ابوزرعه
[اَ زُ عَ] (ع اِ مرکب) خوک. (مهذب الاسماء). خنزیر. (المزهر). || گاو نر. ثور. (المزهر).
ابوزرعه
[اَ زُ عَ] (اِخ) حاجی خلیفه کتابی بنام مُسندُالشامیین نسبت به ابوزرعه نامی کرده است و معلوم نیست کیست.
ابوزرعه
[اَ زُ عَ] (اِخ) محدث است. او از ثوبان و از او ابوالخطاب روایت کند.
ابوزرعه
[اَ زُ عَ] (اِخ) ابن حیوه بن شریح مصری. محدث است.
ابوزرعه
[اَ زُ عَ] (اِخ) ابن عمروبن جریر. نام او هرم است.
ابوزرعه
[اَ زُ عَ] (اِخ) احمدبن حسین رازی. وفات 375 ه . ق.
ابوزرعه
[اَ زُ عَ] (اِخ) احمدبن عبدالرحیم بن حسین عراقی، شافعی. وفات او را صاحب کشف الظنون در جائی سال 826 ه . ق. و در موضع دیگر 834 گفته است. او راست: ذیلی بر کاشف ذهبی. شرحی بر نکت ابی اسحاق شیرازی. نکتی بر مختصرات ثلاثه و در آن جمع...
ابوزرعه
[اَ زُ عَ] (اِخ) احمدبن محمد. از مردم ری. یکی از مشایخ طریقت. وی شاگرد شبلی است و بمائهء چهارم هجری میزیسته است.
ابوزرعه
[اَ زُ عَ] (اِخ) رازی. محدث است.
ابوزرعه
[اَ زُ عَ] (اِخ) روح بن زنباع. محدث است.
ابوزرعه
[اَ زُ عَ] (اِخ) طاهربن محمد مقدسی. یکی از ادبای مشهور. ساکن همدان. وی بهشتادوپنج سالگی در سنهء 566 ه . ق. درگذشت.
ابوزرعه
[اَ زُ عَ] (اِخ) عبدالرحمن بن عمروبن جریر بجلی. تابعی است. او درک صحبت امیرالمؤمنین علی علیه السلام کرده است.
ابوزرعه
[اَ زُ عَ] (اِخ) عبدالرحمن بن عمرو ضبّی. او راست: جزئی در حدیث مترجم بکتاب العلل.
ابوزرعه
[اَ زُ عَ] (اِخ) عبدالرحمن بصری. از علمای دمشق. وفات او به سال 281 ه . ق. بوده است.
ابوزرعه
[اَ زُ عَ] (اِخ) عبدالرحمن. مولی مقدادبن اسود. صحابی است.
ابوزرعه
[اَ زُ عَ] (اِخ) عبدالله رازی. وفات 264 ه . ق.
ابوزرعه
[اَ زُ عَ] (اِخ) عبدالوهاب بن محمد بن ایوب اردبیلی. او در اواخر مائهء سیم و اوائل مائهء چهارم هجری میزیست. منشأ او شیراز است و ابوعبدالله بن خفیف از شیوخ صوفیه شاگرد اوست. وفات وی به سال 315 ه . ق. به شیراز بوده است.
ابوزرعه
[اَ زُ عَ] (اِخ) عبیداللهبن عبدالکریم بن یزید الرازی. رجوع به عبید... شود.
ابوزرعه
[اَ زُ عَ] (اِخ) محمد بن محمد دوستویه یا دستویه. محدث است.
ابوزرعه
[اَ زُ عَ] (اِخ) وهب اللهبن راشد. محدث است.
