نوتوبه

[نَ / نُو تَ / تُو بَ / بِ] (ص مرکب) کسی که تازه توبه کرده باشد (آنندراج).


نوتی

[تی ی] (ع اِ) کشتی بان (منتهی الارب) (آنندراج) (مهذب الاسماء) ملاح که کشتی بر دریا می برد( 1) (از متن اللغه) ملاح (از اقرب الموارد) مهتر کشتی بان (زمخشری از یادداشت مؤلف) ناخدا (یادداشت مؤلف) ج، نواتی ( 1) - لغت شامی مولده است (از متن اللغه) و گفته...


نوتیار

[نَ / نُو تَ / نَ / نُو تَیْ یا] (ص مرکب) تازه و نو به انجام رسیده و ساخته شده (یادداشت مؤلف) نیز رجوع به تیار شود: داشن؛ جامهء نو که پوشیده نشده باشد و خانهء نوتیار که سکونت کرده نشده باشد (منتهی الارب).


نوج

(اِ) درخت کاج (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج) درخت صنوبر (رشیدی) (از برهان قاطع) نوژ ناژ (انجمن آرا) (آنندراج) نوچ (برهان قاطع) ناژو نوژن (حاشیهء برهان قاطع چ معین) نیز رجوع به ناز و ناژ شود : زیب زمانه باد ز تاج و سریر تو تا هست زیب بستان از...


نوج

[نَ] (ع مص) ریا کردن در کار خود (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد (||) اِ) جِ نَوجه رجوع به نوجه شود.


نوجاباد

1) (اِخ) از قرای بخارا است (از معجم البلدان ج 8 ص 324 ) (از سمعانی) (از حاشیهء ص 26 تاریخ بخارا) ( 1) - در معجم البلدان ) ضبط شده است و در سمعانی و الاعلام زرکلی به فتح اول (u :« و» نوجاباذ به ضم اول (یعنی با...


نوجابادی

1) [نَ] (اِخ) محمد بن عمر بن محمد، ملقب به ظهیرالدین و مکنی به ابوالمظفر از فقهای مذهب حنفی است به سال 616 ه ق ) رسید وی به سال « مستنصریه » در قریهء نوجاباد بخارا تولد یافت، سپس به دمشق رفت و سرانجام در بغداد مقیم گشت...


نوجامه

[نَ / نُو مَ / مِ] (ص مرکب) که جامهء نو پوشیده است نونوار : باد نوجامه بخت او، وز او جامهء دشمنانْش خلقان بادمسعودسعد.


نوجان

[نَ] (اِخ) دهی است از دهستان ارنگهء بخش کرج شهرستان تهران، در 20 هزارگزی شمال کرج و 3 هزارگزی غرب راه کرج به چالوس در منطقهء کوهستانی سردسیری واقع است و 461 تن سکنه دارد آبش از چشمه، محصولش غلات و میوه های سردسیری و لبنیات و عسل، شغل مردمش...


نوجبه

: ( [نَ / نُو جَ بَ] (اِ) سیل باشد، هین نیز گویند (لغت فرس اسدی) سیلاب (جهانگیری) (برهان قاطع) (رشیدی) (فرهنگ نظام)( 1 خود تو را جوید همه خوبی و زیب همچنان چون نوجبه جوید نشیب رودکی (از لغت فرس ||) به معنی فرشته هم به نظر آمده ضبط...


نوجر

[نَ جَ] (ع اِ)( 1) چوبی که بدان زمین شیارند( 2) (منتهی الارب) (از متن اللغه) ( 1) - ناظم الاطباء این لغت را فارسی دانسته است 2) - قال ابن درید: و لااحسبها عربیهً محضهً (متن اللغه) (از اقرب الموارد) و قیل هی مقلوب النورج (اقرب الموارد) ).


نوجکث

[جَ کَ] (اِخ) از بلاد ماوراءالنهر است (از معجم البلدان) شهرکی است [ به چاچ در ماوراءالنهر ] که کشتی بانان که اندر رود پرک و اندر رود خشرت کار کنند از آنجا باشند (حدود العالم از یادداشت مؤلف).


نوجمه

[مِ] (اِخ) دهی است از دهستان نائیج بخش نور شهرستان آمل، در 36 هزارگزی جنوب غربی آمل، در منطقهء کوهستانی سردسیری واقع است و در حدود 350 تن سکنه دارد آبش از چشمه است این ده ییلاقی است و زمستان ها جمعیت چندانی ندارد (از ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج...


نوجوان

[نَ / نُو جَ] (ص مرکب) پسر امردی که هنوز خطش ندمیده باشد (برهان قاطع) (از آنندراج) (ناظم الاطباء) پسری که تازه پا به مرحلهء جوانی گذاشته (فرهنگ فارسی معین) شاب حدیث السن حدث السن (یادداشت مؤلف) : چه از نوجوان و چه مرد کهن ز گرشاسپ بودی سراسر سخنفردوسی...


نوجوانی

[نَ / نُو جَ] (حامص مرکب)نوجوان بودن حداثت حداثت سن (یادداشت مؤلف) صفت نوجوان تازه سال بودن : ببخشای بر نوجوانیّ من بدین بازوی خسروانیّ منفردوسی || جوانی اول عمر و زندگانی (ناظم الاطباء).


نوجوب

[نَ] (اِخ) دهی است از دهستان ماهی دشت بالا از بخش مرکزی کرمانشاهان، در 23 هزارگزی جنوب کرمانشاهان بر کنار رودخانهء مرک، در دشت سردسیری واقع است و 195 تن سکنه دارد آبش از رودخانه، محصولش غلات دیم و لبنیات، شغل ( مردمش زراعت و گله داری است (از فرهنگ...


نوجوت

[نَ / نُو] (اِ) (اصطلاح پارسیان هند) نوزوت نوزود (فرهنگ فارسی معین) رجوع به نوزوت شود.


نوجوی

[نَ / نُو] (نف مرکب) نوطلب مبتکر مبدع که جویای چیزهای بدیع و تازه است.


نوجه

[نَ جَ] (ع اِ) گردباد (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) ج، نَوْج.


نوجه ده

[نَ جِ دِهْ] (اِخ) دهی است از دهستان خانه از بخش شبستر شهرستان تبریز، در 3 هزارگزی جنوب شرقی شبستر و 15 هزارگزی جادهء صوفیان به سلماس، در جلگهء معتدل هوائی واقع است و 1207 تن سکنه دارد آبش از چشمه، محصولش غلات و حبوبات، ( شغل اهالی زراعت و...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید