احمدزهی
[اَ مَ زِ] (اِخ) شعبه ای است از طائفهء سراوان، از طوائف کرمان و بلوچستان مرکب از سی خانوار.
احمدزینل
[اَ مَ زَ نَ] (اِخ) طائفه ای از اکراد ایران که قشلاقشان در کوه وَزمن و ییلاقشان کردستان است و بطائفهء تیلکوکه ملحق میگردند.
احمد ساروی
[اَ مَ دِ] (اِخ) (سلطان...). خوندمیر در حبیب السیر ج2 ص345 آرد که: پیش از آنکه، ولایت عراق عجم در حیز تسخیر پادشاه کشور گیر (شاه اسماعیل) درآید، بسبب فتور امور دولت سلاطین آق قویلوق [ کذا ] شخصی که موسوم بود بسلطان احمد ساروی جمعی از مردم هرجائی بخود...
احمدسرا
[اَ مَ سَ] (اِخ) موضعی به گلیجان تنکابن. (سفرنامهء مازندران و استرآباد رابینو ص105).
احمدسلطان
[اَ مَ سُ] (اِخ) داماد محمدخان شیبانی داروغهء دامغان که از پیش سپاهیان شاه اسماعیل فرار کرد. رجوع بحبط ج2 ص354 شود.
احمدسلطان افشار
[اَ مَ سُ نِ اَ] (اِخ)از امرای خراسان که بموجب فرمان والی هرات امیرخان لله بجنگ میرزا محمدزمان شتافتند و سپاه او را منهزم کردند و در زمان شاه اسماعیل آنگاه که زمام قبض و بسط طوس و مشهد مقدس را در کف کفایت پوران سلطان نهاد و چون در...
احمد سمسار
[اَ مَ دِ ؟] (اِخ) (دهقان...). ممدوح سوزنی است:
چون گردن احرار ز بار منن خویش
دهقان اجل احمد سمسار شکسته.سوزنی.
احمد سهل
[اَ مَ دِ سَ] (اِخ) رجوع به احمدبن سهل شود.
احمدشاه
[اَ مَ] (اِخ) او راست: مفتاح القرآن طبع بنارس هند به سال 1906م. (معجم المطبوعات).
احمدشاه
[اَ مَ] (اِخ) رجوع به شمس الدین احمدشاه بن محمد شود.
احمدشاه
[اَ مَ] (اِخ) ابدالی. رجوع به احمدشاه افغان.... شود.
احمدشاه
[اَ مَ] (اِخ) ابن مظفرشاه. از ملوک هند. دمامینی مختصر حیاه الحیوان را بنام او کرده است.
احمدشاه
[اَ مَ] (اِخ) بهمنی اوّل. نهمین از ملوک بهمنی کلبرگهء هندوستان. آنگاه که پدر او داود شاه در 825 ه . ق. درگذشت برادر بزرگ او فیروزشاه از حق وراثت خویش مستعفی گردید و احمدشاه بسلطنت رسید و سیزده سال حکم راند و در 838 ه . ق. درگذشت.
احمدشاه
[اَ مَ] (اِخ) ثانی. سیزدهمین از سلاطین گجرات. وی در 961 ه . ق. پس از وفات پدرش محمود شاه ثالث بسلطنت جلوس کرد و پس از هفت سال حکمرانی در 968 ه . ق. درگذشت. (قاموس الاعلام). و در طبقات سلاطین اسلام سال وفات او 969 ه . ق....
احمدشاه
[اَ مَ] (اِخ) ثانی. رجوع به علاءالدین احمدشاه ثانی شود.
احمدشاه
[اَ مَ] (اِخ) درّانی.رجوع به احمدشاه افغان شود.
احمدشاه
[اَ مَ] (اِخ) (مجاهدالدین... بهادر) یکی از حکمرانان دهلی. او بسال 1161 ه . ق. جانشین پدر شد و پس از سه سال حکمرانی وزیر اعظم او عمادالملک قاضی الدین خان او را خلع کرد و عالمگیر ثانی بجای او نشست و پس از این وقعه احمدشاه بیست و یکسال...
احمدشاه اول
[اَ مَ هِ اَوْ وَ] (اِخ) دومین از سلاطین گجرات. و پدر او تاتارخان و جدّ وی مظفرشاه است. وی در 813 ه . ق. بر تخت سلطنت جلوس کرد و پس از بیست وسه سال ها سلطنت راندن بسال 847 ه . ق. درگذشت. شهر احمدآباد را او بنا...
احمدشاه بهمنی
[اَ مَ هِ بَ مَ] (اِخ)ثالث. پانزدهمین از سلاطین بهمنی کلبرگه (924 تا 927 ه . ق.).
احمدشاه بهمنی
[اَ مَ هِ بَ مَ] (اِخ)ثانی. او پس از مرگ پدر خویش محمودشاه ثانی بسال 924 ه . ق. سلطنت یافت و سه سال حکم راند و در 927 ه . ق. درگذشت.
