هطف

[هَ طِ] (ع ص) باران بسیار. (منتهی الارب).


هطف

[هَ] (ع مص) دوشیدن شبان. || باریدن آسمان. || (اِ) آواز شیر در شیردوشه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).


هطق

[هَ طَ] (ع مص) شتاب رفتن. (منتهی الارب). || (اِمص) سرعت در رفتار. (از اقرب الموارد).


هطل

[هَ] (ع اِ) باران سست پیوسته. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || اشک. || (مص) اندک اندک خوی برآوردن تک اسب. (منتهی الارب). اندک اندک خوی برآوردن اسب از دویدن. (اقرب الموارد). || نرم رفتن ناقه. || پیاپی شدن باران بزرگ متفرق قطره. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || رفتن اشک....


هطل

[هَ طِ] (ع ص) مطر هطل؛ باران پیوسته. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
- سحاب هطل؛ ابر پیوسته بارنده. (از اقرب الموارد).


هطل

[هُ] (ع ص) دیمه هطل؛ باران پیوسته. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).


هطل

[هُطْ طَ] (ع ص، اِ) جِ هاطل. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به هطل و هاطل شود.


هطل

[هِ] (ع اِ) گرگ. || دزد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || (ص) گول. (منتهی الارب). احمق. (اقرب الموارد). || مانده کننده، یا شتر مانده کننده. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).


هطلاء

[هَ] (ع ص) دیمه هطلاء؛ باران پیوسته. (منتهی الارب). برای سحاب نمیگویند هطلاء، و صفت اهطل به کار می برند. (از اقرب الموارد).


هطلان

[هَ طَ] (ع مص) رفتن اشک. (منتهی الارب). هَطْل. (اقرب الموارد). رجوع به معانی هطل شود.


هطلس

[هَ لَ / هَ طَلْ لَ] (ع اِ) دزد و راهزن. || گرگ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به هطل شود.


هطلع

[هَ طَلْ لَ] (ع ص، اِ) گروه بسیار. (منتهی الارب). جماعت مردم. (اقرب الموارد). || لشکر گران. || مرد دراز تناور. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).


هطلی

[هَ طَ لا / هَ لا] (ع ص) ابل هطلی؛ شتران فرومانده در راه و یا واگذاشته بی ساربان. || ناقه هطلی؛ شتر مادهء آهسته رو و کاهل و بطی ء. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).


هطو

[هَطْوْ] (ع مص) انداختن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).


هطوع

[هُ] (ع مص) شتابان و ترسان پیش آمدن. || متوجه شدن به چشم و برنگرفتن از آنچه نگریست وی را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به هطع شود.


هطهطه

[هَ هَ طَ] (ع اِ) آواز اسب. (منتهی الارب). || (مص) شتابی کردن در رفتار و کار. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || آواز برآوردن اسب. || شتاب رفتن مرد. (اقرب الموارد).


هطی

[هُ طا] (ع مص) بر زمین افکندن. || سخت زدن. (از اقرب الموارد). رجوع به هطا شود.


هطیع

[هَ] (ع ص) راه فراخ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).


هع

[هَع ع] (ع مص) قی کردن، لغتی است در هوع. (از اقرب الموارد).


هعه

[هَعْ عَ] (ع مص) قی کردن. (منتهی الارب). لغتی است در هوع. (از اقرب الموارد).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید