هراشاندن

[هَ دَ] (مص) به قی واداشتن. (یادداشت به خط مؤلف).


هراش کردن

[هَ کَ دَ] (مص مرکب) قی کردن. بالا آوردن. (یادداشت به خط مؤلف). رجوع به هَراش شود.


هراش هراش

[هَ هَ] (ص مرکب) به پاره های به درازا جدا شده و آویخته. (یادداشت به خط مؤلف). چاک چاک.


هراشی

[هِ شی ی] (اِخ) محمد بن علی بن ابراهیم هراشی، مکنی به ابوعبدالله از علمای ادب و مترسلان بلیغ بود. اصل وی از کاث خوارزم است و او را کتابی است در شرح دیوان متنبی و کتاب دیگری در تصریف. نیز مجموعهء رسائل و اشعار از وی برجاست. به سال...


هراشیدن

[هَ دَ] (مص) شکوفه افتادن کسی را. قی کردن. استفراغ کردن. (یادداشت به خط مؤلف). رجوع به هراش شود.


هراض

[] (ص) خوبروی باشد از زنان. (اسدی).


هراع

[هُ] (ع مص) شتابان و مضطربانه رفتن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).


هراعله

[هَ عِ لَ] (ع اِ) ناکسان. (منتهی الارب). اللئام. (اقرب الموارد از قاموس).


هراقلیت

[هِ] (اِخ) هراکلیت. هراکلیتوس. رجوع به هراکلیتوس شود.


هراقلیوس

[هِ] (اِخ) هراکلیوس. رجوع به هراکلیوس شود.


هراقه

[هِ قَ] (ع مص) لغتی است در اراقه. (منتهی الارب). ریختن آب و خون و جز آن. (منتهی الارب). و اصل آن اِراقه است. (از اقرب الموارد). رجوع به اراقه شود. || فرود آمدن اول شب. (منتهی الارب).


هراکش

[هَ کَ] (اِ) زود کاشتن زراعت مقابل کرپه که دیر کاشتن است. هراکش ثلث اول زراعت است که کشته می شود و ثلث دوم را ورکش و سوم را کرپه میگویند. هراکش را در اطراف تهران در ماه میزان (مهر) میکارند. (از یادداشتهای مؤلف).


هراکل

[هُ کِ] (ع ص) آکنده اندام از شتر و مردم. (منتهی الارب). شتر یا مرد جسیم ضخم. (از اقرب الموارد).


هراکل

[هِ] (اِخ) پهلوان داستانهای یونانی است که به عقیدهء یونانیهای قدیم پس از مرگ نیم خدا گردید. (از ایران باستان پیرنیا حاشیهء ص581). هراکلس. هرکول. رجوع به هراکلس و هرکول شود.


هراکل

[هِ] (اِخ) مطابق نوشتهء مورخ یونانی ژوستن نام پسر اسکندر مقدونی است که پس از درگذشت وی در پرگام میزیست و مادرش بَرسین نام داشت. یکی از سرداران به نام مل اگر(1) پیشنهاد کرده بود که هراکل را بجانشینی اسکندر برگزینند و او هنوز کودکی بیش نبود و این کار...


هراکلا

[هِ] (اِخ)(1) یکی از بلاد قدیمی آسیای صغیر و از جمله مهاجرنشینهای میله توس بوده است. (فوستل دوکولانژ). رجوع به هراکله شود.
(1) - Heraclee.


هراکلا

[هِ] (اِخ) شهری در ایتالیای قدیم کنار دریای ایونیا که امروز شهر پولیکری به جای آن بنا شده است و نام دیگر آن پرنت بود. (فوستل دوکولانژ).


هراکلا

[هِ] (اِخ) در جزیرهء سیسیل شهری به نام هراکلا وجود داشته که آن را «می نوا» نیز میگفته اند. (فوستل دوکولانژ). رجوع به هراکله شود.


هراکلس

[هِ لِ] (اِخ)(1) لاتن ها او را «هرکول»(2) خوانند. معروفترین و ملی ترین قهرمان داستانهای کلاسیک یونان و روم است. نام او را در داستانهای کلاسیک از دورهء پیش از هلن تا پایان عهد قدیم می بینیم و چون نام وی در دورهء طولانی تاریخ اساطیری دیده میشود، زمان او...


هراکله

[هَ کِ لَ] (ع اِ) ماهی سطبر تناور. (منتهی الارب). ضخام السمک. (اقرب الموارد). || سگ ماهی. (منتهی الارب). کلاب الماء. (اقرب الموارد). || شتر آبی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || ستور دریایی کلان سرین. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || گردآمدنگاه امواج دریا. (منتهی الارب). و مفرد آن هِرکَل است....



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید