هزاری

[هِ] (اِخ) دهی است از بخش دشتیاری شهرستان چاه بهار که دارای 25 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج8).


هزاریک

[هَ / هِ زارْ یَ / یِ] (اِ مرکب)یک هزارم. یک قسم از هزار قسم. از هزار یکی. (یادداشت به خط مؤلف) :
هزاریک زآن کاندر سرشت او هنر است
نگار و نقش همانا که نیست در ارتنگ.
فرخی.
هزاریک زآن کامسال کرد خواهی باز
به تیغ تیز به هند اندرون نکردی پار.
مسعودسعد.


هزاع

[هِ] (ع ص) مرد ضعیف بددل. (غیاث از صراح اللغه). || منفرد. (اقرب الموارد): ما فی الجعبه الا سهم هزاع؛ در کیش به جز یک تیر نیست. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).


هزاع

[هَزْ زا] (ع ص) شیر که در شکار بسیار شکند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).


هزاک

[هُ / هَ] (ص) زشت. || زبون. || ابله و نادان. (برهان). ابله و نادان که زود فریفته شود. (اسدی) :
که یارد داشت با او خویشتن راست
نباید بود مردم را هزاکا.دقیقی.
همانا به چشمت هزاک آمدم
و یا چون تو ابله فغاک آمدم.اسدی.
|| شخصی که زود فریفته شود و بازی خورد. (برهان)....


هزال

[هُ] (ع مص) لاغر گردیدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || (اِمص) لاغری. (منتهی الارب). نزاری. نحول. نحیفی. نحافت. (یادداشت به خط مؤلف). قلت گوشت و پیه. نقیض سمن. (از اقرب الموارد).


هزال

[هَزْ زا] (ع ص) بسیارهزل. (اقرب الموارد). بسیار بیهوده گوی. || مسخره. بازیگر. دلقک که موجب هزل و بیهودگی باشد : بفرمود تا همهء مطربان و مسخرگان و هزالان و سگان شکاری و بوزنه و از این جنسها که تماشای خلافت باشد از سرای خلافت بیرون کردند. (مجمل التواریخ و...


هزاله

[هُ لَ] (ع اِمص) خوش منشی. (منتهی الارب). فکاهه: وقعتْ بینهما هزاله؛ ای فکاهه. (اقرب الموارد). || زیرکی. (منتهی الارب).


هزامج

[هُ مِ] (ع ص) آواز پیاپی. (منتهی الارب). الصوت المتدارک من الرغاء، و میم آن زائد است. (از اقرب الموارد).


هزامل

[هَ مِ] (ع اِ) آوازها. (منتهی الارب). اصوات. اصل آن ازامل است. (اقرب الموارد از قاموس).


هزانع

[هَ نِ] (ع اِ) جِ هزنوع که بیخ گیاهی است شبیه طرثوث. (آنندراج). رجوع به هزنوع شود.


هزانی

[هِزْ زا] (ص نسبی) منسوب است به هزان که بطنی است از عنک. (سمعانی).


هزاولگ

[هِ وَ] (اِ) نام درخت «شب خسب» یا هزاربرگ در لهجات شمال ایران است که دارای برگهای ریز و بسیار است و شب هنگام برگهایش جمع می شوند. (از جنگل شناسی ساعی ص223 به بعد).


هزاوه

[هَ / هِ وَ] (اِخ) قصبهء دهستان فراهان سادات از بخش فرمهین شهرستان اراک. دارای 2736 تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش انگور، غله و میوه است. این قصبه از قراء قدیمی این ناحیه و دارای چشمه سارهای متعدد و آبهای گوارا و تاکستانهای فراوان...


هزأه

[هُ ءَ] (ع ص) آنکه بر مردم فسوس و خنده کند. || آنکه بر وی فسوس و ریشخند کنند. (منتهی الارب). که از آن بخندند. (اقرب الموارد).


هزأه

[هُ زَ ءَ] (ع ص) که به مردم فسوس و خنده کند. (از اقرب الموارد).


هزاهز

[هَ هِ] (ع اِ) در مؤیدالفضلا در جنب لغات فارسی نوشته شده. جنبش و حرکتی را گویند که از ترس خصم در میان لشکر به هم رسد، و در کنزاللغه به معنی فتنه ها نوشته شده که جمع فتنه باشد. (برهان). فتنه ها که مردمان در آن جنبند. (منتهی الارب)....


هزاهز

[هُ هِ] (ع ص) سبک. || شتاب. (منتهی الارب). || ماء هزاهز؛ آب بسیار روان. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || پرصدا: بعیر هزاهز؛ ای شدیدالصوت. (اقرب الموارد).


هزبر

[هِ زَ] (ع اِ) شیر. (اقرب الموارد) :
تیر تو از کلات فرودآورد هزبر
تیغ تو از فرات برآرد نهنگ را.دقیقی.
چنین گفت سیمرغ کاین نم چراست
به چشم هزبر اندرون غم چراست.
فردوسی.
که خاک پی او ببوسد هزبر
نیارد به سر بر گذشتَنْش ابر.فردوسی.
بکوشید و اندر میان آورید
خروش هزبر ژیان آورید.فردوسی.
ناید زور هزبر و پیل...


هزبر

[هُ زَ] (ع اِ) معرب هژبر [ هِ ژَ / هُ ژَ ]. رجوع به هژبر و هِزَبر شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید