احمدیه

[اَ مَ دی یَ] (اِخ) شهری است که بسال 619 ه . ق. محمودبن محمد حمیری در ساحل دریا نزدیک بخرابهء مرباط بنا کرد و این در عوض شهر مرباط و ظفار حضرموت بود که محمود گاه استیلاء خویش ویران ساخته بود. و بمرباط چشمه ای گوارا بود که مجرای...


احمر

[اَ مَ] (ع ص، اِ) سرخ. سرخ رنگ. ج، حُمر، احامر: رجل احمر؛ مرد سرخ. || احمر و اسود؛ عجم و عرب، از آنکه غالب بر لون عجم بیاض و حمرتست و غالب بر لون عرب سواد. قوله علیه السلام : بعثت الی الاسود و الاحمر؛ ای العرب و العجم....


احمر

[اَ مَ] (اِخ) نام جانوری مانند سگ که در عهد بهلول شاه پیدا شده بود. (مؤید الفضلاء از دستور). (ظاهراً این جانور و هم بهلول شاه از افسانه ای گرفته شده است).


احمر

[اَ مَ] (اِخ) (بحر...) خلیج احمر. (حبط ج2 ص409) (مجمل التواریخ والقصص ص470). رجوع به بحر احمر شود.


احمر

[اَ مَ] (اِخ) مُلک شام. رجوع به ابیض شود.


احمر

[اَ مَ] (اِخ) قلعه ای است در سواحل بحر شام که معروف به عثلیث است. (مراصد).


احمر

[اَ مَ] (اِخ) نام کوهی بمکه و آن یکی از اَخشبان است، و بر قعیقعان مشرف است و آنرا در جاهلیت اعرف میگفتند. (مراصد).


احمر

[اَ مَ] (اِخ) ناحیه ای است به اندلس از اعمال سرقسطه که آنرا وادی الاحمر گویند. (مراصد).


احمر

[اَ مَ] (اِخ) نام مولای رسول صلی الله علیه و آله.


احمر

[اَ مَ] (اِخ) نام مولای امّسلمه رضی الله عنها.


احمر

[اَ مَ] (اِخ) نام چند تن از صحابه است.


احمر

[اَ مَ] (اِخ) نام غلام ابوسفیان. (حبط ج1 ص184).


احمر

[اَ مَ] (اِخ) ابان بن عثمان بن یحیی بن زکریا اللؤلؤی البجلی. مکنی به ابوعبدالله مولی بجلی. ابوجعفر طوسی ذکر او در کتاب اخبار مصنفی الامامیه آورده و گفته است: اصل او از کوفه است و مسکن او گاه کوفه و گاه بصره بود و از اهل بصره ابوعبیده معمربن...


احمر

[اَ مَ] (اِخ) ابن الحارث. رجوع به احمر سبیع... شود.


احمر

[اَ مَ] (اِخ) ابن دَحنه. شاعریست از عرب.


احمر

[اَ مَ] (اِخ) ابن سواءبن عدیّ. صحابی است.


احمر

[اَ مَ] (اِخ) ابن قَطَن همدانی. صحابی است.


احمر

[اَ مَ] (اِخ) ابن قُوید. در قاموس این نام آمده است. و صاحب تاج العروس نیز برمز «م» یعنی معروف است قناعت کرده است و ابوالکمال سید احمد عاصم نیز در ترجمهء قاموس بترکی گوید: بر رجل معروفدر.


احمر

[اَ مَ] (اِخ) ابن معاویه بن سلیم. صحابی است.


احمر

[اَ مَ] (اِخ) ابن هشام از مردی و او از اسلم روایت کند: کان معنا رجل یقال له احمر بأساً، و کان شجاعاً، و کان اذا نام غطّ غطیطاً منکراً لایخفی مکانه... فاذا بُیّت الحیّ صرخوا: یا احمر! فیثور مثل الاسد لایقوم لسبیله شی ء. و «احمر بأسا» چنانکه مقریزی...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید