ناجخه

[جِ خَ] (ع ص) تأنیث ناجخ (|| اِ) ناجخه الماء؛ صوته (اقرب الموارد) آوای آب.


ناجد

[جِ] (ع ص) اسم فاعل از نجد || غالب || یاری دهنده || واضح کننده روشن کننده (اقرب الموارد) (المنجد) ج، نواجد|| کندخاطر نادان کم هوش (ناظم الاطباء ||) آن که در زبان وی لکنت باشد (ناظم الاطباء) ج، نواجد اما ناجد به این معنی در کتب دسترس ما دیده...


ناجده

[جِ دَ] (ع ص) تأنیث ناجد (المنجد) رجوع به ناجد شود ج، نَواجِد.


ناجذ

[جِ] (ع ص) اسم فاعل است از نجذ (اقرب الموارد) رجوع به نجذ شود.


ناجذ

[جِ] (ع اِ) دندان خِرَد (دهار) (مهذب الاسماء) دندان سپسین (ناظم الاطباء) دندان سپسین همه دندان عقل (منتهی الارب) (آنندراج) دندان عقل ج، نواجذ و آن چهار دندان است مر انسان را و آن را دندان بلوغ نیز گویند بدانجهت که بعد از بلوغ و کمال عقل برآید (منتهی الارب)...


ناجر

[جِ] (ع اِ) هر ماهی از ماههای تابستان زیرا شتر در این ماهها تشنه میشود (المنجد) ماه رجب یا ماه صفر و هر ماهی که در تابستان آید بوقت تشنگی شتر (آنندراج) (منتهی الارب) (اقرب الموارد) ماهی که در گرما آید و تابستان که بغایت گرم باشد (شمس اللغات) نامی...


ناجرمک

[جُ مَ] (اِ)( 1) در بتکده نشین (رشیدی) (جهانگیری) معتکف در بتخانه و بتکده (ناظم الاطباء ||) در بتکده نشستن و اطاعت کردن (آنندراج) (انجمن آرا) در بتکده و بتخانه نشستن (برهان قاطع ||) بعضی گفته اند که نام مردی است از زهاد و ترسایان (رشیدی) (جهانگیری) نام زاهدی ترسا...


ناجرمکی

[جُ مَ] (ص نسبی) منسوب به ناجرمک (حاشیهء برهان چ معین) : من و ناجرمکی و دیر مخران در بغراطیانم جا و ملجاخاقانی.


ناجره

[جِ رَ] (اِخ) شهری است در جانب شرقی اندلس از توابع تطیله (قاموس الاعلام) و آن امروز به دست فرنگان است (معجم البلدان).


ناجز

[جِ] (ع ص) نقد حاضر و آماده (منتهی الارب) (آنندراج) حاضر (اقرب الموارد) (المنجد) نقد و آماده (شمس اللغات) نقد مقابل نسیه || دست به دست (شمس اللغات) ناجزاً بناجز؛ یداً بید (منتهی الارب) (آنندراج) عاج بعاجل (المنجد ||) وعد ناجز؛ قد وفی به (اقرب الموارد) (المنجد ||) ناگزارندهء حاجت...


ناجزانجام

[جُ اَ] (ص مرکب) نامتناهی الی غیرالنهایه (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج) بی نهایت بی حد (ناظم الاطباء) از برساخته ابدالاباد » های فرقهء آذر کیوان، ولی ترکیبی عجیب است، چه ناانجام به معنی بی پایان تواند باشد و در دساتیر ص 267 به معنی زاید بنظر میرسد (حاشیهء ص...


ناجس

[جِ] (ع ص) بیماری که روی بهی ندارد (آنندراج) دردی که از آن خلاص نتوان یافت (شمس اللغات) نجیس (منتهی الارب) نجس (المنجد) آن درد که از آن به نشود (مهذب الاسماء) بیماریی که بیمار از آن به نشود (بحر الجواهر) - داء ناجس؛ لایبرأ منه (المنجد) (اقرب الموارد) دردی...


ناجسته

[جُ تَ / تِ] (ن مف مرکب) نجسته جستجو نکرده طلب نکرده نطلبیده در پی جست و جو برنیامده : ناجسته به آن چیز که آن با تو نماند بشنو سخن خوب و مکن کار به صفرا ناصرخسرو در جستجوی حق شو و شبگیر کن از آنک ناجسته خاک ره...


ناجسته

[جَ تَ / تِ] (ن مف مرکب) گرفتار کسی که خلاص نیافته است مقابل جسته به معنی رها و خلاص یافته و جهیده || نجسته رها نشده نجهیده : ناجسته ز فکرتت روانتر تیری ز کمان آفرینش؟.


ناجش

[جِ] (ع ص) اسم فاعل از نجش رجوع به نجش شود || صیاد (المنجد) (مهذب الاسماء) شکارچی (ناظم الاطباء) صائد (اقرب الموارد ||) آن که برماند شکار را بسوی صیاد (منتهی الارب) (آنندراج) کسی که شکار را بطرف شکارچی میرماند (از اقرب الموارد) آن که شکار را به سوی شکارچی...


ناجع

[جِ] (ع ص) تازه (دستوراللغه) خون تازه (مهذب الاسماء) (شمس اللغات) دم ناجع؛ خون تازه (بحرالجواهر ||) جویندهء گیاه (آنندراج) (منتهی الارب) طالب الکلاء فی مواضعه (اقرب الموارد) ج، ناجعه و نواجع || جویندهء نکوئی (آنندراج) (منتهی الارب ||) ماء ناجع؛ مری ء (المنجد) آب گوارا گوارنده (شمس اللغات) گوارا...


ناجعه

[جِ عَ] (ع ص) تأنیث ناجع || جماعتی که گیاه و آب جویند (دهار) قوم ناجعه؛ گروه جویندهء گیاه (ناظم الاطباء) یقال: هؤلاء قوم ناجعه (منتهی الارب) مرت بنا ناجعه و نواجع؛ ای قوم منتجعون (اقرب الموارد).


ناجل

[جِ] (ع ص) اسم فاعل از نجل (اقرب الموارد ||) گرامی نسل از اسب و جز آن (منتهی الارب) (آنندراج) الکریم النسل من الانسان والحیوان (المنجد) فرس ناجل؛ اسب گرامی نسل (ناظم الاطباء) کریم النجل (اقرب الموارد) ج، ناجلات، نواجل|| پدر مرد (منتهی الارب) (آنندراج ||) دارای نجل و نسل...


ناجله

[جِ لَ] (ع ص) تأنیث ناجل ج، ناجلات و نواجل.


ناجلین

[جِ لَ] (ع ص، اِ) تثنیهء ناجل || والدین (آنندراج) پدر و مادر (ناظم الاطباء): قبح الله ناجلیه؛ والدیه (منتهی الارب) ابویه (ناظم الاطباء).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید