هاچه زدن

[چَ / چِ زَ دَ] (مص مرکب) دو شاخ به زیر شاخ درخت و امثال آن زدن.


هاچه سو

[چَ] (اِخ) دهی از دهستان حومهء بخش شاهین دژ شهرستان مراغه که در 6 هزارگزی خاور شاهین دژ و 5هزارگزی شمال خاوری ارابه رو شاهین دژ به تکاب واقع شده است. سرزمینی کوهستانی و هوای آن معتدل است. 938 تن سکنه دارد که به زراعت و گله داری و از...


هاچه کند

[چَ کَ] (اِخ) دهی از دهستان اجارود بخش گرمی شهرستان اردبیل که در 38 هزارگزی شمال گرمی و 8 هزارگزی راه شوسه گرمی به بیله سوار واقع شده است. جلگه و گرمسیر است. از چشمه آبیاری میشود و محصول عمده اش غلات و حبوبات است. دارای 97 تن سکنه میباشد...


هاچیدن

[دَ] (مص) گرفتن. || ربودن. || خشک کردن. || پژمردن. || سرد شدن و افزون گشتن سرما. (ناظم الاطباء). || بریان کردن. (فرهنگ شعوری ج2 ورق 431 ص الف).


هاختور

(اِ) پاره و جزء. حصه و بهره. (از ناظم الاطباء).


هاد

(ع اِ) (از «ه ی د») جنبش و حرکت. هَیْد. یقال: ما له هَیْدٌ و لا هادٌ؛ یعنی نمی جنبد و حرکت نمی کند و منع از چیزی نمی کند و منزجر از چیزی نمی شود. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). || زجری است مر شتر را. هَیْد. (منتهی الارب)...


هاد

[هادد] (ع ص) نعت فاعلی از هَدّ. رجوع به هَدّ (در معانی مصدری) شود. || (اِ) آواز دریا که در آن بانگ و غرشی شنیده شود و گاهی از آن زلزله پیدا گردد. (منتهی الارب). آواز و بانگی که از جانب دریا مردم ساحل می شنوند و از آن در...


ها دادن

[دَ] (مص مرکب) وادادن :بترسید و پشت هاداد و آهنگ قلعه کرد. (اسکندرنامهء نسخهء سعید نفیسی). رجوع به معانی «ها» (پیشوند) شود.


هاداران پاداران

(اِ مرکب، از اتباع)ترت و پرت. چرند و پرند. (یادداشت مؤلف).


هادان

(اِخ) نام پدر ساره زوجهء ابراهیم و مادر اسحاق.


هادخت نسک

[دُ نَ] (اِخ)(1) نام نسکی است از بیست ویک نسک کتاب زند. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا). نام نسک بیست ودویم از کتاب زند و آن را هاداختا نیز گویند. (ناظم الاطباء). نسک بیستم از بیست ویک نسک اوستاست. در پهلوی هادخت(2) «اونوالا 276»(3) هادخت نسک که در متن اوستای وسترگارد...


هادر

[دِ] (ع ص) نعت فاعلی از هَدْر. رجوع به هدر شود. (از اقرب الموارد). || شتر بابانگ. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || مرد بی اعتبار. (منتهی الارب). || ساقط. افتاده. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || شیری که زبرین آن سطبر و چغرات باشد و زیرین آن تنک و...


هادرمال

[رُ] (فرانسوی، اِ)(1) (اصطلاح گیاه شناسی) مؤلف کتاب گیاه شناسی آرد: ماده ای چوبی که لینیین(2) یا هادرمال میگردد. (گیاه شناسی گل گلاب ص40).
(1) - Hadromal. .
(فرانسوی)
(2) - Lignine


هادروسانتریک

[رُ] (فرانسوی، اِ) (1)(اصطلاح گیاه شناسی) مؤلف کتاب گیاه شناسی آرد: هرگاه در ساقهء دسته آوندهای آبکشی بوسیلهء هادروم احاطه شود هادروسانتریک نامیده میشود، مانند سرخسها. (گیاه شناسی، تشریح عمومی نباتات تألیف حبیب الله ثابتی ص308).
(1) - Faisceaux hadrocentriques.


هادروم

[رُمْ] (فرانسوی، اِ)(1) (اصطلاح گیاه شناسی) مؤلف کتاب گیاه شناسی آرد: اولین قسمتی که بیش از سایر قسمت های استوانهء مرکزی جلب نظر مینماید وجود هادروم یا کسیلم(2) میباشد که دسته های چوبی ریشه را تشکیل می دهد. اگر مقطع عرضی ریشهء زنبق را تحت تأثیر معرف فلورو گلوسین قرار...


هادروم ثانوی

[رُ مِ نَ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) (اصطلاح گیاه شناسی) مؤلف کتاب گیاه شناسی آرد: نام چوب ثانوی است که در ساقهء قطر آن بیش از قطر آبکش ثانوی میباشد. بنابراین قسمت اعظم حجم ساقه را چوب ثانوی تشکیل میدهد. عناصر تشکیل دهندهء آن آوندها، الیاف و پارانشیم چوبی یا...


هادرویش

[دَرْ] (اِخ) نام دشتی است در ترکستان. گویند همیشه در آن دشت بادی در نهایت تندی می وزد، چنانکه اسب و شتر را می غلطاند. و وجه تسمیه اش به هادرویش آن است که جمعی از درویشان در آن بادیه واقع می شوند ناگاه باد تندی بهم میرسد و هر...


هادره

[دِ رَ] (ع ص) مؤنث هادر. || ماده شتر بابانگ. ج، هوادر. || ارض هادره؛ زمین گیاه ناک و تمام گیاه. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). و رجوع به هادر و هدر شود.


هادریان

(اِخ) امپراتور روم، که پس از مرگ تراژان در سال 117م. به جای وی نشست. آپ پیان اسکندرانی(1) مورخ یونانی که در ابتدای قرن دوم میلادی به دنیا آمده است با وی همزمان است. هادریان مانند اکتاویوس اوگوست بر این عقیده بود که روم نباید در فکر بسط حدود شرقی...


هادس

[دِ] (اِخ)(1) در نزد یونانیان باستانی نام پلوتن رب النوع دوزخ بوده است. (تاریخ ایران باستان ج2 ص1522).
(1) - Hades.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید