) زر و گوشت و می.


اخاضه

[اِ ضَ] (ع مص) در آب آوردن. (تاج المصادر بیهقی).
- اخاضهء دابه؛ درآوردن ستور را بآب.
- اخاضهء قوم؛ درآمدن اسبان قوم بآب.


اخافش

[اَ فِ] (اِخ) جِ اَخفش. اخفشان. و معروف ترین اخفشان دوازده تن اند از نحات و محدثین و جز آنان.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید