نظام شامی
[نِ مِ] (اِخ) رجوع به نظام الدین شامی شود.
نظامشاه
[نِ] (اِخ) احمد مؤسس سلسلهء نظامشاهیهء احمدآباد هندوستان است، وی به فارسی شعر می گفته و تخلصش سپهری است او راست: خطّت سیاهیئی که بدنبال آتش است خالت خلیل و چهره گلستان آتش است پیش رخ تو دیده سپهری بهم نزد آتش پرست بین که چه حیران آتش است (مجمع...
نظامشاه بهمنی
[نِ هِ بَ مَ] (اِخ) از سلاطین بهمنی دکن است و از 865 تا 867 ه ق حکمرانی کرد (از طبقات سلاطین اسلام ص 288 ) (قاموس ( الاعلام ج 6.
نظامشاهیان
[نِ] (اِخ) نام سلسله ای از حکمرانان احمدنگر است مؤسس این سلسله احمد نظام شاه است که به سال 896 دعوی استقلال کرد و به سال 900 شهر احمدنگر را پایتخت خویش قرار داد و پس از او ده تن از این سلسله حکومت کردند تاریخ شروع حکمرانی افراد ،...
نظام شنب غازانی
[نِ مِ شَمْ بِ] (اِخ)رجوع به نظام الدین شامی شود.
نظام شیرازی
[نِ مِ] (اِخ) از سادات دستغیب شیراز و از شعرای قرن یازدهم است عمر کوتاهی داشت و در سنین جوانی به سال 1039 ه ق در شیراز درگذشته و در حافظیه مدفون است دیوانش در حدود سه هزار بیت است: برمکن بر روی غیر آن غمزهء خونریز را می...
نظام طباطبائی
[نِ مِ طَ طَ] (اِخ) از پارسی گویان ایرانی الاصل هندوستان است و در ولایت گجرات سکونت داشت او راست: از بس که داد ( عکس رخت روشنی به دل حاجت نمی شود به چراغ دگر مرا (از قاموس الاعلام ج 6.
نظام علی شاه
[نِ عَ] (اِخ) احمدبن حاج عبدالواحد کرمانی، ملقب به نظام علیشاه از عرفا و شعرای قرن سیزدهم و از مریدان رونق علیشاه و از خلفای مجذوب علیشاه است، وی به مثنوی جنات الوصال که به ترتیب نورعلیشاه و رونق علیشاه سروده اند دو مجلد سروده و افزوده است او به...
نظام فارسی
[نِ مِ] (اِخ) رجوع به نظام الدین هبه الله شود.
نظام قاری
[نِ مِ] (اِخ) محمود یزدی، شاعر البسه رجوع به نظام الدین قاری شود.
نظام قمری
[نِ مِ قُ] (اِخ) رجوع به نظام الدین قمری شود.
نظام کاشانی
[نِ مِ] (اِخ) رجوع به نظام الدین کاشانی شود.
نظام کپلر
[نِ مِ کِ لِ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) مقابل نظام بطلمیوس نظریهء مرکزیت خورشید رجوع به کپلر شود.
نظام کرمانی
[نِ مِ کِ] (اِخ) احمدبن حاج عبدالواحد، رجوع به نظام علیشاه شود.
نظام گرفتن
[نِ گِ رِ تَ] (مص مرکب)نظم یافتن به سامان شدن سامان گرفتن به آیین شدن آراستگی یافتن آرایش گرفتن :سوی نشابور باید رفت تا کار ری و جبال که آشفته شده است نظام گیرد (تاریخ بیهقی ص 446 ) بوالحسن سیاری صاحبدیوانی ری و جبال دارد و آن کار بدو...
نظام محله
[نِ مْ مَ حَ لْ لِ] (اِخ) دهی است از دهستان کلباد بخش بهشهر شهرستان ساری در 25 هزارگزی مشرق بهشهر و یک هزارگزی جنوب راه بهشهر به گرگان در دامنهء معتدل هوای مرطوبی واقع است و 250 نفر سکنه دارد آبش از چشمه سار، محصولش برنج و ( غلات...
نظام نامه
[نِ مَ / مِ] (اِ مرکب) آئین نامه ای که انتظامات داخلی هر دستگاهی را مشخص کند.
نظام نیشابوری
[نِ مِ نَ / نِ] (اِخ)حسن بن محمد رجوع به نظام الدین حسن بن محمد شود.
نظام وظیفه
[نِ مِ وَ فَ / فِ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) خدمت سربازی رجوع به سربازی شود.
نظامی
[نِ] (ص نسبی) سپاهی قشونی لشکری جنگی مقابل چریک (یادداشت مؤلف) - حکومت نظامی؛ رجوع به حکومت شود|| قسمی آجر است و آن بزرگترین قطع آجر است و پس از او به ترتیب آجر خطائی است و از آن کوچکتر آجر عادی و معمولی سپس نیمه آجر و بالاخره چارکه...
