نوافل

[نَ فِ] (ع اِ) جِ نافله عبادات مستحب رجوع به نافله شود : و به ایفای نذور و نوافل قیام کرد (سندبادنامه ص 279 ||) جِ نافله، به معنی نبیره و فرزندزاده :در میهنه در منزل خواجه مؤید که از نوافل شیخ ابواسعید ابوالخیر است نزول فرموده بودند (انیس الطالبین...


نواق

[نَوْ وا] (ع ص) رائض شتران و درست و نیکو کنندهء آنها (منتهی الارب) (آنندراج) آنکه شتران را رام و دستاموز می کند (ناظم الاطباء ||) اصلاح کننده و رائض امور (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) زیرک و بافِراست در کارها و کارآزموده (ناظم الاطباء).


نواقبال

[نَ / نُو اِ] (ص مرکب)جوان بخت : نواقبالی برآرد دست ناگاه کند دست دراز از خلق کوتاهنظامی.


نواقر

[نَ قِ] (ع اِ) جِ ناقره گویند: اتتنی عنه نواقر؛ از وی کلام بد رسید مرا یا حجت های مصیبت (منتهی الارب) (از المنجد) (از اقرب الموارد) رجوع به ناقره شود || جِ ناقر (المنجد) رجوع به ناقر شود.


نواقز

[نَ قِ] (ع اِ) نواقز الدابه؛ دست و پای ستور (منتهی الارب) جِ ناقزه نیز رجوع به نوافز شود.


نواقص

[نَ قِ] (ع ص، اِ) جِ ناقصه رجوع به ناقصه شود || در تداول بجای نقائص (جِ نقیصه) مستعمل است.


نواقل

[نَ قِ] (ع ص، اِ) جِ ناقله رجوع به ناقله شود || باجی که از دهی به دهی نقل کنند || قبایل که از قومی به قومی روند (منتهی الارب ||) هر چیزی که کسی یا چیزی را حمل میکند و از جائی به جائی می برد (ناظم الاطباء) وسیله...


نواقلی

[نَ قِ] (ص نسبی) منسوب به نواقل است رجوع به نواقل شود || ادارهء نواقلی؛ ادارهء طرق ادارهء راه (فرهنگ فارسی معین).


نواقیر

[نَ] (ع اِ) جِ ناقور رجوع به ناقور شود.


نواقیس

[نَ] (ع اِ) جِ ناقوس رجوع به ناقوس شود.


نواقیسی

[نَ] (ص نسبی) کسی که ناقوس می زند (ناظم الاطباء) رجوع به ناقوس شود.


نواک

[نَ / نُ] (ع مص) نَوَک نواکه گول و احمق شدن (از المنجد) (از اقرب الموارد) رجوع به نواکه شود.


نواکب

[نَ کِ] (ع ص، اِ) جِ ناکبه (ناظم الاطباء).


نواکت

[نَ کَ] (ع مص) نواکه گولی (یادداشت مؤلف) رجوع به نواکه شود.


نواکر

[نَ کِ] (اِ) در تداول عوام، جِ کلمهء فارسی نوکر است به سیاق عربی.


نواکز

[نَ کِ] (ع ص، اِ) جِ ناکز رجوع به ناکز شود.


نواکس

[نَ کِ] (ع ص، اِ) جِ ناکس رجوع به ناکِس شود.


نواکه

- ( [نَ کَ]( 1) (ع مص) گول گردیدن (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) نَوَک نواک [ نُ / نَ ] (از اقرب الموارد) ( 1 در المنجد به ضم اول [ نُ کَ ] ضبط شده است.


نواگر

[نَ گَ] (ص مرکب) سازنده و گوینده (جهانگیری) (رشیدی) خواننده و سازنده (انجمن آرا) (برهان قاطع) نوازنده (یادداشت مؤلف) مطرب و سازنده و مغنی و خواننده (ناظم الاطباء) : به باغ اندر ندیدند ایچ جانْور مگر بر شاخ مرغان نواگرفخرالدین اسعد نشسته گرد رامینش برابر به پیش رام کوسان نواگرفخرالدین...


نواگر شدن

[نَ گَ شُ دَ] (مص مرکب)نغمه سرائی کردن نوازندگی کردن : نواگر شدند آن پریچهرگان نوآیین بود مهر در مهرگاننظامی.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید