نعم

[نَ مَ] (ع اِ) نعم عین؛ نعام عین (اقرب الموارد) رجوع به نعامَ شود.


نعم

[نَ عَ / نَ] (ع اِ) شتر و گوسپند یا بخصوص شتر و گفته اند ستور چرنده (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) شتر، بر گاو و گوسفند نیز اطلاق شود (از المنجد) ج، انعام، نُعمان جج، اناعیم.


نعم

[نَ عَ] (ع ق) کلمهء ایجاب و تصدیق به معنی آری و بلی (از غیاث اللغات) حرف جواب است و اگر بعد از ماضی واقع شود معنی « هل تقول » در جواب « نعم » و اگر بعد از مستقبل واقع شود معنی آن وعده است چنانکه « هل...


نعم

[نَ عِ] (ع ص) نرم و نازک و ملایم و نیک (ناظم الاطباء).


نعم

[نُ] (ع اِمص، اِ) نازکی و نرمی و نیکوئی (از غیاث اللغات) (منتهی الارب ||) خوشی عیش (یادداشت مؤلف): یوم نعم؛ یوم رغد و طرب (المنجد) مقابل بؤس (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از متن اللغه) (مهذب الاسماء) گویند: یوم نعم و یوم بؤس (اقرب الموارد) ج، اَنعم...


نعم

[نِ عَ] (ع اِ) جِ نعمه (از منتهی الارب) نعمت ها : داد بر خسرو است فضل بر شهریار جود بر شاه شرق بخشش مال و نعم منوچهری آن است بی زوال سرای ما والا و خوب و پرنعم و آلاناصرخسرو سوابق نعم خداوندی ملازم روزگار بندگان است (گلستان سعدی)...


نعم

[نِ مَ / نَ مَ / نَ عِ مَ / نِ عِ مَ] (ع فعل) فعل مدح به معنی نیک است (از غیاث اللغات) فعل ماضی است به معنی نیک است و آن را فعل مدح گویند، مقابل ساء و بئس که فعل ذم است این فعل چون افعال دیگر...


نعما

[نَ] (ع اِ) نعماء نعمت ها رجوع به نعماء شود : گویند عالمی است خوش و خرم بی حد و منتهاست در او نعماناصرخسرو ز آنجا همی آید اندرین گنبد از بهر من و تو اینهمه نعماناصرخسرو گفت نشناسی درخت و چشمه ای کز کرمشان بر تو نعما دیده امخاقانی.


نعما

[نِ عَمْ ما / نِ عِمْ ما / نَ عِمْ ما] (ع فعل + اسم، ص مرکب) کلمهء مرکب از نعم و ما یعنی نیک و بسیار خوب گویند: غسلت غسلًا نعما؛ ای نعم ما غسلت؛ غسل کردم غسلی نیک و دقاً نعما؛ کوبیدنی نیک و بسیار نرم (از ناظم...


نعماء

( [نَ] (ع اِ) نعمت ها( 1) (ترجمان علامهء جرجانی ص 100 ) رجوع به نَعما شود || آسایش (ترجمان علامهء جرجانی ص 100 نعمت (از غیاث اللغات) (منتهی الارب) شادمانی (منتهی الارب) نُعمی نعیم (از متن اللغه) نعمه نعیم ناز و آسایش (مهذب الاسماء) ج، اَنعم || دسترس نیکو...


نعمات

[نِ عَ] (ع اِ) نعمت ها خوبیها نیکیها (ناظم الاطباء) جِ نعمه رجوع به نِعمَه شود.


نعمات

[نِ عِ] (ع اِ) جِ نعمه رجوع به نِعمَه شود.


نعمات

[نِ] (ع اِ) جِ نعمه رجوع به نِعمَه شود.


نعمان

[نُ] (ع اِ) خون (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) دم (متن اللغه) (از اقرب الموارد) به وی شقایق را منسوب کنند به جهت سرخی، یا شقایق منسوب است به نعمان منذر (منتهی الارب) - لالهء نعمان؛ رجوع به لاله شود : شکفته لالهء نعمان به سان خوب رخساران به مشک اندرزده...


نعمان

[نُ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد، در 11 هزارگزی شمال غربی فریمان در جلگهء معتدل هوائی واقع است و 1099 تن سکنه دارد آبش از قنات تأمین می شود محصولش غلات و شغل اهالی زراعت است (از فرهنگ جغرافیایی ( ایران ج 421.


نعمان

[نُ] (اِخ) ابن ابراهیم بن اشتر نخعی از اشراف و شجاعان عرب است، در عراق با یزیدبن مهلب بر بنی مروان خروج کرد و به همراهی او جنگید چون یزید کشته شد و لشکر او پراکنده شدند، نعمان به مفضل بن مهلب پیوست و در نبردی که با مدرک بن...


نعمان

[نُ] (اِخ) ابن ابراهیم خلیل زرنوجی( 1)، ملقب به تاج الدین، از ادبای قرن هفتم هجری قمری بخارا است او راست: الموضح در شرح مقامات حریری وی به سال 640 ه ق درگذشت (از الاعلام زرکلی ج 9 ص 3) رجوع به الجواهر المضیئه ج 2 ص 201 و...


نعمان

[نُ] (اِخ) ابن اسودبن منذربن امرؤالقیس بن عمرو اللخمی، معروف به نعمان ثانی، از ملوک عهد جاهلیت عراق است پس از وفات عمش منذر ثانی بن منذر - در حدود سنهء 500 م - به حکمرانی رسید و 4 سال حکومت کرد، و به فرمان قباد اول [ ساسانی شد...


نعمان

[نُ] (اِخ) ابن امرؤالقیس بن عمرو اللخمی، معروف به نعمان السائح، و نعمان اعور سائح، از ملوک حیره است وی بعد از مرگ پدرش در حوالی سنهء 403 م به جای او از طرف شهریار ایران به پادشاهی حیره رسید و 30 سال در آن سامان با قدرت و شجاعت...


نعمان

[نُ] (اِخ) ابن ایهم بن حارث غسانی، از ملوک غسان است، وی پس از جبله بن نعمان به حکمرانی شام رسید و بیست و یکسال پادشاهی کرد (از تاریخ پادشاهان و پیامبران ص 123 ) (الاعلام زرکلی ج 9 ص 4) رجوع به العقود اللؤلؤیه ج 1 ص 24 شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید