هرات

[هَ] (اِخ) شهری است به خراسان. (منتهی الارب). هرات از اقلیم چهارم است. طولش از جزایر خالدات «صدک» و عرض از خط استوا «لدک». آن را امیری، هرات نام از توابع جهان پهلوان نریمان ساخت. اسکندر رومی بعد از خرابی تجدید عمارتش کرد. دور باروش 9 هزار گام است و...


هرات بر

[هَ بَ] (اِخ) دهی است از دهستان اوشیان شهرستان رودسر که در 27 هزار و پانصدگزی جنوب خاوری رودسر و پنج هزارگزی چابکسر واقع شده و جلگه ای معتدل و مرطوب و دارای 100 تن سکنه است. محصول عمدهء آن برنج، چای، لبنیات و کار مردم زراعت و گله داری...


هرات بر

[هَ بَ] (اِخ) دهی است از دهستان رحیم آباد شهرستان رودسر که در 18 هزارگزی جنوب رودسر و 6 هزارگزی باختر رحیم آباد واقع شده و جایی معتدل و مرطوب و دارای 80 تن سکنه است. محصول عمده اش برنج و چای است. این ده در کنار راه شوسهء اشکور...


هرات بر

[هَ بَ] (اِخ) نام یکی از دهات گلیجان تنکابن بوده است. (از مازندران و استرآباد رابینو ترجمهء فارسی ص142). دهی است از دهستان خرم آباد شهرستان شهسوار واقع در 12 هزارگزی جنوب شهسوار و کنار رودخانهء سه هزار. جایی جنگلی و کوهستانی است و 180 تن سکنه دارد. محصول عمده...


هرات رود

[هَ] (اِخ) در حبیب السیر نام هری رود همه جا به همین صورت ضبط شده است. رجوع به هری رود شود.


هراتقی

[هَ تَ] (معرب، ص) مأخوذ از یونانی ملحد. (ناظم الاطباء).


هرات مروست

[هَ تِ مَ وَ] (اِخ) یکی از دهستان های چهارگانهء بخش شهربابک شهرستان یزد که از شمال به کویر لوت و ابرقو و ارتفاعات چاه شیخ، از جنوب به دهستان حومه و از خاور به دهستان جوزم محدود است. بیشتر اراضی دهستان کویر یا شن زار است. هوای آن معتدل...


هراتمه

[هَ تَ مِ] (اِخ) دهی است از دهستان گرکن بخش فلاورجان شهرستان اصفهان که در 19 هزارگزی جنوب خاوری فلاورجان واقع است. جلگهء معتدل و دارای 603 تن سکنه است. محصول عمده اش غله، برنج، صیفی و پنبه، و کار مردم زراعت، گله داری و کرباس بافی است. (از فرهنگ...


هراتی

[هَ] (ص نسبی) منسوب به شهر هرات. || نوعی از برنج در گیلان. (یادداشت به خط مؤلف). ظاهراً منسوب به دهکدهء هرات رودسر است. رجوع به هرات شود.


هراتی

[هَ] (اِخ) از شعرای قرن نهم و معاصر مؤلف مجالس النفائس است. این مطلع از اوست:
فصل بهار و موسم گلها شکفتن است
ساقی بیار باده، چه حاجت به گفتن است؟
رجوع به مجالس النفائس، ص80 شود.


هراثم

[هُ ثِ] (ع اِ) اسد. (اقرب الموارد). شیر بیشه. (منتهی الارب). هَرّات. رجوع به هرات شود.


هراج

[هَرْ را] (ع ص) مبالغت در هرج. (اقرب الموارد). رجوع به هرج شود.


هراج

[هَرْ را] (ع ص) اسب نیک روندهء تیزتک. (منتهی الارب). کثیرالجری و کمیت. (اقرب الموارد).


هراجل

[هَ جِ] (ع ص، اِ) جِ هرجل. (ناظم الاطباء).


هراجه

[هَرْ را جَ] (ع ص) گروه درآمیزنده و افزاینده در حدیث. (منتهی الارب). مؤنث هراج. (از اقرب الموارد).


هراجیل

[هَ] (ع ص، اِ) مردمان درازقامت. || شتران آگنده گوشت فربه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).


هراد

[هِ] (ع مص) اراده کردن. (از ناظم الاطباء). هراده. رجوع به هراده شود.


هراده

[هِ دَ] (ع مص) اراده. رجوع به اراده شود.


هرار

[هُ] (ع مص) به بیماری هرار مبتلا گردیدن. || روان شدن شکم کسی چندانکه بمیرد. روان شدن شکم شتر از هر بیماری که باشد. (منتهی الارب). رجوع به هُرّ شود.


هرار

[هُ] (ع اِ) بیماریی است مانا به ورم، که میان گوشت و پوست شتر حادث شود و پوست را بپراند. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید