هارالد

(اِخ)(1) نام چند تن از پادشاهان دانمارک، سوئد(2) و نروژ(3) که از قرن نهم تا دوازدهم فرمانروایی داشتند.
(1) - Harald. .(املای فرانسوی)
(2) - Suede .(املای فرانسوی)
(3) - Norvege


هارامبور

(اِخ)(1) لوئی- فرانسوا آلکساندر، بارون دو... ژنرال فرانسوی که در سال 1742 م. در پرویلی(2) متولد شد و در سال 1828 م. در تور(3) درگذشت.
(1) - Harambure, Louis-Francois Alexandre,Baron d .
(2) - Preuilly (Indre-et-Loire).
(3) - Tours.


هاران

(اِخ) حران شهری است از اقلیم چهارم به جزیره و جزیره به لغت عربی زمینی باشد که محاط به آب باشد و بلاد جزیره مملکتی است از اقلیم چهارم میانهء فرات و دجله و دارالملک آن موصل و ارّان است و دیاربکر و ربیعه و دیارمضر و غیرها از بلاد...


هاران

(اِخ) نام پدر ساره بود عم ابراهیم علیه السلام. (از ترجمهء طبری بلعمی چ بهار). (به معنی کوه نشین) برادر ابراهیم و پدر لوط است. (قاموس کتاب مقدس) (ناظم الاطباء). هاران بن آزر برادر ابراهیم پیغمبر و پدر لوط علیهماالسلام. (المعرب منصور جوالیقی چ مصر ص123) (عیون الاخبار چ مصر...


هارب

[رِ] (ع ص) گریزنده. (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) :
در جهان روح هر سه منتظر
گه ز صورت هارب و گه مستقر.
مولوی (مثنوی).
|| از آب بازگردنده. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). (آنندراج) (ناظم الاطباء). || ما له هارب و لاقارب؛ ای صادر عن الماء و لاوارد؛...


هاربورگ

(اِخ)(1) از شهرهای آلمان (ایالت هانور)(2) [ حاکم نشین لونبورگ(3) ]در کنار رودخانهء الب(4) واقع شده است و 22345 تن سکنه دارد. دارای کارخانه های ماشین سازی و محصولات شیمیائی، انواع چرم، توتون، و کارخانه های قندسازی است و نیز محل صدور زغال سنگ، روغن نباتی، توتون، ادویه و غیره...


هاربه

[رِ بَ] (ع ص) تأنیث هارب. رجوع به هارب و هَرَب و هروب و هربان شود.


هاربه

[بِ] (اِخ)(1) نام یکی از خدایان کاسیت(2) که جزء ترکیبی نام پادشاهان کاسیت بابل شده است، مانند: کاداشمن هاربه(3).
.(املای فرانسوی)
(1) - Harbe
(2) - Kassite. .(املای فرانسوی)
(3) - Kadashman-Harbe


هاربیه

[رِ بی یَ] (اِخ) آب کوچکی است متعلق به بنی هاربه بن ذبیان. (از معجم البلدان). آبکی است مر بنی هاربه بن ذبیان را. (منتهی الارب). آب کوچکی است متعلق به بنی هاربه. (از اقرب الموارد).


هارپ

(فرانسوی، اِ)(1) نام ساز سه گوشه ای که تارهای آن در طول نامساویند و با دو دست نواخته میشود. هارپ را مصریان قدیم و عبرانیان و اقوام دیگر به حالت بسیار ناقص و ابتدائی میشناختند و به کار میبردند. بنابر افسانه ها داود پیغامبر به همراهی این ساز آواز میخوانده....


هارپا

(اِ) نوعی از ماهی کوچک است و پای بسیار دارد و بر پشت او خار هم هست، و به این معنی هازیا هم به نظر آمده است که به جای رای بی نقطه زای نقطه دار و به جای بای فارسی یای حطی باشد. (برهان) (آنندراج). نوعی از ماهی خاردار...


هارپات

(اِخ)(1) نام پسر «تیری باذ» که به تحریک «اخس» (پسر اردشیر) به کشتن «آرسان» همت گماشت. «آرسان» پسر دیگر اردشیر بود که از یک زن غیرعقدی به دنیا آمده بود و شاه وی را بسیار دوست میداشت. سرانجام آرسان به قتل رسید و پس از آن اردشیر، که بسیار پیر...


هارپاگ

(اِخ) هارپاگوس. نام خویشاوند و وزیر آستیاک که از طرف آستیاک مأمور کشتن کورش شد، ولی او را نکشت، چنانکه شرح آن بیاید: آستیاک شبی در خواب دید که از دخترش «ماندان» چندان آب رفت، که همدان و تمام آسیا در آن غرق شد. شاه تعبیر آن را از مغ...


هارپاگون

[گُنْ] (اِخ)(1) شخصیت عمدهء کمدی خسیس(2) اثر مولیر(3). هارپاگون شخصیت قابل ستایش خسیسی است که مولیر با آفریدن وی خست را به بهترین وجهی تجسم بخشیده است. لئامت و صرفه جویی وی از چیزهای جزئی، خشونتش برای برتری، و ترسش از اینکه مبادا فریبش بدهند و لختش کنند خنده آور...


هارپالو

[لُ] (اِخ)(1) هارپال. معاون اسکندر کبیر که در سال 324 ق . م. درگذشت.
(1) - Harpalos (Harpale).


هارپالوس

(اِخ) یکی از چهار دوست اسکندر، و اسکندر پس از اینکه فیلیپ کشته شد آنان را مورد اعتماد قرار داد. هارپالوس که از اهالی مقدونیه بود در زمان فیلیپ چون از اسکندر جانبداری میکرد تبعید شد. اسکندر برای پاداش این صمیمیت بعد از فوت «مازه» هارپالوس را به ایالت بابل...


هارپالیس

(اِخ)(1) نام افسانه ای یونانی: دختر جوانی از اهالی آرگو(2) چون دید عشقش از طرف ایفیس(3) تحقیر شده است از فرط رنج و اندوه درگذشت.
(1) - Harpalyce.
(2) - Argos.
(3) - Iphis.


هارپر

[پِ] (اِخ)(1) یکی از شهرهای ساحلی جمهوری لیبریا(2) که در ساحل رودخانهء گرن(3) واقع شده است و بوسیلهء اقیانوس اطلس(4) مشروب میشود و 4000 تن سکنه دارد.
(1) - Harper. .(املای فرانسوی)
(2) - Liberia
(3) - Graine. .(املای فرانسوی)
(4) - Atlantique


هارپن

[پِ] (اِخ)(1) یکی از شهرهای آلمان (پروس، وستفالی و آرنسبرگ)(2) که دارای 5400 تن سکنه است.
(1) - Harpen.
(2) - Prusse, Westphalie, Preside d Arnsberg.


هارپو

(اِ)(1) ساز فنلاندی از نوع سنتور که دارای پنج سیم است و از چوب درخت قان ساخته میشود. طول آن تقریباً پنجاه سانتیمتر است.
(1) - Harpu.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید