هاینکن

[نِ کِ] (اِخ)(1) کریستیان هاینریش نام کودک خارق العاده ای است که در شهر لوبک(2) از کشور آلمان در ششم فوریهء 1721 به دنیا آمد. این کودک عجیب در 10 ماهگی شروع به حرف زدن کرد و در یکسالگی تاریخ انبیا و قبل از اتمام دوسالگی، تاریخ و جغرافیا را...


هاینو

[نُ] (اِخ)(1) یکی از ایالتهای بلژیک که از طرف شمال به دو ایالت فلاندر(2) شرقی و غربی و از سمت شمال شرقی به ایالت برایانت و از سوی مشرق به ایالت نامور و از جانب جنوب و جنوب غربی به فرانسه محدود است. مرکزش شهر مونس(3) و شهرهای عمده اش...


هاینه

[یِ نَ / نِ] (ق) مخفف هر آینه است که به معنی ناچار و لاعلاج و لابد و بی شک و بی دغدغه باشد. (برهان). کلمهء تأکید یعنی هرآینه و ناچار و لاعلاج و لابد و بی شک و بی دغدغه و البته. (ناظم الاطباء). مخفف هرآینه. (رشیدی) (جهانگیری).


هاینه

[نِ] (اِخ)(1) هاینریش. شاعر معروف آلمانی که در سال 1797 در یک خانوادهء یهودی به دنیا آمد. تولد وی در زمان تسلط سربازان ناپلئون بر آلمان صورت گرفت و بدین جهت زندگانی او از اول بین آلمان و فرانسه تقسیم شد. در جوانی بر اثر فشارهایی که به یهودیان در...


های و هو

[یُ] (ترکیب عطفی، اِ صوت مرکب) شور و غوغای اهل طرب. هایاهوی. های هوی. هیاهو :
های و هویی میرسد امشب به گوش هوش باز
همنشین از گریهء پرهایها معذور دار.
میرزا مؤمن استرابادی.


های و هو برگرفتن

[یُ بَ گِ رِ تَ](مص مرکب) شور و غوغای طرب به پا کردن. هیاهوی مستی آغاز کردن. هایاهوی سر دادن :
لب خوشدلی های و هو برگرفت
گل خرمی رنگ و بو برگرفت.
ظهوری ترشیزی (از ارمغان آصفی).


های و هو کردن

[یُ کَ دَ] (مص مرکب) آه و ناله و افغان کردن. غوغای ماتم زدگان و مصیبت دیدگان سر دادن. گریه و زاری و نوحه سرایی کردن :
به باغ طرب نیست یک نغمه سنج
ز بس در غمش های و هو کرده ایم.
ظهوری ترشیزی (از ارمغان آصفی).


های و هوی

[یُ] (ترکیب عطفی، اِ صوت مرکب) های هوی. هایاهوی. شور و غوغای اهل طرب :
خوشا هایی ز حق وز بنده هویی
میان بنده و حق های و هویی.عطار.
|| غوغا. فریاد. ندبه و زاری. (برهان) :
سپه داغ دل شاه با های و هوی
سوی باغ ایرج نهادند روی.
فردوسی.
بکندند موی و شخودند روی
از ایران...


های ها

(اِ صوت) های های. هایاهای. شور و غوغای ماتم زدگان. صدای گریهء مصیبت زدگان و واقعه دیدگان :
های و هوئی میرسد امشب به گوش هوش باز
همنشین از گریهء پرهای ها معذور دار.
میرزامؤمن استرابادی (از آنندراج).


هایهات

[یَ] (ع اِ فعل) هیهات. (ناظم الاطباء). رجوع به هیهات شود.


هایهان

[یَ] (ع اِ فعل) هیهات. (ناظم الاطباء). رجوع به هیهات شود.


های های

(اِ صوت) به معنی زود زود و جلد جلد و شتاب و تعجیل باشد. (برهان). کلمهء تأکید یعنی زود زود و جلد جلد و بشتاب. (ناظم الاطباء). || به معنی هایاهای که شور و گریهء مصیبت زدگان است. (برهان). شور و غوغای ماتم زدگان(1). (ناظم الاطباء). هایاهای :
بزد دست و...


های هوی

(اِ صوت) به معنی هایاهوی است که شور و غوغای میزبانی و عروسی باشد. (برهان). شور و غوغای اهل طرب. (ناظم الاطباء). در ترکی «های هوی» به معنی غوغا و ستیزه است. (حاشیهء برهان قاطع چ معین). || کلمهء تأکید یعنی های های و زود زود و بتعجیل. (ناظم الاطباء)....


هایینه

[نَ / نِ] (ق) مخفف هرآینه است. (برهان). رجوع به هاینه شود. کلمهء تأکید یعنی هاینه و هرآینه و البته. (ناظم الاطباء).


هئچ

[هَ ءِ] (اوستایی، مص)(1) در زبان اوستا به معنی آب پاشیدن یا آب ریختن و تر کردن به کار رفته. در تفسیر اوستا واژهء هئچ در پهلوی به آشنجیتن گردانیده شده، همان است که در فارسی پشنجیدن به جای مانده یعنی آب پاشیدن. (فرهنگ ایران باستان تألیف پورداود ص229). در...


هئچت اسپ

[هَ ءِ چَ اَ پَ] (اِخ)(1)(اوستایی) هچدسپ، نام چهارمین نیای زرتشت است، چند بار پیغمبر از او در سرودهای خود گاتها یاد میکند چنانکه در یسنا 46 بند 15 و یسنا 53 بند 3 نام وی دیده میشود. در مروج الذهب هجدسف آمده است. جزء اول این نام از مصدر...


هئورو

[هَ ئور وَ] (اوستایی، ص)(1) در زبان اوستائی به معنی رسا، همه، درست (تمام، کامل) میباشد. در فرس هخامنشی «هروو»(2)همان است که در فارسی «هر» شده مانند: هر چیز، هر کس. در سنگ نبشتهء بغستان (کتیبهء بیستون) کلمهء فرهروم(3) که از همین واژه است یعنی رویهم، فراهم. در سانسکریت سرو(4)....


هئوروتات

[هَ ئور وَ] (اِخ)(1) (اوستائی) در فارسی امروزین، خرداد که نام سومین ماه از سال شمسی است. در اوستا یکی از امشاسپندان و غالباً با امشاسپند امرداد یکجا آمده است. خرداد نمایندهء رسائی و کمال اهورامزداست و در این گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است. در اوستا از واژهء...


هئوسرونگه

[هَ ءُ رَ وَ هَ] (اِخ)(1)(اوستائی) صورت اوستائی کلمهء خسرو (کی...) نام پسر سیاوش پسر کیکاوس از پادشاهان پیشدادی و لقب چند تن از پادشاهان ساسانی بوده است. این کلمه به معنی «خوب سروده شده» میباشد. (از فرهنگ ایران باستان، تألیف پورداود، ص33).
(1) - Haosravangha.


هئوشینگه

[هَ ءُ یَ هَ] (اِخ)(1) صورت اوستائی کلمهء هوشنگ که از راهنمایان و رهبران اولی بشر و از پادشاهان ماقبل تاریخ ایران بوده است. معنی این کلمه به درستی معلوم نیست. (از فرهنگ ایران باستان، تألیف پورداود ص33).
(1) - Haoshyangha.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید