ارک

[اُ رُ] (اِخ) کوهی است. || و گفته اند نام مدینهء سلمی که یکی از دو کوه طَیی ء است. || و گفته اند کوهی است غَطفان را و یوم ذی اُرُک از ایام عربست. || وادی ای است از اودیهء مرتفعه بسرزمین یمامه. (معجم البلدان).


ارک

[اَ] (اِخ) نام ولایتی است حوالی الاّن. (رشیدی) :
ستیزنده روسی ز الاّن و ارک.نظامی.


ارک

[ ] (اِخ) شهری خرد است به تغزغز بنزدیکی رود خولندغون و اندر وی میوه های بسیار است مگر انگور و او را هفت ده است و گویند از ارک و نواحی وی بیست هزار مرد بیرون آید. (حدود العالم).


ارک

[اَ رَ / اُ رَ] (اِخ) شهرکی است در جانب بری حلب قرب تدمر و آن دارای نخل و زیتونست و خالدبن الولید بهنگام سفر از عراق به شام آن را فتح کرد. (معجم البلدان) (قاموس الاعلام ترکی). || راهی است در پس کوه حضن، و آن کوهی است بین...


ارک

[اَ رَ] (اِخ) (مستدیم) (سفر پیدایش 10:10) اور(1). اوروک(2). اِرخ(3). شهری در کلدیه که نمرود آنرا بر دجله بنا کرد و یونانیان و رومانیان آن را «ارکوی» میگفتند و بعید نیست که همان «ورقه» یا «ارقه» حالیه باشد که بجنوب شرقی بابل واقع است و رأی بعضی که ارک را...


ارکاء

[اِ] (ع مص) پناه گرفتن به. (منتهی الارب). پناه بردن: ارکی الیه. || پناه بکسی دادن. (تاج المصادر بیهقی). زنهار دادن. || مهلت دادن. (منتهی الارب). || گناه نهادن. گناه بر کسی نهادن. (تاج المصادر بیهقی): ارکی علیه؛ گناه نهاد بر وی و بد گفت. (منتهی الارب). || ارکاء جند؛...


ارکا ارکا

[اُ رِ اُ رِ] (یونانی، جمله) یافتم! یافتم! رجوع به ارشمیدس شود.


ارکاب

[اِ] (ع مص) بزین آمدن ستور. (تاج المصادر بیهقی). بر زین آمدن ستور. (زوزنی). یعنی نزدیک بسواری رسیدن اسب کُرّه. (منتهی الارب). بزین درآمدن اسب. || ارکاب کسی را؛ ستور برنشستنی، یعنی مرکب سواری دادن، او را. برنشاندن. (زوزنی). سوار کردن.


ارکاب

[اَ] (ع اِ) جِ رَکَب، به معنی زهار، بن آن، شرم زن و ظاهر آن.


ارکات

[اَ] (اِخ) شهری است حاکم نشین ایالت مدرس که دارای 350000 تن جمعیت است.


ارکاج

[اَ] (آذری، اِ) نهاز. پیش آهنگ رمه. و امروز نیز در آذربایجان متداول است. در نسخه ای از لغت فرس اسدی آمده: نهاز، پیشرو رمه باشد چون ارکاج.


ارکاح

[اِ] (ع مص) اعتماد کردن. تکیه کردن. || تکیه دادن چیزی را. (منتهی الارب). پشت بجای بازنهادن. (تاج المصادر بیهقی). || مضطر گردانیدن. (منتهی الارب). مُلجأ کردن.


ارکاح

[اَ] (ع اِ) جِ رُکح، به معنی بینی کوه و کرانه و ناحیهء آن. (منتهی الارب). || خانه های راهبان. (منتهی الارب).


ارکادرس

[اَ دَ رِ] (اِخ) نام کوهی در «پی سی یَاووَدَه»، مسقط الرأس گئومات مغ، غاصب تاج و تخت هخامنشی. (ایران باستان ص 532).


ارکاز

[اِ] (ع مص) یافتن رکاز در زمین. (منتهی الارب). یعنی بگنج و بکان رسیدن. (آنندراج). یافتن گنج نهاده را. یافتن کان را. یافتن مال پنهان. گنج و کان یافتن. (تاج المصادر بیهقی). || صاحب رِکاز گردیدن کان. صاحب گنج یا کان شدن.


ارکاز

[اَ] (ع اِ) جِ رِکز.


ارکاز

[اَ] (اِ) در «خوار» بقسمی گیاه که برگهای پرآب و ساقهای خشک دارد گویند و نام دیگر آن شور کوهی است. رجوع بشور کوهی شود.


ارکازه

[ ] (اِ) پاانداز. آنچه پیش برند از تحف و هدایا قادم را در نزدیک خانه یا اول ورود :
چون ز سر کوی نگارم رسد
پیش برون آرمش ارکازه ای.سوزنی.


ارکاس

[اِ] (ع مص) نگوسار کردن. (زوزنی). نگونسار کردن. سرنگون کردن. || واگردانیدن. (زوزنی). اِنکاس. بازگردانیدن. به سپسایگی برگردانیدن. قوله تعالی : و الله ارکسهم بماکسبوا (قرآن 4/88)؛ ای ردهم الی کفرهم. || ارکاس جاریه؛ برآمدن گرفتن پستان وی. (منتهی الارب).


ارکاض

[اِ] (ع مص) بزرگ شدن بچه در شکم و جنبیدن و لگد زدن آن. (منتهی الارب). بجنبیدن بچه در شکم ستور. (زوزنی). بزرگ شدن بچه در شکم مادیان و لگد زدن آن. (آنندراج). جنبیدن بچه در شکم اسب. (کنزاللغات).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید