ازرود

[اَ] (اِخ) موضعی در خانقاه پی سوادکوه. (سفرنامهء مازندران و استراباد رابینو ص 115 بخش انگلیسی).


ازره

[اِ رَ] (ع اِ) هیئت ازارپوشی. (منتهی الارب).


از ره

[اَ رَ هِ] (حرف اضافهء مرکب) مخففِ از راهِ. از طریق. || بچشم. بدیدهء :
کنون از ره بیگناهان بما
نگه کن بر آئین شاهان بما.فردوسی.


ازری

[اُ زُ ری ی] (ص نسبی) منسوب به اُزر جمع ازار و سمعانی گوید شاید منسوب الیه بفروش ازار اشتغال داشته است و منتسب بدان ابوالحسین سعداللهبن علی بن محمد الازری الحنفی است. (انساب).


ازری

[اُ زَ ری ی] (اِخ) ابراهیم بن احمد. متوفی به سال 993 ه . ق. او را دیوانی است. (کشف الظنون).


ازری

[اُ زُ ری ی] (اِخ) بغدادی. رجوع بکاظم ازری و معجم المطبوعات شود.


ازریقاق

[اِ] (ع مص) ازرقاق. رجوع به ازرقاق شود.


ازریمام

[اِ] (ع مص) ازرئمام. زاده شدن بچه. || ترنجیده شدن و گرفته شدن. || منقطع شدن گمیز و بازایستادن آن. (منتهی الارب).


ازز

[اَ زَ] (ع اِ) پُری مجلس. تنگی مجلس. (منتهی الارب). || مجلس پُرِ کثیرالزحام. || جماعت بسیار. || حسابی از سَیر ماه و آن فصول و ایامی که داخل ماهها و سالهاست. (منتهی الارب).


از سر

[اَ سَ] (حرف اضافه + اسم، ق مرکب) از آغاز. از ابتدا. || از نو. مجدداً. باز هم. دوباره : مأمون... فرموده است تا اندازهء زمین از سر آزموده آید. (التفهیم).
درخت خشک گشته تر شد از سر
گل صدبرگ و نسرین آمدش بر.
(ویس و رامین).
پس از سر یکی بزم کردند باز
ببازیگری...


ازش

[اَ زِ] (حرف اضافه + ضمیر) (از: از + ش، ضمیر مفرد مغایب) از او. منه :
آنکه او این سخن شنید ازش
باز پیش آر تا کند پژهش.
رودکی (از حاشیهء لغت نامهء اسدی نخجوانی).
از کلنجری(1) خوشه پنج من و هردانه ای پنج درمسنگ بیاید، سیاه چون قیر و شیرین چون شکر...


ازط

[اَ زَط ط] (ع ص) مرد کج زنخ. || هموارروی. || کوسه. (منتهی الارب).


ازطوای

[ ] (اِخ) قریهء بزرگی در قضای طاطای از سنجاق و ولایت قسطمونی در مسافت قریب 28 هزارگزی شمال غربی مرکز قضا، و قریب 32 هزارگزی جنوب قصبهء جبده، و در بحر اسود دارای لنگرگاه است. رجوع به طاطای و قاموس الاعلام ترکی شود.


ازعاج

[اِ] (ع مص) از جای برکندن. از جای برانگیختن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (منتهی الارب). برخیزانیدن. (غیاث اللغات). جنبانیدن. (غیاث). قلع از مکان. || برآوردن. (غیاث اللغات). قطع کردن. || بیرون آوردن. بیرون کردن لشکر را. از پیش برداشتن : پیش از تفاقم شر و اشتعال نائرهء ایشان بکفایت مهم...


ازعاسوان

[ ] (اِ) روز نخستین از ماه سوم از ماههای خوارزمیان و آن ششم روز باشد از خردادماه و بیرونی گوید : بزمانهء ما این ازعاسوان را نشانی دارند وقت کشتن کنجید را و آنچ با وی بکارند. (التفهیم بیرونی ص 269).


ازعاف

[اِ] (ع مص) کشتن. برجای کشتن کسی را. (منتهی الارب). بزودی کشتن. برجای بکشتن. (تاج المصادر بیهقی). || اِزْآف. خسته را کشتن. (منتهی الارب).


ازعاق

[اِ] (ع مص) ترسانیدن. (مجمل اللغه) (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی). || زمین کندن پس بناگاه به آب شور رسیدن. (منتهی الارب). || ازعاق قِدْر؛ بسیار نمک کردن دیگ را. || شتاب رفتن. (منتهی الارب).


ازعال

[اِ] (ع مص) بنشاط آوردن. (منتهی الارب). فا نشاط آوردن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). در نشاط آوردن. || برکندن از جای خود کسی را. (از منتهی الارب).


ازعام

[اِ] (ع مص) امیدوار کردن. || آزمند کردن. (منتهی الارب). طمع کردن. (تاج المصادر بیهقی). || فرمانبرداری کردن. گردن نهادن. رام شدن. || ازعام ارض؛ برآمدن اول نبات آن. از زمین برآمدن و روئیدن اول گیاه. || ازعام امر؛ دست دادن کار. || ازعام لبن؛ خوش شدن گرفتن شیر. (منتهی...


ازعب

[اَ عَ] (ع ص) ناکس کوتاه بالا و زشت هیأت فربه. (منتهی الارب). ستبر.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید