هدمه

[هِ دَ مَ] (ع ص، اِ) جِ هَدِمَه. (منتهی الارب). رجوع به هدمه شود.


هدمه

[هِ دَ مَ] (ع اِ) آزمندی ماده نر را. || (مص) سخت گشن خواه گردیدن ناقه. (منتهی الارب).


هدمه

[هَ دِ مَ] (ع ص) ناقهء سخت آزمند گشن. ج، هُدامی، هِدَمَه. (منتهی الارب).


هدن

[هِ] (ع اِ) فراخی و ارزانی سال. (منتهی الارب). خصب. (اقرب الموارد).


هدن

[هُ دُ] (ع اِ) جِ هدنه. (منتهی الارب).


هدن

[هُ] (ع اِ) صلح. (غیاث، از منتخب). رجوع به هدنه شود.


هدن

[هِ] (اِخ) موضعی است به بحرین. (منتهی الارب) (معجم البلدان).


هدنج

[هَ دَ] (اِ) اسب خنگ را گویند یعنی اسبی که موی او سفید باشد. (برهان). ظاهراً برساختهء فرقهء آذرکیوان است. (حاشیهء برهان چ معین). هدنگ. رجوع به هدنگ شود.


هدنجیره

[هَ دَ رَ] (اِخ) اسم محلی است.


هدنگ

[هَ دَ] (اِ) هدنج. اسب خنگ. (برهان). رجوع به هدنج شود.


هدنه

[هُ نَ] (ع اِ) تن آسانی. (منتهی الارب). || آرامش. آرام گرفتن. (مصادر اللغه زوزنی). سکون. (اقرب الموارد). || آشتی و صلح. (منتهی الارب). مقابل نزاع. ضد منازعت. (یادداشت به خط مؤلف). مصالحه. ج، هُدَن. (اقرب الموارد) : با آنکه این هدنه ساخته بودند پیوسته در حدود اطراف ولایت منازعت...


هدنه

[هَ نَ] (ع اِ) باران سست اندک. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).


هدو

[هَ دُوو] (ع ص) راهنما. (منتهی الارب). هادی. (اقرب الموارد). رجوع به هدایت و هادی شود.


هدوء

[هُ] (ع مص) آرمیدن. (منتهی الارب). آرمیدن حرکت و صوت و جز آن. (اقرب الموارد).


هدواء

[هُدْ] (اِخ) آبی است در نجد از آن بنی عقیل و وحیدبن کلاب. (معجم البلدان).


هدوج

[هَ] (ع ص) شتاب جوش از دیگ و مانند آن.
- قدر هدوج؛ دیگ شتاب جوش. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). و در تداول امروز زودپز.
|| بابانگ.
- ریح هدوج؛ باد بابانگ. (منتهی الارب).


هدود

[هَ] (ع ص، اِ) زمین نرم. (منتهی الارب). ارض السهله. (اقرب الموارد). || پشتهء شاقه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || زمین نشیب. (منتهی الارب). اکمه هدود؛ پشتهء دشوارشیب. (از اقرب الموارد).


هدور

[هُ] (ع مص) نیک دراز گردیدن گیاه و انبوه و تمام شدن آن. || افتادن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).


هدورام

[] (اِخ) پسر پنجمین یقظیان گمان دارند که قبیلهء وی در ساحل جنوبی عربستان سکونت داشته. (قاموس کتاب مقدس). رجوع به کتاب مقدس، سِفْرِ پیدایش، بخش 10 آیت 27 شود.


هدورام

[] (اِخ) پسر توعو پادشاه حماه که در کتاب سموئیل یورام خوانده شده است. (از قاموس کتاب مقدس).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید