ادیمی

[اَ] (اِخ) رجوع به مبارک محمد شود. (معجم المطبوعات).


ادین

[اَ یُ] (ع اِ) جِ دَین. وامها.


ادینده

[اَ یَ دَ / دِ] (اِ) آدینده. قوس قزح. رجوع به آدینده شود.


ادینو

[اَ] (اِخ) قصبه ای در پروس از ولایت رن سفلی واقع در مسافت 45 هزارگزی کوبلنتر، دارای 1230 تن سکنه. (ضمیمهء معجم البلدان).


ادینه

[؟ نَ] (اِخ) رجوع به بابااحمدی (طایفهء) شود.


ادینه ون

[؟ نَ وَ] (اِخ) رجوع به بسحاق (طایفهء) شود.


ادیون

[اَدْ / اِدْ] (اِ) ادیان. (جهانگیری). بمعنی ادیان است که چاروای دونده باشد. (برهان قاطع). چارپای دوندهء فربه.


ادیه

[اَ دَیْهْ] (ع اِ) یَدَیْه: قطع الله اَدیه؛ خدا ببرد هر دو دست او را.


ادیه

[اُ دَیْ یَ] (اِخ) نامی از نامهای عرب از جمله نام پدر عروهء شاعر.


ادیه

[اَ دی یَ] (ع ص) تأنیث اَدی: غنم ادیّه؛ ای قلیله.


اذ

[اَذذ] (ع مص) بریدن با شمشیر و جز آن.


اذ

[اِ] (ع حرف ربط) چون. برای آنکه. || آنگاه. و آن برای زمان ماضی است و گاهی برای مفاجاه آید بشرط که در جواب بینا یا بینما واقع شود و قد تکون زائده نحو اذ واعدنا موسی (قرآن 2/51)؛ ای واعدنا. (منتهی الارب).


اذآب

[اِذْ] (ع مص) ترسیدن. (منتهی الارب). || گیسو ساختن کسی را: اذآب غلام؛ گیسو ساختن پسر را.


اذآر

[اِذْ] (ع مص) اذآر کسی؛ بخشم آوردن او را. اغضاب. در خشم آوردن. (منتهی الارب). || ترسانیدن او را. || حریص کردن ویرا. ایلاع. || دلیر کردن او را بر. دلیر گردانیدن. (منتهی الارب). || برآغالانیدن ویرا بر. || مضطر کردن کسی را بسوی کسی(1).
(1) - در نسخهء منتهی الارب...


اذآم

[اِذْ] (ع مص) ترساندن. ترسانیدن. (منتهی الارب). || بناخواست و ستم بر کاری داشتن. (منتهی الارب). اکراه.


اذا

[اِ] (ع حرف ربط) چون. وقتی. (غیاث اللغات). || پس. (غیاث اللغات). و تکون للمفاجاه و لغیرها. (منتهی الارب). ناگاه. (غیاث اللغات). || و قد تکون زائده نحو: حتی اذا اتوا علی وادی النمل (قرآن 27/18)؛ ای حتی اتوا. (منتهی الارب).


اذاً

[اِ ذَنْ] (ع ق) فاذاً. آنگاه: ام لهم نصیب من الملک فاذاً لایؤتون الناس نقیراً. (قرآن 4/53)؛ نه که مر ایشان راست بهره از پادشاهی دنیا که آنگاه ندادند مردم را مقدار پشت خرما. (تفسیر ابوالفتوح ج 1 ص 774).


اذابه

[اِ بَ] (ع مص) گداختن (متعدی). گدازانیدن. (زوزنی) (منتهی الارب). آب کردن. || غارت کردن. (منتهی الارب). || اذابهء امر خویش؛ نیکو کردن کار خود را. (منتهی الارب).


اذات

[اَ] (ع مص، اِمص) اَذاه. اَذی. اَذیّت. رنجش. رنجه. رنجه شدن. (مؤید الفضلاء). || رنجه کردن. (مؤید الفضلاء).


اذاخر

[اَ خِ] (ع اِ) جِ اِذخر. || جمع الجمع گونه ای، یقال: ذُخْر و اَذْخُر و اَذاخِر، نحو اَرْهُط و اَراهِط. (معجم البلدان).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید