ارام

[اَ] (اِخ) (عالی) این اسم از ارام بن سام منقول است و سه تن در کتاب مقدس به این اسم بودند: اول ارام بن نوح است (سفر پیدایش 10:22). دوم نوهء ناحور (پیدایش 22:21). سوم یکی از اجداد عیسی مسیح. (کتاب روت 4:19، اول تواریخ ایام 2:10، انجیل متی1:3، انجیل...


ارام

[اَ] (اِخ) مملکتی در نزدیکی شام عبرانیان. این نام را بهمهء ممالکی که در شمال فلسطین واقع بود اطلاق میکردند که شرقاً از دجله امتداد یافته به بحرالاوسط میرسید، و از شمال نیز بسلسلهء کوههای تاروس ممتد بود، در این صورت شامل الجزیره که عبرانیان ارام نهریم (سفر پیدایش 24:10)...


ارام

[اَ] (اِخ) آبی یا کوهی بدیار جذام در اطراف شام. رجوع به اِرَم شود.


ارام الکناس

[اِ مُلْ کِ] (اِخ) ریگی است در بلاد عبدالله بن کلاب. (معجم البلدان).


ارامل

[اَ مِ] (ع ص، اِ) جِ اَرمَل و اَرمَله. مردان بی زن. زنان بی شوهر. || مستمندان. فقیران. مساکین. درویشان. مردان و زنانی که قدرت بهیچ چیز نداشته باشند. (غیاث): فضلهء مکارم ایشان [ توانگران ] به اَرامِل و پیران و اقارب و جیران رسیده. (گلستان). || جِ اُرموله. رجوع...


ارامنه

[اَ مِ نَ / نِ] (از ع، ص، اِ)(1) جِ اَرمنی.
(1) - Les armeniens.


ارام نهرین

[ ] (اِخ) (اراضی مرتفعهء نهرین) این نام در مزامیر 60 و سفر پیدایش 24:10 و سفر تثنیه 23:4 و سفر داوران 3:8 و غیره مذکور است و شامل زمین حاصلخیزی است که میانهء فرات و دجله واقع و به بین النهرین موسوم است. (کتاب اعمال رسولان 2:9 و 7:2)...


ارامونی

[اَ] (از یونانی، اِ) آنومیا. بیونانی شقایق النعمان است. (تحفهء حکیم مؤمن). بلغت یونانی لاله را گویند و آن باغی و صحرائی هر دو باشد و بعربی شقایق النعمان خوانند و نوعی دیگر هم هست که آنرا آذریون گویند. (برهان قاطع). انومنا(1). رجوع به شقایق شود.
(1) - Anemone.


ارامی

[اَ] (ص نسبی، اِ)(1) آرامی. منسوب به ارام. مردم ارام. || دستهء زبانهائی که در ارام بدان تکلم میکردند و آن از شعب السنهء سامیه است و به دو لهجه تقسیم میشود: کلدانی (لهجهء شرقی) و سریانی (لهجهء غربی).
(1) - Arameen.


ارامیتس

[اَ] (اِخ)(1) کرسی ناحیهء پیرنهء سفلی در فرانسه، بمسافت 15 هزارگزی جنوب غربی اُلُرُن. دارای 735 تن سکنه.
(1) - Aramits.


ارامیل

[اَ] (ع ص، اِ) جِ اَرمَل و اَرْمَلَه. || (اِ) جِ اُرموله.


ارانٍ

[اَ نِنْ] (ع اِ) اَرانی. اَرانِب. جِ ارنب. خرگوشان. (منتهی الارب).


اران

[اَ] (اِخ) شهریست که قباد آنرا بنا کرده است. حلوان(1) :
اران خواند آن شارسان را قُباد
که تازی کنون نام حلوان نهاد.
فردوسی (از بعض لغت نامه ها).
و رجوع به ارّان شود.
(1) - و رجوع به فهرست ولف شود.


اران

[اَ] (اِخ) از نواحی کارکَنده ساری. (سفرنامهء مازندران و استراباد رابینو ص 121 و 129).


اران

[اَرْ را] (اِ) حنّا که بدان دست و پای و محاسن خضاب کنند. (برهان قاطع).


اران

[اَرْ را] (اِخ)(1) اقلیمیست در آذربایجان، همانجا که امروز از راه تسمیهء جزء به اسم کل روسها بدان نام آذربایجان داده اند. صاحب برهان قاطع گوید: ولایتی است از آذربایجان که گنجه و بردع از اعمال آنست. گویند معدن طلا و نقره در آنجاست و بی تشدید هم گفته اند...


اران

[اَرْ را] (اِخ) آلبانی(1). (ایران باستان ص 2271 و 2401).
(1) - Albanie.


اران

[اَرْ را] (اِخ) نام قلعه ای از نواحی قزوین. (معجم البلدان).


اران

[اَرْ را] (اِخ) لغتی است در حرّان. دمشقی در نخبه الدهر (ص 191) آرد: و صارت القصبه حرّان و نسبت الی بناء ارّان بن آزر و آزر ابو ابراهیم الخلیل (ع مص) و کانت حران مدینه الصابیه - انتهی. و یاقوت گوید: ارّان اسم است حران بلد مشهور از دیار...


اران

[اَ] (اِخ)(1) جزیره ای در اسکاتلند بمسافت پنج میلی مشرق کنتیر و سیزده میلی مغرب اسکاتلند و بین آن دو خلیج کلَید فاصله است و معظم طول آن قریب 21 میل و عرض آن 12 میل است از احجار آن یشم و عقیق و بلور سنگی مشهور به الماس اران...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید