هدیه

[هَدْ یَ] (ع اِ) یکی از هَدْیْ. || سیرت. (منتهی الارب). طریقت و سیرت. (اقرب الموارد).


هدیه

[هُ دَیْ یَ] (اِخ) جایی است در حوالی یمامه و ابوزیاد کلابی گوید: از آبهای ابوبکربن کلاب الذئبه است و ریگزار آنهم به وی منسوب است و آن را رمل الهدیه گویند. (معجم البلدان).


هدیه آوردن

[هَدْ / هِدْ یَ / یِ وَ دَ](مص مرکب) پیشکشی آوردن. چیزی را به رسم پیشکش به نزد بزرگی بردن : پیش آمد و خدمت کرد و بسیار نثار و هدیه آورده بود. (تاریخ بیهقی). به هرات آمد و فراوان مال و هدیه آورد. (تاریخ بیهقی).
تا مرا بوبکر نام، از...


هدیهء جان

[هَدْ / هِدْ یَ/ یِ یِ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) خط و مکتوب. (جهانگیری). || پیغام :
هدیهء جانم روان دارید بر دست صبا.
خاقانی.


هدیه دادن

[هَدْ / هِدْ یَ / یِ دَ] (مص مرکب) هدیه کردن. بخشیدن. اهداء :
از آن هر یکی را بسی هدیه داد
ز درگاه منذر برفتند شاد.فردوسی.
فراوان فرستاده را هدیه داد
جهاندیده از مرو برگشت شاد.فردوسی.
بر او نیز کرد آفرین شهریار
بسی دادش از هدیهء شاهوار.فردوسی.
بسیار هدیه از زر و نقره و سلاح بدادند....


هدیهء دندان

[هَدْ / هِدْ یَ / یِ یِ دَ](ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایت از زری است که بعد از آن که جمعی از فقرا و مساکین را ضیافت کرده باشند به رسم هدیه به ایشان دهند. (آنندراج). دندان مزد. (یادداشت به خط مؤلف) (حاشیهء برهان چ معین).


هدیه ساختن

[هَدْ / هِدْ یَ / یِ تَ](مص مرکب) فراهم کردن هدیه و پیشکش و فرستادن آن به نزد پادشاه :
ز مازندران هدیه این ساختی
هم از گرگساران بدین تاختی.فردوسی.
هدیه ای ساخت رشید را که پیش از وی کس نساخته بود. (تاریخ بیهقی).


هدیه فرستادن

[هَدْ / هِدْ یَ / یِ فِ رِ دَ] (مص مرکب) اهداء. (منتهی الارب). هدیه کردن :
بسی هدیه ها نیز با اردشیر
فرستاد و دینار و مشک و عبیر.فردوسی.
خرد آن است که چون هدیه فرستاد بتو
زو خداوند جهان با تو سخن گفت براز.
ناصرخسرو.
رجوع به هدیه شود.


هدیه کردن

[هَدْ / هِدْ یَ / یِ کَ دَ](مص مرکب) به رسم هدیه و بخشش چیزی به کسی دادن :
جان مرا هدیه کرد بوی سر زلف یار
از نفحات ربیع در حرکات صبا.خاقانی.
زان لب چون آتش تر هدیه کن یک بوس خشک
گرچه بر آتش ترا مهری ز عنبر ساختند.
خاقانی.
رجوع به هدیه شود.


هذ

[هَ ذذ] (ع مص) سبک بریدن. (منتهی الارب). تند بریدن. (اقرب الموارد). || شتاب خواندن مکتوب را و یقال: یهذ القرآن و الحدیث؛ ای یرده. (منتهی الارب). شتاب خواندن قرآن را. || نقل کردن حدیث را. (از اقرب الموارد). || (ص) برنده. (منتهی الارب). در اقرب الموارد این معنی به...


هذ

[هِ ذذ] (ع ص) بسیار برنده و عاصم آن را به ضم اول ضبط کرده است. (اقرب الموارد).


هذا

[ها] (ع ضمیر، اِ) اسم اشاره است به معنی «این» که بدان به شخص یا شی ء قریب اشاره کنند. (ناظم الاطباء). مرکب از ها و ذا اشاره. (از اقرب الموارد).
- معهذا؛ با وجود این. با اینحال. با این که. رجوع به معهذا شود.


هذء

[هَذْءْ] (ع مص) زود بریدن چیزی را، زودتر از هَذّ. || هلاک گردانیدن عدو را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || سخن مکروه شنوانیدن کسی را. (منتهی الارب). و آزار دادن بدان. (اقرب الموارد). || افتادن شتران بر زمین. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || افزون ساختن خطا در کلام. (اقرب الموارد).


هذء

[هَ ذَ ءْ] (ع مص) هلاک شدن از سرما. (منتهی الارب).


هذاء

[هُ] (ع اِمص) بیهوده گویی از بیماری و خواب. (منتهی الارب). هذو. هذی. هذیان. (یادداشت به خط مؤلف).


هذاء

[هَذْ ذا] (ع ص) مرد بسیار بیهوده گوی از بیماری یا خواب. (منتهی الارب). کثیرالهذیان. (اقرب الموارد). هذاءه. رجوع به هذاءه شود.


هذاءه

[هَذْ ذا ءَ] (ع ص) بیهوده گوی: رجل هذاءه؛ مرد بسیار بیهوده گوی از بیماری یا خواب. (منتهی الارب). هذاء. (اقرب الموارد). رجوع به هذاء شود.


هذابه

[هَ بَ] (ع مص) شتافتن مردم و جز آن. (منتهی الارب). شتافتن مردم. || بسیار شدن سر و صدای قوم. (اقرب الموارد).


هذاذ

[هَ] (ع مص) شتاب خواندن مکتوب را. (آنندراج) (منتهی الارب). شتاب خواندن قرآن را. || نقل کردن حدیث را. (اقرب الموارد).


هذاذ

[هَذْ ذا] (ع ص) نیک برنده. (منتهی الارب): سیف هذاذ؛ شمشیر نیک برنده. (ناظم الاطباء). || جمل هذاذ؛ شتر نر پیشی گیرنده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید