هادیه
[یَ] (ع ص) مؤنث هادی. رجوع به هادی شود. || (اِ) چوبدستی. عصا. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). یقال: توکّأ علی الهادیه. (اقرب الموارد). || سنگ بلند و برآمده در آب. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || گردن. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). یقال: ضرب هادیته؛ ای عنقه. ج، هادیات، هَوادٍ (هوادی). قبلت هادیات الخیل و هوادیها؛ ای متقدماتها. (اقرب الموارد).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
