ناجی
(اِخ) لقب ریحان بن سعید (منتهی الارب) محدثی است.
ناجی
(اِخ) از القاب حضرت نوح است (ناظم الاطباء).
ناجی
(اِخ) لقب ابوالحسن میمون بن نجیح از رواه است و از حسن بن ابی الحسن روایت میکند (سمعانی).
ناجی
(اِخ) لقب سلیمان بن الاسود است و اهل بصره و از راویان حدیث (از سمعانی).
ناجی
(اخ) لقب ابراهیم بن نافع الجلاب بصره ای است، وی از رواه حدیث است و از مبارک بن فضاله و عمر بن موسی الوجهی و دیگران روایت کرده است (از سمعانی).
ناجی
- ( (اِخ)( 1) آلبینو مستشرق ایتالیائی است که رسائل ابن سینا را به سال 1897 م به زبان ایتالیائی ترجمه کرد (از اعلام المنجد) ( 1 Nagi.
ناجی
(اِخ) ابن محمد قفطانی از خوش نویسان قرن سیزدهم هجری است رجوع شود به فهرست کتابخانهء مدرسهء عالی سپه سالار ج 2 ص 621.
ناجی
(اِخ) ابوالصدیق بکربن قیس الناجی از اهالی بصره و از رواه است و به سال 180 ه ق درگذشته است (از انساب سمعانی) رجوع به بکربن قیس شود.
ناجی
(اِخ) (ال ) جهم بن مسعود، از اشراف مرو بود و در آنجا منزلتی داشت و در فتنهء ضحاک بن قیس به سال 128 ه ق کشته شد رجوع به جهم بن مسعود شود.
ناجی
(اِخ) سالم بن هلال ملقب به ناجی از راویان خبر است وی از ابوالصدیق ناجی روایت کرده است و یحیی بن سعیدالقطان از او روایت کرده است (از سمعانی).
ناجی
(اِخ) عبادبن منصور، از تابعین است و به نقل صاحب تاریخ گزیده تا زمان ابودوانق در حیات بوده است (از تاریخ گزیدهء ص 250 ) ابوسلمه عبادبن منصور الناجی از مردم شام است و در بصره منصب قضا داشت وی از ایوب السخستانی [ کذا، ظ: سجستانی ]روایت حدیث کرده...
ناجی اردوبادی
[یِ اُ] (اِخ) مؤلف دانشمندان آذربایجان آرد: از سخنوران نامی است چندی ساکن تبریز بوده و در اواخر عمر به هند رفته و در اضافه کرده و خوب از عهده برآمده مطلعش « پشه » کاتبی یک « شتر حجرهء » آنجا بدرود زندگانی گفته است در جواب قصیدهء (...
ناجی افندی
از شاعران متأخر ترک است وی به سال 1848 م در استانبول بدنیا « ناجی افندی » و « معلم ناجی » [اَ فَ] (اِخ) احمدناجی معروف به از او باقی « اسامی » دارد و رساله ای بعنوان « شراره » و « آتشپاره » آمد و در 1892...
ناجی اندجانی
[یِ اَ دِ] (اِخ)محمدحسین متخلص به ناجی از مردم اندجان است و در شاهجهان آباد هند نشو و نما یافته( 1) خطی خوش داشته و نستعلیق( 2) و نسخ و شکسته( 3) را نیکو مینوشته است وی از جمله منشیان عالم گیر پادشاه هند بود( 4) و به روایت مؤلف...
ناجی تبریزی
[یِ تَ] (اِخ) از شاعران دوران صفویه است نصرآبادی آرد: در ایام عمرش به لباس فقر و فنا بسر برده کمال شکستگی و آرام داشت گاهی مصرع رنگین میگفت چنانچه خود در این باب گفته: ناجی اندر دست شاعر روز میدان سخن مصرع رنگین کم از شمشیر خون آلود نیست...
ناجی کاشی
[جیِ] (اِخ) از شاعران کاشان( 1) و خلف ملاحسن واعظ کاشی است( 2) این بیت ازاوست: سر از خاک لحد از شرم عصیان 2) - قاموس الاعلام ج 6 ) برنمیدارم که ترسم از وجودم ننگ آید اهل محشر را ( 1) - صبح گلشن ص 488.
ناجی لاهیجی
وقتی که میرزا » : [یِ] (اِخ) از شاعران لاهیجان و معاصر با صفویه است مرد وارسته ای بوده است میرزا طاهر نصرآبادی آورده است هاشم به وزارت آنجا [ لاهیجان ] رفت او تاریخی گفت میرزا هاشم مبلغ دوازده هزار دینار جهت او فرستاد وی پس داده و گفته...
ناجی مشهدی
و از آنجا به » [یِ مَ هَ] (اِخ) از شاعران ایرانی مقیم هند است وی بروزگار جوانی بدکن رفت و سی سال در آنجا بسر برد دارالخلافهء شاه جهان روآورد و نواب برهان الملک سید سعادت خان بهادر به کمال قدردانی مسکنی و وجه معاشی برایش معین 1)...
ناجیه
[یَ] (ع ص) تأنیث ناجی نجات یابنده و رستگار از عقوبت (آنندراج) رستگار از عقوبت (غیاث اللغات) رهنده و خلاص شونده (ناظم الاطباء ||) ناقهء تیزرو (آنندراج) (منتهی الارب) ناقه ناجیه؛ ماده شتر تیزرو (ناظم الاطباء) شتر مادهء چست رفتار (شمس اللغات) بعیر ناج (منتهی الارب) الناقه السریعه تنجو بمن...
ناجیه
278 ) ناجیه - [یَ] (اِخ) ابن جندب اسلمی از یاران پیغمبر اسلام بود شرح خدمات او در امتاع الاسماع آمده است (ج 1 صص 274 بن جندب یا ناجیه بن عمرو صحابی است نام او ذکوان بود و پیغمبر او را ناجیه نامید همچنانکه از قریش نجات یافته بود...
