هادی کیاشر

(اِخ) دهی است از دهستان پلرودبار بخش رودسر شهرستان لاهیجان که در دوازده هزارگزی جنوب رودسر و دو هزارگزی راه شوسهء رودسر به شهسوار واقع است. محلی است جلگه ای و هوای آن معتدل، مرطوب و مالاریاخیز است. 400 تن سکنه دارد که به لهجهء گیلکی تکلم میکنند و شیعی...


هادی گوابر

(اِخ) دهی است از دهستان رحیم آباد بخش رودسر شهرستان لاهیجان که در 16 هزارگزی جنوب رودسر و 4 هزارگزی جنوب باختری رحیم آباد واقع شده است. محلی است کوهستانی که هوای آن معتدل، مرطوب و مالاریایی است. 78 تن سکنه دارد که به فارسی و گیلکی سخن میگویند. از...


هادی مهدی غلام

[یِ مَ غُ] (اِخ)اشاره به سرور کائنات محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله است. (برهان) (آنندراج). محمد معین در حواشی برهان مینویسد این اشاره مأخوذ از شعر خاقانی است :
گرچه همه دلکشند، از همه گل نغزتر
کو عرق مصطفاست، وآن دگران خاک و آب
هادی مهدی غلام، امی صادق کلام
خسرو هشتم...


هادینتون

[تُنْ] (اِخ)(1) یکی از شهرهای بریتانیای کبیر (اِکُس)(2) کرسی کنت نشینی به همین نام، در ساحل چپ رودخانهء تاین(3)واقع شده و دارای 6000 تن سکنه است. محل تقطیر کارخانه های آبجوسازی، کارخانه های ماهوت و پرداخت آن، کارخانه های ذوب آهن و مس و مدرسهء هنرهای زیبا میباشد. کنت نشین...


هادیه

[یَ] (ع ص) مؤنث هادی. رجوع به هادی شود. || (اِ) چوبدستی. عصا. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). یقال: توکّأ علی الهادیه. (اقرب الموارد). || سنگ بلند و برآمده در آب. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || گردن. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). یقال:...


هادیه

[یَ] (ع ص) هادئه. از هدء و هُدُوء. به معنی آرام و در آتش، آتش اندک و آرام، در مقابل آتش تند.


هاذ

(ع اِ) جِ هاذه. نام درختی است. رجوع به هاذه شود.


هاذا

(ع ضمیر، اِ) رجوع به هذا شود.


هاذر

[ذِ] (ع ص) یوم هاذر؛ روز سخت گرم. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). شدیدالحّر. (اقرب الموارد).


هاذل

[ذِ] (ع اِ) میانهء شب. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). وسط اللیل. (اقرب الموارد). || اول شب. || بقیهء شب. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).


هاذور

(ع ص)(1) نطّاق. حراف. زبان آور. سخن آور. زبان باز. (دزی ج1 ص7).
.
(فرانسوی)
(1) - Discoureur


هاذه

[ذَ] (ع اِ) یک درخت هاذ. (ناظم الاطباء). رجوع به هاذ شود.


هار

(اِ) در سانسکریت هاره(1) (مروارید، حلقهء مروارید، گردن بند) از ریشهء «هره»(2)(بردن، پوشیدن، گرفتن). پشتو «هار»(3)(گردن بند، حلقه). هار، رشتهء مروارید بود :
از آن قبل را کردند هار مروارید
که درّ ضایع بودی اگر نبودی هار.
(از لغت فرس صص 159 - 160).
(صحاح الفرس، نسخهء طاعتی: هار). رجوع به یکدانه(4) شود. (حاشیهء...


هار

(ع ص) (از «ه ور») بنای شکسته. (از اقرب الموارد). افتاده. (غیاث اللغات). بارهء افتاده. (دهار). منهدم شونده. در اصل هائر است عین او را که همزه است و در اصل واو بود حذف کردند، خلاف قیاس مثل شاک نه مقلوب هائر است، چنانکه بعضی گمان برده اند زیرا که...


هار

(هندی، اِ)(1) اصطلاح شعری هندوان که بدان پربت (یعنی کوه) و هارورس نیز گویند. (ماللهند ص14 و 67).
(1) - Hare.


هار

(اِخ)(1) رابرت. شیمی دان آمریکایی که در سال 1781 در فیلادلفیا(2) متولد شد و به سال 1858 م. در همان شهر درگذشت. بیش از سی سال در دانشگاه پنسیلوانیا(3) به تدریس شیمی پرداخت. وی نخستین کسی بود که به حالت فلزی باریم(4)، استرونتیم(5)، کلسیم(6) و غیره پی برد.
(1) - Hare,...


هارا

(اِخ) (کوهستان...) محلی است در نواحی مغربی آشور که اسرائیلیان بدانجا برده شدند. (قاموس کتاب مقدس).


هارا

(اِخ)(1) تاکاشی. سیاستمدار ژاپنی که در سال 1856 م. در ماریوکا(2) متولد شد و در سال 1921 م. در توکیو(3) درگذشت. ابتدا به روزنامه نگاری پرداخت و سپس سیاستمدار شد.
(1) - Hara, Takashi.
(2) - Marioka.
(3) - Tokyo.


هارار

(اِخ)(1) نام شهری از امپراتوری اتیوپی(2)، پایتخت ایالتی به همین نام. سکنهء آن به چهل هزار تن میرسد. مرکز بزرگ داد و ستد و ارتباط کاروانها با خلیج عدن. در سال 1521 م. به تصرف مسلمانان درآمد و تا سال 1875 شهر هارا حاکم نشین نیمه مستقلی بود و مصریها...


هاراکیری

(ژاپنی، اِ)(1) کلمهء ژاپنی به معنی خودکشی به طرز خاص آنان.
(1) - Hara-Kiri.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید